۲۵٪ تخفیف۲۵٪ تخفیف طراحی سایت
فروشگاه اینترنتی

سئو سایت فروشگاهی؛ راهنمای عملی از دسته‌بندی تا محصول ناموجود

سئو سایت فروشگاهی یعنی قاعده نوشتن برای دسته، فیلتر، صفحه‌بندی، کالای ناموجود و قیمت ریالی در داده‌ساختار؛ بر پایه‌ی راهنمای گوگل و تجربه‌ی دو فروشگاه واقعی.

۲۵ دقیقه مطالعه
سئو سایت فروشگاهی؛ راهنمای عملی از دسته‌بندی تا محصول ناموجود

فروشگاهت شاید ۱۰۰ محصول داشته باشد، شاید ۱۰ هزار تا. ولی وقتی گزارش صفحه‌ها را در سرچ کنسول باز می‌کنی، عددها با هم نمی‌خوانند. گوگل چند برابر محصولاتت نشانی پیدا کرده: صفحه‌ی فیلتر، صفحه‌ی مرتب‌سازی، صفحه‌ی ۴۰ از دسته‌ای که ۳ صفحه بیشتر ندارد. هم‌زمان کلی از محصولات واقعی‌ات اصلاً ایندکس نشده‌اند. بیشتر گرفتاری‌های سئو سایت فروشگاهی از همین‌جا شروع می‌شود، نه از کلیدواژه.

این‌جا همان نقطه‌ای است که سئوی فروشگاه از سئوی یک سایت معمولی جدا می‌شود. در سایت شرکتی با ۱۰ تا ۲۰ صفحه سروکار داری که خودت نوشته‌ای. فروشگاه یک کارخانه‌ی صفحه‌سازی است. اگر برایش قاعده ننویسی، خودش علیه خودش کار می‌کند.

این راهنما از دو جا آمده. یکی راهنماهای رسمی گوگل برای فروشگاه‌های اینترنتی. دیگری تجربه‌ی ساخت دو فروشگاه واقعی: مقبول یدک، فروشگاه لوازم یدکی با حدود ۴۲۰۰ قلم کالا که از نرم‌افزار حسابداری می‌آید، و آلادخت، فروشگاه پارچه‌ای که هم متری می‌فروشد هم طاقه‌ای. هر جا تصمیم ما با حرف گوگل فرق داشته، دلیلش را هم گفته‌ایم.

اگر دنبال اصول کلی سئو هستی، مثل تحقیق کلیدواژه یا گرفتن پیوند از سایت‌های دیگر، این مقاله سراغشان نمی‌رود. این‌جا فقط چیزهایی آمده که مخصوص فروشگاه است: دسته، محصول، فیلتر، ناموجودی، داده‌ساختار و مقایسه‌گر.

سئو سایت فروشگاهی با سئوی سایت معمولی چه فرقی دارد؟

سئو سایت فروشگاهی یعنی کاری کنی که گوگل صفحه‌های دسته و محصولت را پیدا کند، درست بفهمد و به کسی نشان بدهد که دنبال خرید همان چیز است. اصولش همان اصول همیشگی سئوست. فرقش در این‌هاست:

  • تعداد صفحه‌ها از دستت درمی‌رود. هر فیلتر، هر مرتب‌سازی و هر صفحه از صفحه‌بندی یک نشانی تازه می‌سازد. چند فیلتر ساده کنار هم می‌توانند هزاران نشانی بسازند.
  • صفحه‌ها شبیه هم‌اند. یک قطعه برای ۱۰ خودرو، یک پارچه در ۵ رنگ. اگر حواست نباشد، گوگل این‌ها را تکراری می‌بیند و یکی‌شان را به سلیقه‌ی خودش انتخاب می‌کند.
  • محتوا زنده است. قیمت عوض می‌شود، کالا تمام می‌شود و برمی‌گردد. صفحه‌ای که امروز درست است، فردا ممکن است به مشتری دروغ بگوید.
  • بیشتر از یک خواننده‌ی ماشینی داری. گوگل فقط یکی از آن‌هاست. ترب و مقایسه‌گرهای دیگر هم صفحه‌ی محصولت را می‌خوانند.

برای همین بیشتر کار سئوی فروشگاه نوشتن قاعده است، نه نوشتن تک‌تک صفحه‌ها. قاعده‌ای که بگوید هر نوع صفحه کی ایندکس شود، چه عنوانی بگیرد، وقتی خالی شد چه کند و وقتی کالا تمام شد چه بگوید. بقیه‌ی این مقاله همین قاعده‌هاست.

ساختار دسته‌بندی؛ درختی که مشتری و گوگل در آن گم نشوند

گوگل در راهنمای ساختار فروشگاه‌های اینترنتی ساختار سلسله‌مراتبی را پیشنهاد می‌کند: از منو به دسته، از دسته به زیردسته و از زیردسته به محصول. این را همه شنیده‌اند. ولی همین صفحه نکته‌هایی دارد که کمتر دیده می‌شود.

اول اینکه ربات گوگل در جعبه‌ی جست‌وجوی سایتت چیزی تایپ نمی‌کند. محصولی که فقط از راه جست‌وجوی داخلی پیدا می‌شود، ممکن است هیچ‌وقت دیده نشود. برای همین گوگل «اکیداً توصیه» می‌کند به هر محصولی که می‌خواهی ایندکس شود، از جایی پیوند بدهی.

دوم اینکه پیوند باید پیوند واقعی باشد، یعنی تگ <a href>. کارت محصولی که با یک رویداد جاوااسکریپت باز می‌شود، برای مشتری کار می‌کند و برای ربات نه.

دسته را با زبان مشتری بچین، نه زبان انبار

درخت دسته‌بندی را معمولاً کسی می‌چیند که انبار را می‌شناسد. نتیجه‌اش دسته‌هایی مثل «قطعات سیستم ترمز» یا «منسوجات» است. مشتری ولی با زبان خودش جست‌وجو می‌کند. کسی که لنت ترمز می‌خواهد، اسم خودرویش را هم کنارش می‌نویسد.

در مقبول یدک برای همین یک لایه‌ی دیگر اضافه کردیم: صفحه‌ای برای هر خودرو در هر دسته. عنوانش هم ساده است: «قیمت و خرید» به‌اضافه‌ی نام دسته و نام خودرو. این‌ها صفحه‌هایی برای جست‌وجوهای دم‌بلندند، یعنی جست‌وجوهای دقیق و چندکلمه‌ای. رقابتشان کمتر است و کسی که چنین چیزی جست‌وجو می‌کند، تقریباً آماده‌ی خرید است.

ولی صفحه‌ی ترکیبی خطر هم دارد. اگر برای هر ترکیب ممکن صفحه بسازی، هزاران صفحه‌ی خالی یا تک‌کالایی درست می‌شود. قاعده‌ای که برای این صفحه‌ها نوشتیم این است:

  • اگر فهرست کالاها خالی باشد، صفحه noindex می‌شود.
  • اگر پارامتری در نشانی باشد، مثلاً برای مرتب‌سازی، باز هم noindex.
  • صفحه‌ای که بیرون از محدوده‌ی صفحه‌بندی باشد، ۴۰۴ واقعی می‌دهد.
  • برای ۲۰ کالای اول نشانه‌گذاری ItemList هست و پایین صفحه یک بخش پرسش و پاسخ.

اگر داری فروشگاه تازه‌ای راه می‌اندازی، این درخت را همین حالا روی کاغذ بکش. جابه‌جا کردن دسته‌ها بعد از اینکه گوگل ایندکسشان کرد، یعنی ریدایرکت پشت ریدایرکت و دوره‌ای که گوگل باید همه‌چیز را از نو بفهمد. مرحله‌ی طراحی سایت فروشگاهی جای این تصمیم است، نه ۶ ماه بعد از افتتاح.

مسیر بالای صفحه را جدی بگیر

منظور همان ردیف کوچک «خانه، دسته، زیردسته، محصول» بالای صفحه است که به آن بردکرامب هم می‌گویند. هم به مشتری می‌گوید کجاست، هم به گوگل. داده‌ساختارش BreadcrumbList است و طبق راهنمای مسیر صفحه در گوگل دست‌کم دو مرحله لازم دارد. نکته‌ی ظریفش این است که به گفته‌ی گوگل، این مسیر بهتر است راه معمول کاربر را نشان بدهد، نه لزوماً ساختار نشانی را.

متن صفحه‌ی دسته؛ چه بنویسیم که فقط جا پر نکند

صفحه‌ی دسته معمولاً مهم‌ترین صفحه‌ی فروشگاه برای گوگل است. کلیدواژه‌های عمومی‌تر، مثل «پارچه کتان» یا «لنت ترمز»، آن‌جا رتبه می‌گیرند نه در صفحه‌ی تک محصول. با این حال بیشتر فروشگاه‌ها یکی از این دو اشتباه را می‌کنند: یا صفحه‌ی دسته هیچ متنی ندارد، یا یک دیوار متن پر از کلیدواژه پایینش چسبیده که هیچ آدمی نمی‌خواندش.

عدد جادویی برای طول متن نداریم. سؤال درست این است: مشتری پیش از انتخاب، چه چیزی را نمی‌داند؟ متن دسته جواب همین سؤال است. چیدمانی که ما ترجیح می‌دهیم این است:

  • بالای فهرست، ۲ یا ۳ جمله‌ی کوتاه: این دسته چه دارد و به درد چه کسی می‌خورد. بیشتر از این نه. مشتری آمده محصول ببیند و متن نباید محصولات را پایین هل بدهد.
  • پایین فهرست، راهنمای انتخاب: فرق جنس‌ها، اندازه‌ها یا درجه‌های کیفیت. همان چیزی که یک فروشنده‌ی باتجربه پشت پیشخوان می‌گوید. برای فروشگاه پارچه یعنی اینکه عرض پارچه چه اثری روی متراژ لازم دارد. برای لوازم یدکی یعنی فرق قطعه‌ی اصلی با قطعه‌ی جایگزین.
  • چند پرسش واقعی که مشتری‌ها تلفنی یا در پیام می‌پرسند، با جواب کوتاه.

یک آزمون ساده هم دارد. متن دسته را بردار و جای دسته‌ی دیگری بگذار. اگر هنوز معنی می‌دهد، آن متن نه به درد گوگل می‌خورد نه به درد مشتری.

صفحه‌ی محصول؛ چرا توضیح تولیدکننده کافی نیست

راحت‌ترین کار دنیا کپی کردن توضیح محصول از سایت تولیدکننده یا از یک فروشگاه بزرگ‌تر است. همه همین کار را می‌کنند و مشکل دقیقاً همین است. ۱۰۰ فروشگاه با یک متن یکسان، و گوگل هیچ دلیلی ندارد صفحه‌ی تو را بالاتر از ۹۹ تای دیگر بیاورد.

این فقط سلیقه‌ی ما نیست. سیاست هرزنامه‌ی گوگل صفحه‌هایی را که توضیح و نقد محصولشان مستقیم از فروشنده‌ی اصلی کپی شده، نمونه‌ی «وابستگی کم‌ارزش» می‌داند. بازنشر محتوای سایت‌های دیگر بدون اینکه چیزی به آن اضافه شود هم در همین سیاست آمده.

لازم نیست برای هر محصول مقاله بنویسی. کافی است چیزی اضافه کنی که فقط تو می‌دانی:

  • با چه چیزی سازگار است یا به چه کاری می‌آید. در لوازم یدکی، فهرست خودروهای سازگار مهم‌ترین اطلاعات کل صفحه است.
  • شماره‌ی فنی یا کد اصلی کالا. مشتری حرفه‌ای دقیقاً با همین جست‌وجو می‌کند.
  • مشخصه‌ای که به کار خرید بیاید: جنس، عرض، وزن، درجه‌ی کیفیت. نه یک فهرست ۲۰ خطی از عددهای کارخانه.
  • جواب سؤال‌هایی که مشتری‌ها بارها می‌پرسند. هر سؤال تکراری در پیام‌ها یعنی یک خط جاافتاده در صفحه‌ی محصول.

وقتی کاتالوگ از نرم‌افزار حسابداری می‌آید

این بخش را تقریباً هیچ راهنمای سئوی فروشگاهی نمی‌گوید، ولی برای خیلی از فروشگاه‌های ایرانی مهم‌ترین بخش است. اگر کالاهایت از نرم‌افزار حسابداری با سایت همگام می‌شوند، عنوان محصول در سایت همان چیزی است که کسی سال‌ها پیش برای انبار تایپ کرده.

کاتالوگ مقبول یدک هر چند دقیقه از حسابفا همگام می‌شود. وقتی فهرست عنوان‌ها را بررسی کردیم، حدود ۲۶۰ عنوان نه نام خودرو داشتند نه هیچ مشخصه‌ای. حدود ۱۴۰۰ عنوان هم برند نداشتند. عنوانی در حد «لنت جلو» برای انباردار کافی است. برای گوگل و مشتری تقریباً هیچ معنایی ندارد.

اصلاح را از سایت شروع نکردیم، از خود حسابفا شروع کردیم. عنوانی که فقط در سایت درست شود، با همگام‌سازی بعدی دوباره خراب می‌شود. یا بدتر، سایت و حسابداری از هم جدا می‌افتند و دیگر کسی نمی‌داند کدام درست است.

سئوی فروشگاهی که از حسابداری تغذیه می‌شود، از عنوان کالا در حسابداری شروع می‌شود.

عنوان و توضیح هزاران محصول؛ قالب بله، تکرار نه

برای ۴۰۰۰ محصول نمی‌شود دستی عنوان و توضیح متا نوشت. خبر خوب اینکه گوگل هم چنین انتظاری ندارد. در راهنمای توضیح صفحه در نتایج صریح گفته برای سایت‌های بزرگی که از پایگاه داده ساخته می‌شوند، ساختن خودکار توضیح متا «مناسب است و تشویق می‌شود». شرطش این است که توضیح هر صفحه دقیقاً همان صفحه را وصف کند و همه‌ی صفحه‌ها توضیح یکسان نداشته باشند. همین راهنما می‌گوید توضیح خوب صفحه‌ی محصول، داده‌های پراکنده‌ای مثل قیمت و سازنده را یک‌جا جمع می‌کند.

عنوان کمی حساس‌تر است. راهنمای عنوان صفحه در نتایج می‌گوید عنوان بلندی که فقط در یک تکه عوض می‌شود، «قالبی» حساب می‌شود. سقف رسمی برای طول عنوان هم وجود ندارد، ولی گوگل عنوان بلند را در نتایج کوتاه می‌کند.

قاعده‌ای که در مقبول یدک نوشتیم این است:

  • عنوان محصول به شکل «قیمت و خرید» به‌اضافه‌ی نام کالاست، ولی فقط وقتی نام کالا ۴۴ نویسه یا کمتر باشد. این‌طوری پیشوند خودش باعث نمی‌شود عنوان از حدود ۶۰ نویسه بگذرد و در نتایج نصفه بماند.
  • توضیح متا خودکار از چند تکه ساخته می‌شود: نام کالا، برند، تا ۴ خودروی سازگار، درجه‌ی کیفیت، و اینکه کالا موجود است یا باید استعلام گرفت.

نتیجه این است که دو محصول توضیح یکسان ندارند، چون داده‌شان یکسان نیست. نکته‌ی اصلی همین است: قالب را از داده‌ی واقعی هر کالا بساز، نه از جمله‌های تبلیغاتی ثابت. «بهترین قیمت، ارسال سریع، ضمانت اصالت» اگر روی همه‌ی صفحه‌ها باشد، عملاً روی هیچ‌کدام نیست.

فیلتر، مرتب‌سازی و صفحه‌بندی؛ کارخانه‌ی نشانی‌های تکراری

فیلتر برای مشتری نعمت است و برای ربات گوگل هزارتو. فرض کن ۵ فیلتر داری و هر کدام ۵ گزینه. ترکیب‌هایشان، با ترتیب‌های مختلف و چند حالت مرتب‌سازی، به هزاران نشانی می‌رسد که محتوایشان تقریباً یکی است. ربات وقتش را پای این‌ها می‌گذارد و دیرتر به صفحه‌هایی می‌رسد که واقعاً مهم‌اند.

گوگل در راهنمای ناوبری فیلتردار دو راه پیش پایت می‌گذارد:

  • اگر لازم نیست نشانی‌های فیلترشده در گوگل باشند، جلوی خزیدنشان را با robots.txt بگیر.
  • اگر می‌خواهی خزیده شوند، نظمشان بده: پارامترها با & از هم جدا شوند، ترتیب فیلترها همیشه ثابت بماند و یک فیلتر دو بار در نشانی نیاید.

همان صفحه دو نکته‌ی مهم دیگر هم دارد که کمتر کسی به آن توجه می‌کند. گذاشتن canonical روی صفحه‌ی فیلتر به سمت نسخه‌ی بدون فیلتر، حجم خزیدن را فقط «به‌مرور» کم می‌کند، نه یک‌شبه. و nofollow فقط وقتی اثر دارد که روی تک‌تک پیوندهایی باشد که به آن نشانی می‌رسند.

صفحه‌ی فیلتر را ایندکس کنیم یا نه؟

جواب کوتاه: بیشترشان را نه. جواب کامل‌تر: فیلتری که جواب یک جست‌وجوی واقعی است، نباید فیلتر بماند. باید صفحه‌ی دسته‌ی جدا بشود، با نشانی تمیز، عنوان خودش و متن خودش. اگر مردم «پارچه کتان» را زیاد جست‌وجو می‌کنند، «کتان» نباید فقط یک تیک در فیلتر جنس باشد. ولی ترکیبی مثل «کتان، عرض ۱۵۰، ارزان‌ترین اول» جایی در نتایج گوگل ندارد.

در آلادخت فیلترها بر پایه‌ی جنس، عرض و کاربرد است. هر ترکیب فیلتر canonical را به صفحه‌ی فروشگاه می‌دهد، چون ترکیب‌ها عملاً بی‌نهایت‌اند و با چند ده پارچه، هیچ‌کدامشان آن‌قدر کالا ندارد که ارزش صفحه‌ی جدا داشته باشد. برای کاتالوگی در این اندازه همین کافی است. اگر روزی کاتالوگ چند برابر شود و گزارش‌ها نشان بدهند ربات بیشتر وقتش را در فیلترها می‌گذراند، قدم بعدی بستن پارامترهای فیلتر با robots.txt است.

دام ترکیب robots.txt و noindex

چند راهنمای فارسی پیشنهاد می‌کنند صفحه‌ی فیلتر را هم در robots.txt ببندی و هم رویش noindex بگذاری، محض اطمینان. این دو با هم کار نمی‌کنند. وقتی خزیدن صفحه‌ای را بسته‌ای، ربات اصلاً بازش نمی‌کند که noindex را ببیند. تازه گوگل می‌گوید نشانی مسدودشده ممکن است بدون محتوایش ایندکس شود.

پس برای هر نوع نشانی فقط یک ابزار انتخاب کن:

  • می‌خواهی از نتایج بیرون بماند؟ noindex بگذار و اجازه‌ی خزیدن بده تا ربات ببیندش.
  • می‌خواهی ربات وقتش را آن‌جا هدر ندهد؟ robots.txt.
  • می‌خواهی بگویی نسخه‌ی اصلی کدام است؟ canonical یا ریدایرکت ۳۰۱.

راهنمای یکی کردن نشانی‌های تکراری هم صریح است: ریدایرکت دائمی و canonical سیگنال‌های قوی برای انتخاب نسخه‌ی اصلی‌اند. برای این کار نه از robots.txt استفاده کن، نه از noindex.

صفحه‌بندی؛ صفحه‌ی دوم را به صفحه‌ی اول ارجاع نده

این شاید رایج‌ترین اشتباه سئوی فروشگاه باشد و ما هم یک بار مرتکبش شدیم. در نسخه‌ی اول آلادخت، همه‌ی صفحه‌های صفحه‌بندی canonical را به صفحه‌ی اول می‌دادند. منطقش به نظر درست می‌آمد: همه یک دسته‌اند دیگر.

با ۹ پارچه هیچ فرقی نمی‌کرد، چون همه در صفحه‌ی اول جا می‌شدند. ولی کاتالوگ که به ۲۵ پارچه رسید، نیمی از پارچه‌ها فقط از راه نقشه‌ی سایت پیدا می‌شدند. گوگل صفحه‌ی دوم را تکرار صفحه‌ی اول می‌دید و پارچه‌های آن صفحه از مسیر عادی پیوندها جا می‌ماندند.

راهنمای صفحه‌بندی گوگل در این مورد صریح است: صفحه‌ی اول را canonical همه‌ی صفحه‌ها نکن. هر صفحه نشانی یکتا و canonical خودش را داشته باشد. حالا در آلادخت هر صفحه از صفحه‌ی دوم به بعد به خودش ارجاع می‌دهد. همین راهنما دو نکته‌ی دیگر هم دارد:

  • ربات گوگل روی دکمه کلیک نمی‌کند. «بارگذاری بیشتر» و اسکرول بی‌پایان، اگر پیوند واقعی به صفحه‌ی بعد نداشته باشند، یعنی محصولات بعدی برای گوگل وجود ندارند.
  • گوگل دیگر از rel=next/prev استفاده نمی‌کند. اگر راهنمایی هنوز آن را راه‌حل اصلی صفحه‌بندی می‌داند، قدیمی است.

صفحه‌ای که نباید باشد، باید ۴۰۴ بدهد

نشانی صفحه‌ی ۹۹ از دسته‌ای را باز کن که فقط ۳ صفحه دارد. چه می‌بینی؟ در خیلی از فروشگاه‌ها یک صفحه‌ی خالی با پیام «محصولی پیدا نشد» و کد وضعیت ۲۰۰، یعنی «همه‌چیز مرتب است». سرچ کنسول به این می‌گوید «۴۰۴ نرم» (soft 404) و گوگل در راهنمای خطاهای خزیدن دقیقاً همین مثال را آورده.

در راهنمای فیلترها هم آمده که برای ترکیب فیلتر بی‌نتیجه و صفحه‌بندی‌ای که وجود ندارد، همان‌جا ۴۰۴ برگردان و کاربر را به یک صفحه‌ی عمومی «پیدا نشد» ریدایرکت نکن.

در آلادخت همین ایراد را داشتیم و پیدا کردنش درس خوبی بود. کد برای صفحه‌ی ۹۹ درست دستور «پیدا نشد» را می‌داد. ولی صفحه با بارگذاری جریانی ساخته می‌شد، یعنی سرور تکه‌ی اول صفحه را پیش از آماده شدن بقیه می‌فرستاد، و بعد از آن کد وضعیت دیگر عوض نمی‌شد. ظاهر صفحه خطا بود و کدش ۲۰۰. اصلاحش کردیم و حالا ۴۰۴ واقعی می‌دهد. دسته‌ی ناشناخته هم ۴۰۴ می‌دهد.

یک ظرافت هم دارد: اگر خواندن پایگاه داده شکست بخورد، ۴۰۴ نمی‌دهیم. یک قطعی چنددقیقه‌ای نباید به گوگل بگوید همه‌ی دسته‌ها حذف شده‌اند.

کد وضعیت را با ابزار بررسی کن، نه با چشم. صفحه‌ای که «پیدا نشد» نشان می‌دهد، لزوماً ۴۰۴ نمی‌فرستد؛ مخصوصاً در سایت‌هایی که با بارگذاری جریانی ساخته شده‌اند.

نشانی محصول؛ فارسی، انگلیسی یا آوانویسی؟

این سؤال در گروه‌های سئو همیشه بحث راه می‌اندازد. برویم سراغ منبع.

گوگل در راهنمای ساختار نشانی می‌گوید در نشانی از کلمه‌های زبان مخاطبت استفاده کن، «و در صورت لزوم آوانویسی‌شده». یعنی هم نشانی فارسی پذیرفته است هم آوانویسی. ولی همین راهنما می‌گوید نویسه‌های بیرون از محدوده‌ی ASCII، یعنی تقریباً هر چیزی جز حروف و رقم‌های لاتین، باید درصدی کد شوند. در نمونه‌ی عربی‌اش هم شکل کدشده را توصیه کرده، نه حروف خام را.

نشانی انگلیسی، یعنی ترجمه‌ی نام کالا به انگلیسی، با خواسته‌ی گوگل که «زبان مخاطب» است کمتر جور درمی‌آید. مگر جایی که مخاطبت واقعاً با همان کلمه‌ها جست‌وجو می‌کند، مثل نام برند یا شماره‌ی فنی.

در عمل نشانی فارسی وقتی دردسر می‌سازد که سایت یک جا شکل کدشده بسازد و جای دیگر شکل خام. پیوند داخلی یک شکل، نقشه‌ی سایت شکل دیگر، canonical شکل سوم. راهنمای نشانی فروشگاه‌های گوگل دقیقاً همین را می‌خواهد که پیوندهای داخلی، نقشه‌ی سایت و canonical همه یک شکل از نشانی را به کار ببرند.

نظر ما این است: اگر سیستمت کدگذاری را همه‌جا یکسان انجام می‌دهد، نشانی فارسی مشکلی ندارد. اگر مطمئن نیستی، آوانویسی امن‌تر است. نشانی همین مقاله هم آوانویسی است: seo-site-forooshgahi. هر کدام را انتخاب کردی، کلمه‌ها را با خط تیره جدا کن نه زیرخط، و نشانی محصول را از پارامترهای اضافی خالی نگه دار.

درباره‌ی گونه‌ها، مثل رنگ و اندازه: گوگل می‌خواهد هر گونه با نشانی جدا قابل شناسایی باشد. اگر گونه‌ها را با پارامتر اختیاری ساخته‌ای، نشانی بدون پارامتر نسخه‌ی اصلی است. پارامتر هم به شکل کلید و مقدار باشد و دو بار تکرار نشود. یادت باشد گوگل بخش بعد از # را در ایندکس به حساب نمی‌آورد. رنگی که فقط با # جدا شده، برای گوگل رنگ جدایی نیست.

قبل از هر قراردادی، پیش‌نمایش صفحه‌ی اصلی سایتت را ببین — طراحی‌اش رایگان است.

شروع کن

محصول ناموجود؛ نگه داریم، پنهان کنیم یا ریدایرکت کنیم؟

توصیه‌ی رسمی گوگل روشن است. در راهنمای راه‌اندازی فروشگاه می‌گوید به‌جای حذف محصول، آن را «ناموجود» علامت بزن تا همه‌ی محتوای سایت، از جمله محصولات، ایندکس بماند. منطقش هم درست است. صفحه‌ای که امروز ناموجود است، شاید ماه بعد دوباره بفروشد و نباید اعتبارش را از صفر شروع کند.

ولی ما در فروشگاه مقبول یدک راه دیگری رفتیم و درستش این است که دلیلش را بگوییم.

از حدود ۴۲۰۰ قلمی که از حسابفا می‌آید، حدود ۲۸۰۰ قلم موجود است. بیشتر ردیف‌های با موجودی صفر، ناموجود موقت نیستند. کالای مرده‌اند: ردیف‌هایی که در حسابداری مانده‌اند ولی دیگر دست به دست نمی‌شوند. اگر همه‌شان صفحه داشتند، هزاران صفحه‌ی نازک و بی‌مشتری می‌ساختند.

پس یک کلید ساختیم به اسم «عدم نمایش کالای ناموجود». وقتی روشن است:

  • فقط کالاهای موجود در فهرست‌ها، جست‌وجو، نقشه‌ی سایت و خروجی‌ای که ترب می‌خواند می‌آیند.
  • صفحه‌ی محصول ناموجود ۴۰۴ واقعی می‌دهد، نه صفحه‌ی خالی با کد ۲۰۰.
  • وقتی کالا دوباره موجود شد، صفحه‌اش خودکار برمی‌گردد.
  • نوار «محصولات مرتبط» همیشه فقط کالای موجود نشان می‌دهد، تا مشتری از یک صفحه‌ی خوب به بن‌بست نرسد.

این بده‌بستان است، نه قانون. هزینه‌اش این است که کالایی که فقط ۲ هفته تمام است، در همان ۲ هفته صفحه‌اش از دسترس بیرون می‌رود. برای کاتالوگی که بیشترش کالای مرده است، این هزینه می‌ارزد. برای فروشگاهی با ۳۰۰ محصول زنده، احتمالاً نه.

قاعده‌ای که پیشنهاد می‌کنیم

  • ناموجودی موقت کالای پرجست‌وجو: صفحه را نگه دار، وضعیت را در داده‌ساختار OutOfStock بگذار و روی صفحه راه خبر گرفتن یا کالای جایگزین را نشان بده.
  • کالای مرده با جایگزین روشن: با ریدایرکت ۳۰۱ به کالای جایگزین بفرست.
  • کالای مرده بدون جایگزین: پنهانش کن، یا با ۳۰۱ به دسته‌اش بفرست.

اگر نمی‌دانی کدام کالا پرجست‌وجوست، گزارش جست‌وجوی سرچ کنسول جوابت را می‌دهد. صفحه‌ای که در چند ماه گذشته نمایش و کلیک داشته، ارزش نگه داشتن دارد.

داده‌ساختار محصول؛ قیمت ریالی، واحد متری و چیزی که گوگل باید ببیند

داده‌ساختار، که بیشتر با اسم اسکیمای محصول می‌شناسندش، کدی است که به زبان ماشین به گوگل می‌گوید این صفحه محصول است، قیمتش چند است و موجود است یا نه. بیشتر راهنماهای فارسی این‌جا به یک جمله بسنده می‌کنند: «اسکیمای محصول اضافه کنید.» ولی همه‌ی دردسر در جزئیات است.

دو نوع نتیجه، بدون تضمین

طبق راهنمای داده‌ساختار محصول، گوگل دو نوع نتیجه‌ی محصول دارد. «اسنیپت محصول» برای صفحه‌ای است که نمی‌شود مستقیم از آن خرید، مثل یک نقد و بررسی. «فهرست فروشنده» برای صفحه‌ای است که مشتری از خود تو می‌خرد، یعنی همان صفحه‌ی محصول فروشگاهت. یادت باشد نمایش این جلوه‌ها به تشخیص خود گوگل است. داده‌ساختار درست شانس را بالا می‌برد، تضمین نمی‌دهد.

حداقل‌ها

طبق راهنمای فهرست فروشنده، بخش Product سه ویژگی اجباری دارد: name، image و offers. داخل Offer هم قیمت و واحد پول اجباری است. قیمت باید بیشتر از صفر باشد و موجودی با یکی از مقدارهای مجاز اعلام شود، مثل InStock، OutOfStock، BackOrder، PreOrder یا Discontinued. فقط یکی، نه ترکیبی.

تومان نه، ریال

این‌جا تقریباً همه‌ی فروشگاه‌های ایرانی خطا می‌کنند. واحد پول باید کد سه‌حرفی استاندارد باشد و کد ایران IRR است، یعنی ریال. تومان کد استاندارد ندارد. پس قیمتی که روی صفحه به تومان نوشته‌ای، در داده‌ساختار باید ضرب در ۱۰ شود.

از آن طرف، قواعد عمومی داده‌ساختار گوگل می‌گوید نشانه‌گذاری باید بازتاب واقعی محتوای صفحه باشد و اطلاعاتش به‌روز. یعنی عدد داخل کد باید دقیقاً همان قیمت روی صفحه باشد، فقط به ریال. اگر یک جا قیمت تازه شده و جای دیگر نه، یا یک جا تومان نوشته شده و جای دیگر ریال، داده‌ات با صفحه نمی‌خواند. گوگل هم گفته ممکن است پیش از نمایش، داده‌ی محصول را راستی‌آزمایی کند.

در آلادخت تبدیل تومان به ریال فقط در یک تابع انجام می‌شود. ساده به نظر می‌رسد، ولی وقتی این ضرب در چند جای کد پخش باشد، دیر یا زود یکی‌شان جا می‌ماند و قیمت ۱۰ برابر یا یک‌دهم می‌شود.

قیمت هر متر، نه قیمت کل

فرض کن پارچه را متری می‌فروشی. روی صفحه نوشته ۲۶۸ هزار تومان، برای هر متر. اگر همین عدد را خام در داده‌ساختار بگذاری، گوگل خیال می‌کند کل کالا ۲۶۸ هزار تومان است و ممکن است همین را در نتایج نشان بدهد.

راهش UnitPriceSpecification است همراه referenceQuantity. در آلادخت قیمت با واحد MTR، یعنی کد استاندارد متر، اعلام می‌شود. کد می‌گوید ۲٬۶۸۰٬۰۰۰ ریال برای هر یک متر. همین الگو برای هر کالایی که با واحد فروخته می‌شود کار می‌کند: کیلویی، لیتری یا بسته‌ای.

هر رنگ، قیمت خودش

در آلادخت هر رنگ پارچه قیمت خودش را دارد. برای همین داده‌ساختار از AggregateOffer استفاده می‌کند که بازه‌ی قیمت را یک‌جا اعلام می‌کند. اگر گونه‌هایت هر کدام نشانی، عکس و موجودی خودشان را دارند، راه پیشنهادی گوگل برای گونه‌ها ProductGroup است، با ویژگی‌های hasVariant، variesBy و productGroupID. هر گونه هم یک شناسه‌ی یکتا مثل sku لازم دارد و باید از نشانی خودش با عکس، قیمت و موجودی درست از پیش انتخاب‌شده باز شود.

لوازم یدکی؛ شماره‌ی فنی و خودروی سازگار

در مقبول یدک دو ویژگی کمتر شناخته‌شده را هم پر می‌کنیم. mpn، یعنی شماره‌ی قطعه‌ی سازنده، از شماره‌ی فنی اصلی پر می‌شود. خودروهای سازگار هم با isAccessoryOrSparePartFor معرفی می‌شوند. این‌طوری کد صفحه دقیقاً همان چیزی را می‌گوید که مشتری حرفه‌ای دنبالش است: این قطعه، با این شماره، برای این خودروها.

یک تصمیم دیگر هم مهم بود. بعضی کالاها «استعلامی» هستند؛ قیمت ثابت ندارند و مشتری باید بپرسد. برای این‌ها هیچ قیمت ساختگی در نشانه‌گذاری نمی‌گذاریم. فهرست فروشنده قیمت بیشتر از صفر می‌خواهد، ولی عدد ساختگی خلاف قاعده‌ی «بازتاب واقعی صفحه» است. بهتر است این کالا جلوه‌ی قیمت نگیرد تا اینکه با یک عدد دروغ بگیرد.

چیزهایی که جایشان در داده‌ساختار نیست

  • امتیاز و نظر ساختگی. در آلادخت aggregateRating فقط وقتی در کد می‌آید که نظر واقعی ثبت شده باشد.
  • برندی که برند نیست. پارچه‌های آلادخت وارداتی‌اند و آلادخت فروشنده است، نه برند. برای همین نامش را از بخش برند نشانه‌گذاری برداشتیم.
  • هر چیزی که خواننده روی صفحه نمی‌بیند.

و آخر: نشانه‌گذاری را در خود کد اولیه‌ی صفحه بگذار، نه اینکه جاوااسکریپت بعد از بارگذاری بسازدش. گوگل می‌گوید نشانه‌گذاری‌ای که جاوااسکریپت می‌سازد، خزیدن را کم‌تکرارتر و کم‌اعتمادتر می‌کند. برای فروشگاهی که قیمتش مدام عوض می‌شود، این یعنی قیمت کهنه در نتایج. گوگل خودش هم قبول دارد که حتی در حالت عادی، ممکن است قیمت و موجودی‌ای که نشان می‌دهد با سایتت کمی فاصله داشته باشد.

اگر می‌خواهی این قاعده‌ها را روی یک فروشگاه واقعی ببینی، نمونه‌کار آلادخت را نگاه کن؛ از قیمت متری تا رنگ‌هایی که هر کدام قیمت خودشان را دارند.

عکس و سرعت صفحه‌ی محصول

صفحه‌ی محصول معمولاً سنگین‌ترین صفحه‌ی فروشگاه است: چند عکس بزرگ، گالری، شاید ویدیو، و نوار محصولات مرتبط که خودش پر از عکس است. سرعت کل سایت بحث مفصلی است. این‌جا فقط سراغ عکس می‌رویم، چون در فروشگاه بیشترین اثر را دارد.

  • عکس را با تگ <img> بگذار، نه به‌عنوان پس‌زمینه‌ی CSS. گوگل عکس پس‌زمینه را ایندکس نمی‌کند و بعضی گالری‌های آماده عکس‌ها را دقیقاً همین‌طوری می‌گذارند.
  • قالب سبک‌تر به کار ببر. گوگل WebP و AVIF را پشتیبانی می‌کند و حجمشان معمولاً خیلی کمتر از عکس‌های معمولی است.
  • نام فایل معنی‌دار بگذار. اسمی که دوربین ساخته، یک رشته حرف و عدد بی‌معنی، به گوگل چیزی نمی‌گوید.
  • متن جایگزین واقعی بنویس. به گفته‌ی راهنمای عکس‌های گوگل، متن جایگزین (alt) مهم‌ترین داده‌ی عکس است. عکس را وصف کن: نام کالا، رنگ، زاویه. کلیدواژه انبار نکن. عکس را هم نزدیک متن مرتبطش بگذار.
  • عکس اصلی را تنبل بارگذاری نکن. راهنمای رسمی سرعت گوگل می‌گوید عکس اصلی و بزرگ صفحه را هرگز با loading=lazy بار نکن. رویش fetchpriority=high بگذار، ولی نه روی بیشتر از ۱ یا ۲ عکس. این عکس باید در خود کد اولیه‌ی صفحه پیدا باشد، نه اینکه جاوااسکریپت بعداً بیاوردش.

هدف عددی هم روشن است. حد «خوب» شاخص‌های حیاتی وب این‌هاست: LCP، یعنی زمان نمایش بزرگ‌ترین بخش صفحه، زیر ۲٫۵ ثانیه. INP، یعنی سرعت واکنش به کلیک و لمس، زیر ۲۰۰ میلی‌ثانیه. CLS، یعنی پرش صفحه هنگام بارگذاری، زیر ۰٫۱. گوگل می‌گوید این‌ها با چیزی که سیستم‌های اصلی رتبه‌بندی‌اش پاداش می‌دهند هم‌راستاست. در صفحه‌ی محصول، عکس اصلی معمولاً همان بزرگ‌ترین بخش است. اگر جایش را از قبل نگه نداری، همان چیزی است که صفحه را می‌پراند.

در آلادخت یک انتخاب دیگر هم داشتیم: عکس‌ها بافت واقعی پارچه را نشان می‌دهند. خریدار پارچه می‌خواهد ببیند جنس از نزدیک چه شکلی است، و عکس اختصاصی چیزی است که هیچ فروشگاه دیگری ندارد.

ترب و مقایسه‌گرها؛ یک صفحه‌ی محصول، دو خواننده

خریدار ایرانی خیلی وقت‌ها پیش از گوگل، قیمت را در ترب مقایسه می‌کند. خبر خوب این است که بیشتر کاری که برای گوگل می‌کنی، به کار ترب هم می‌آید. طبق صفحه‌ی ثبت‌نام فروشندگان ترب، بعد از شارژ حساب، اطلاعات محصولاتت خودکار با ربات‌های ترب خوانده می‌شود. یعنی ترب هم مثل گوگل صفحه‌ی محصولت را می‌خواند.

پس همان چیزهایی که برای گوگل درست کردی، این‌جا هم جواب می‌دهد: نام دقیق کالا، قیمت درست، وضعیت موجودی روشن. صفحه‌ای که برای گوگل مبهم است، برای ترب هم مبهم است. صفحه‌ای که قیمتش در دو جا دو عدد مختلف است، در هر دو جا دردسر می‌سازد.

در مقبول یدک، چیزی که ترب می‌بیند از همان قاعده‌ی نمایش موجودی و قیمت سایت می‌آید. وقتی کالایی پنهان می‌شود، از دید ترب هم بیرون می‌رود. یک قاعده، دو خواننده، و لازم نیست دو جا را جدا نگه داری.

حالا سؤال اصلی: حضور در ترب به رتبه‌ی گوگل کمک می‌کند؟ هیچ منبع رسمی چنین چیزی نگفته و ما هم ادعایش را نمی‌کنیم. ترب کانال جدایی است که خریدار آماده را مستقیم به صفحه‌ی محصولت می‌فرستد، و همین به‌تنهایی ارزشش را دارد.

چند نکته‌ی ثبت‌نام، طبق وضعیت صفحه‌ی ترب در مهر ۱۴۰۵: نماد اعتماد الکترونیک لازم است، بررسی درخواست حداکثر ۴۸ ساعت طول می‌کشد و برای فروش کمیسیون نمی‌دهی. دسته‌بندی و ادغام محصولات به دست تیم محتوای ترب هم هر کدام تا یک هفته وقت می‌گیرد. مراحل اتصال و دام‌هایش را در مقاله‌ی اتصال فروشگاه به ترب مفصل گفته‌ایم و این‌جا تکرارشان نمی‌کنیم.

لینک‌سازی داخلی؛ مسیرهایی که اعتبار را به محصول می‌رسانند

در فروشگاه، پیوند داخلی فقط راهنمای مشتری نیست؛ نقشه‌ی اهمیت است. گوگل می‌گوید هر چه پیوند داخلی بیشتری به یک صفحه برسد، اهمیت نسبی‌اش بیشتر است. در راهنمای پیوندهای قابل خزیدن هم جمله‌ای دارد که باید بالای میز هر صاحب فروشگاهی باشد:

«هر صفحه‌ای که برایت مهم است، باید دست‌کم از یک صفحه‌ی دیگر سایت پیوند داشته باشد.»

مسیرهایی که در فروشگاه باید باز باشند:

  • صفحه‌ی اصلی به پرفروش‌ها. خود گوگل پیشنهاد می‌کند پرفروش‌ها را از صفحه‌ی اصلی پیوند بدهی.
  • دسته به زیردسته و زیردسته به محصول. همان درخت اول مقاله. هیچ محصولی نباید فقط از جعبه‌ی جست‌وجو در دسترس باشد.
  • محصول به محصول. نوار محصولات مرتبط یا مکمل، فقط با کالای موجود.
  • محصول به صفحه‌ی دم‌بلند. در لوازم یدکی، هر خودروی سازگار روی صفحه‌ی محصول می‌تواند به صفحه‌ی همان خودرو در همان دسته پیوند بدهد.
  • مقاله به دسته. راهنمای خرید باید به دسته‌ای که درباره‌اش حرف می‌زند پیوند بدهد، نه فقط به صفحه‌ی اصلی.

متن پیوند هم مهم است. «این‌جا کلیک کنید» به گوگل هیچ نمی‌گوید. متن پیوند کوتاه و توصیفی باشد، مثل نام دسته یا نام کالا.

جست‌وجوی داخلی را هم دست‌کم نگیر. ربات از آن استفاده نمی‌کند، ولی مشتری می‌کند. در مقبول یدک جست‌وجو با نام قطعه، شماره‌ی فنی یا مدل خودرو کار می‌کند، چون مشتری لوازم یدکی با هر کدام از این‌ها ممکن است دنبال کالا بگردد. مشتری‌ای که زود پیدا کند، می‌خرد. مشتری‌ای که پیدا نکند، به نتایج گوگل برمی‌گردد و شاید سراغ رقیبت برود.

چک‌لیست سئوی فروشگاه، قبل و بعد از راه‌اندازی

این خلاصه‌ی همه‌ی حرف‌های بالاست، به شکلی که بشود تیکش زد.

پیش از راه‌اندازی

  • درخت دسته‌بندی با زبان مشتری چیده شده و به همه‌ی محصولات پیوند واقعی <a href> می‌رسد.
  • عنوان کالاها در منبع، چه حسابداری چه پنل فروشگاه، کامل است: نام، برند، مشخصه یا مدل سازگار.
  • قالب عنوان و توضیح متا از داده‌ی واقعی هر کالا ساخته می‌شود و سقف طول دارد.
  • برای فیلترها تصمیم گرفته‌ای: کدام صفحه‌ی دسته‌ی جدا می‌شود، کدام noindex و کدام با robots.txt بسته.
  • هر صفحه از صفحه‌بندی نشانی یکتا و canonical خودش را دارد و با پیوند واقعی به صفحه‌ی بعد وصل است.
  • صفحه‌ی بیرون از محدوده، دسته‌ی ناشناخته و فیلتر بی‌نتیجه ۴۰۴ واقعی می‌دهند.
  • پیوندهای داخلی، نقشه‌ی سایت و canonical همه یک شکل از نشانی را به کار می‌برند.
  • قاعده‌ی محصول ناموجود نوشته شده: موقت، مرده با جایگزین، مرده بی‌جایگزین.
  • داده‌ساختار محصول در کد اولیه‌ی صفحه است، با IRR، قیمتی برابر صفحه و موجودی درست.
  • مسیر صفحه با BreadcrumbList روی دسته و محصول هست.
  • عکس‌ها با <img>، قالب سبک و متن جایگزین واقعی‌اند و عکس اصلی بارگذاری تنبل ندارد.
  • نقشه‌ی سایت هست و فقط نشانی‌های قابل ایندکس را دارد.

بعد از راه‌اندازی

  • گزارش صفحه‌ها در سرچ کنسول را مرتب نگاه کن: «۴۰۴ نرم»، نشانی‌های تکراری و صفحه‌هایی که پیدا شده‌اند ولی ایندکس نه.
  • بعد از هر تغییر در قالب صفحه‌ی محصول، چند محصول نمونه را با آزمون نتایج غنی گوگل بسنج.
  • بعد از هر تغییر قیمت گروهی، قیمت داده‌ساختار را با قیمت روی صفحه مقایسه کن.
  • کد وضعیت چند نشانی نمونه را با ابزار بررسی کن؛ مثلاً صفحه‌ی ۹۹ یک دسته و صفحه‌ی یک محصول ناموجود.
  • ببین ترب همان قیمت و موجودی سایت را نشان می‌دهد.
  • عنوان کالاهای تازه را در منبع بازبینی کن، پیش از اینکه به سایت برسند.

قدم بعدی

اگر فروشگاهت همین حالا کار می‌کند، از ۳ آزمون ساده شروع کن. نشانی صفحه‌ی ۹۹ یکی از دسته‌هایت را باز کن و کد وضعیتش را ببین. canonical صفحه‌ی دوم یک دسته را نگاه کن. واحد پول داده‌ساختار یک محصول را هم بررسی کن. همین ۳ مورد معمولاً نشان می‌دهند فروشگاهت چقدر با گوگل سر جنگ دارد.

اگر بخواهی این بررسی‌ها و بعدش کار روی دسته‌ها و متن محصولات را کسی کنارت جلو ببرد، صفحه‌ی سئوی ماهانه‌ی فراکو را ببین و برای مشاوره پیام بده.

اگر هم هنوز فروشگاه نداری، یا می‌خواهی فروشگاه فعلی‌ات را از نو بسازی، بهترین زمان برای این قاعده‌ها پیش از ساخت است. در صفحه‌ی شروع ظرف ۴۸ ساعت پیش‌نمایش صفحه‌ی اصلی فروشگاهت را می‌بینی. خود طراحی پیش‌نمایش رایگان است و فقط ۶۸۰ هزار تومان بابت ساخت عکس‌ها و بنرهایش گرفته می‌شود. فروشگاه‌هایی که فراکو می‌سازد کدنویسی اختصاصی‌اند، با درگاه پرداخت ایرانی، سئوی پایه از روز اول و راهنمایی برای گرفتن نماد اعتماد. تحویلشان ۱۰ تا ۱۴ روز کاری طول می‌کشد و سورس‌کدشان مال خودت است.

پرسش‌های پرتکرار

سئو سایت فروشگاهی چقدر طول می‌کشد تا نتیجه بدهد؟

تاریخ دقیق نمی‌شود داد و به هر کسی که قول قطعی می‌دهد شک کن. خود گوگل می‌گوید زمان پردازش تغییرات سایت تضمین‌شده نیست. اصلاح‌های فنی، مثل رفع ۴۰۴ نرم یا درست کردن نشانی اصلی صفحه‌بندی، معمولاً زودتر در گزارش‌های سرچ کنسول دیده می‌شوند. ولی رتبه گرفتن دسته‌ها در کلیدواژه‌های رقابتی ماه‌ها کار پیوسته می‌خواهد.

هزینه‌ی سئوی ماهانه‌ی فروشگاه اینترنتی چقدر است؟

به اندازه‌ی کاتالوگ، وضع فنی فروشگاه و رقابت بازارت بستگی دارد. سئوی ماهانه‌ی ما ۳ پلن دارد: پایه ۱۵، رشد ۲۲ و پیشرو ۳۰ میلیون تومان در ماه. هیچ‌کدام تضمین رتبه ندارد، چون رتبه دست گوگل است. کسی که تضمینش می‌کند، چیزی را می‌فروشد که مال خودش نیست.

فروشگاه ووکامرسی هم همین قاعده‌ها را دارد؟

بله، قاعده‌ها همین‌هاست. فرقش این است که در ووکامرس بخش زیادی از این رفتارها را قالب و افزونه‌ها تعیین می‌کنند، نه خودت. آزمون‌های چک‌لیست را رویش اجرا کن. هر جا نتیجه غلط بود، ببین کدام افزونه مسئول است و اصلاً اجازه‌ی تغییرش را می‌دهد یا نه.

محصولی که در چند دسته هست، چند نشانی باید داشته باشد؟

یکی. بهتر است نشانی محصول به مسیر دسته وابسته نباشد تا با جابه‌جا شدن دسته‌ها ثابت بماند. اگر سیستمت برای هر دسته نشانی جدا می‌سازد، یکی را نسخه‌ی اصلی کن و پیوندهای داخلی و نقشه‌ی سایت را هم فقط به همان بده.

نماد اعتماد الکترونیک روی رتبه‌ی گوگل اثر دارد؟

هیچ منبع رسمی‌ای از گوگل چنین چیزی نگفته. ولی بی‌اثر هم نیست. ترب بدون نماد اعتماد فروشگاهت را نمی‌پذیرد و خریدار ایرانی پیش از پرداخت دنبالش می‌گردد. یعنی اثرش بیشتر روی فروش و کانال‌های خرید است تا روی رتبه.

فروشگاه حضوری هم دارم؛ می‌توانم آن را در نقشه‌ی گوگل ثبت کنم؟

گوگل بیزینس پروفایل رسماً از کسب‌وکارهای داخل ایران پشتیبانی نمی‌کند، پس روی آن حساب باز نکن. برای اینکه مشتری محلی پیدایت کند، نشان و بلد جایگزین‌های در دسترس‌اند. نشانی و تلفن فروشگاه را روی سایت هم دقیقاً همان‌طور بنویس که در این نقشه‌ها ثبت کرده‌ای.

برای هر برند صفحه‌ی جدا بسازم؟

فقط وقتی مردم واقعاً نام آن برند را کنار کالا جست‌وجو می‌کنند و چند کالای موجود از آن داری. صفحه‌ی برندی که دو کالا دارد، همان صفحه‌ی نازکی است که نمی‌خواهی. اگر ساختی، با آن مثل یک دسته رفتار کن: نشانی تمیز، عنوان خودش و متن کوتاهی که بگوید این برند به درد چه کسی می‌خورد.

اول پیش‌نمایش، بعد قرارداد

سایتی می‌خواهی که درست ساخته شود؟

صفحه‌ی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت می‌سازیم و نشانت می‌دهیم. طراحیِ پیش‌نمایش رایگان است و فقط ۶۸۰ هزار تومان بابت ساخت عکس‌ها و بنرهایش می‌پردازی؛ پسندیدی ادامه می‌دهیم، نپسندیدی تعهدی نداری.