کاملاً رایگانپیش‌نمایش رایگان سایتت
بازگشت به مجلهتجربه‌ی کاربری

اولین برداشت از سایت: مشتری در چند ثانیه‌ی اول درباره‌ی کل کسب‌وکارت تصمیم می‌گیرد

کاربر پیش از خواندن حتی یک جمله، درباره‌ی کسب‌وکارت تصمیم می‌گیرد. راهنمای کامل اولین برداشت از سایت: سرعت، موبایل، نشانه‌های اعتماد و یک چک‌لیست عملی.

۷ خرداد ۱۴۰۵۱۴ دقیقه مطالعه

یک نفر اسم کسب‌وکارت را در گوگل می‌زند، روی لینک سایتت می‌زند و صفحه بالا می‌آید. از این لحظه تا لحظه‌ای که تصمیم می‌گیرد بماند یا دکمه‌ی برگشت را فشار بدهد، فاصله‌ی زیادی نیست؛ چند ثانیه، شاید هم کمتر. در همان چند ثانیه هنوز یک کلمه از متن‌هایت را نخوانده، هیچ محصولی را باز نکرده و اصلاً نمی‌داند چند سال است داری این کار را می‌کنی. ولی تصمیمش را تقریباً گرفته است.

اسم این اتفاق اولین برداشت از سایت است: یک قضاوت سریع، احساسی و تا حد زیادی ناخودآگاه که مغز کاربر پیش از هر تحلیل منطقی انجام می‌دهد. مغز آدم برای صرفه‌جویی در انرژی همین کار را می‌کند؛ نگاه می‌کند، الگو تشخیص می‌دهد و برچسب می‌زند: «حرفه‌ای» یا «الکی». بعد از آن، هر چیز دیگری که در سایت می‌بیند را طوری تفسیر می‌کند که با همان برچسب اول جور دربیاید. اگر برچسب اول خوب باشد، قیمت بالاتر را «حتماً کیفیتش بیشتر است» می‌خواند؛ اگر بد باشد، همان قیمت را «دارند سرم کلاه می‌گذارند» می‌فهمد.

بدترین بخش ماجرا این است که تو این قضاوت را هیچ‌وقت نمی‌شنوی. کسی زنگ نمی‌زند بگوید «سایتت به نظرم بی‌ریخت آمد و رفتم از جای دیگر خریدم». فقط یک عدد در آمار بازدید بالا و پایین می‌شود و تو فکر می‌کنی مشکل از تبلیغات است یا از قیمت. ما در فراکو بارها با صاحب‌کاری روبه‌رو شده‌ایم که ماه‌ها روی تبلیغات خرج کرده و مشکل واقعی‌اش یک صفحه‌ی اول بوده که در همان لحظه‌های اول اعتماد را می‌سوزانده.

این مقاله دقیقاً درباره‌ی همان چند ثانیه است: کاربر چه می‌بیند، مغزش چه نتیجه‌ای می‌گیرد، و تو چه کارهای مشخصی می‌توانی بکنی تا نتیجه به نفعت تمام شود. تئوری کلی نمی‌بافیم؛ چیزهایی را می‌نویسیم که موقع ساختن سایت‌های واقعی برای فروشگاه طلا، داروخانه، عینک‌فروشی، فروشگاه لوازم یدکی و لوازم ورزشی یاد گرفته‌ایم.

در آن چند ثانیه، کاربر واقعاً چه چیزی را می‌بیند؟

اول از همه: هیچ. اگر صفحه هنوز بالا نیامده باشد، کاربر یک صفحه‌ی سفید می‌بیند و یک دایره‌ی چرخان. این بدترین حالت ممکن است، چون ذهن آدم انتظار را با بی‌کفایتی یکی می‌گیرد. سایتی که دیر بالا می‌آید، در ذهن مشتری همان مغازه‌ای است که کرکره‌اش نصفه بالا رفته و صاحبش پیدا نیست. کسی نمی‌ایستد ببیند بالاخره باز می‌شود یا نه.

اگر صفحه بالا آمد، چیزی که کاربر می‌بیند یک تصویر است، نه یک متن. مغز اول شکل کلی را می‌گیرد و بعد سراغ کلمه‌ها می‌رود. در همین نگاه اول سه چیز همزمان وارسی می‌شود: چیدمان کلی صفحه، ترکیب رنگ‌ها، و اینکه آیا در یک نگاه معلوم است اینجا چه می‌فروشند یا نه. اگر جواب سؤال سوم در همان یک صفحه‌ی اول پیدا نشود، کاربر برمی‌گردد؛ چون گزینه‌ی بعدی فقط یک کلیک آن‌طرف‌تر است.

بعد سراغ جزئیات کوچک می‌رود، آن هم بدون اینکه خودش بفهمد دارد چه چیزی را وارسی می‌کند: فونت فارسی درست نشسته یا حروف به هم چسبیده‌اند؟ فاصله‌ها منظم است یا هر بخش برای خودش یک وضعی دارد؟ عکس‌ها واقعی‌اند یا همان عکس‌های تکراری بانک تصاویر که در ده سایت دیگر هم دیده؟ شماره‌ی تماس پیدا است یا باید دنبالش بگردد؟ قیمت نوشته شده یا نوشته «برای اطلاع از قیمت تماس بگیرید»؟

هرکدام از این‌ها به‌تنهایی کوچک است. ولی ذهن کاربر جمعشان را می‌زند و یک نتیجه‌ی واحد می‌گیرد: این آدم‌ها به کار خودشان اهمیت می‌دهند یا نه. و بلافاصله یک پل ذهنی می‌سازد؛ کسی که به ویترین خودش اهمیت نداده، احتمالاً به سفارش من هم اهمیت نمی‌دهد. این استدلال از نظر منطقی ضعیف است — خیلی از استادکارهای درجه‌یک سایت افتضاحی دارند — ولی از نظر رفتاری تقریباً همیشه اتفاق می‌افتد و تو نمی‌توانی جلویش را بگیری. فقط می‌توانی سمت خودت را درست کنی.

کاربر از روی چیزی که می‌بیند، درباره‌ی چیزی که نمی‌بیند قضاوت می‌کند؛ از روی ظاهر سایت، درباره‌ی کیفیت کار تو.
شکل‌گیری اولین برداشت از سایت در چند ثانیه‌ی اول روی موبایل مشتری
شکل‌گیری اولین برداشت از سایت در چند ثانیه‌ی اول روی موبایل مشتری

سرعت؛ لایه‌ی صفرم که همه از رویش رد می‌شوند

قبل از رنگ و فونت و متن، یک چیز هست که اگر نباشد بقیه بی‌معنی است: سرعت. کاربر ایرانی معمولاً با اینترنت همراه وارد سایتت می‌شود، گاهی وسط خیابان، گاهی با آنتن ضعیف، گاهی توی آسانسور. اگر صفحه در همان لحظه‌های اول چیزی نشان ندهد، دیگر مهم نیست پایین‌تر چه گذاشته‌ای. اولین برداشت از سایت تو در این حالت اصلاً شکل نمی‌گیرد، چون کاربر هرگز آن را ندیده است.

سرعت هم فقط «هاست خوب» نیست؛ این ساده‌ترین و کم‌اثرترین تکه‌ی ماجراست. بیشتر سایت‌های کند ایرانی، کندی‌شان از سه چیز است: عکس‌های سنگین و بهینه‌نشده، افزونه‌های روی‌هم‌انباشته، و قالب آماده‌ای که برای همه‌ی کسب‌وکارهای دنیا نوشته شده و کلی کد بی‌مصرف با خودش حمل می‌کند. وقتی یک قالب عمومی می‌خری، داری هزینه‌ی امکاناتی را می‌دهی که هرگز استفاده نمی‌کنی؛ نه با پول، با سرعت.

در پروژه‌های خودمان، عکس محصول‌ها قبل از انتشار فشرده و به قالب سبک تبدیل می‌شوند. در یکی از فروشگاه‌هایی که ساختیم، همین یک کار حجم تصویرهای صفحه را چندین برابر سبک‌تر کرد، بدون اینکه چشم کاربر هیچ تفاوتی ببیند. این نوع کارها هرگز دیده نمی‌شود و هیچ مشتری‌ای بابتش تشکر نمی‌کند، ولی دقیقاً همان چیزی است که آن چند ثانیه‌ی اول را نجات می‌دهد.

یک تست خیلی ساده که همین امروز می‌توانی انجام بدهی: گوشی‌ات را از وای‌فای جدا کن، اینترنت همراه را روشن کن و سایت خودت را باز کن. حواست باشد حافظه‌ی موقت مرورگرت را هم خالی کنی، وگرنه سایت برای تو سریع‌تر از چیزی که هست بالا می‌آید. اگر خودت وسط بالا آمدن حوصله‌ات سر رفت، مشتری‌ات خیلی زودتر حوصله‌اش سر رفته است.

موبایل اول، چون مشتری از موبایل می‌آید

تقریباً هر بار که آمار سایت یک مشتری را باز می‌کنیم، یک چیز مشترک می‌بینیم: بیشتر بازدیدها از موبایل است، نه از رایانه. پس اولین برداشت از سایت، در عمل یعنی اولین برداشت از صفحه‌ی موبایل. با این حال هنوز خیلی از سایت‌ها اول روی صفحه‌ی بزرگ ساخته می‌شوند و بعد یک نسخه‌ی فشرده‌شده و بدقواره برای موبایل تحویل داده می‌شود.

فرقشان را می‌شود دید. سایتی که از اول موبایل‌محور طراحی شده، دکمه‌هایش اندازه‌ی انگشت آدم است، متنش بدون بزرگ‌نمایی خوانده می‌شود، منویش با یک دست قابل استفاده است، و شماره‌ی تماس و راه ارتباطی‌اش دقیقاً جایی است که شست کاربر می‌رسد. سایتی که فقط نسخه‌ی بزرگ را کوچک کرده‌اند، همین چیزها را دارد ولی به‌زور؛ باید بزرگ‌نمایی کنی، باید افقی بکشی، باید دکمه‌ی ریز را دو بار بزنی تا بگیرد.

یک نکته‌ی ریز ولی مرگبار برای فارسی: جهت راست‌به‌چپ. اگر سایت روی یک قالب خارجیِ ترجمه‌شده سوار شده باشد، اعداد و علامت‌ها در جمله جابه‌جا می‌شوند، پرانتزها برعکس می‌افتند، قیمت‌ها بد شکسته می‌شوند و فونت فارسی روی بعضی گوشی‌ها به‌هم‌ریخته دیده می‌شود. کاربر اسم فنی این مشکل را نمی‌داند؛ فقط حس می‌کند «یک چیزی این وسط درست نیست». همان حس مبهم، اعتماد را می‌خورد.

ما در پروژه‌های فارسی همیشه اول روی گوشی واقعی تست می‌گیریم، نه فقط روی ابزار شبیه‌ساز مرورگر، چون خیلی از خطاهای راست‌به‌چپ و فونت فقط روی دستگاه واقعی خودشان را نشان می‌دهند. توصیه‌ی ساده‌ی ما به هر صاحب کسب‌وکاری این است: سایتت را روی گوشی مادرت باز کن. اگر او بدون هیچ سؤالی فهمید اینجا کجاست و چطور باید تماس بگیرد، طراحی‌ات جواب داده است.

نشانه‌های اعتماد؛ چیزهایی که کاربر ایرانی ناخودآگاه دنبالشان می‌گردد

کاربر ایرانی محتاط است و حق هم دارد. آنقدر داستان پیش‌پرداخت و کالای نرسیده شنیده که در همان نگاه اول دنبال نشانه می‌گردد. مهم‌ترین نشانه‌ها این‌هاست: آدرس و شهر واقعی، شماره‌ی قابل تماس، نماد اعتماد الکترونیکی برای فروشگاه‌ها، عکس واقعی از محصول و محل کار، قیمت شفاف، و صفحه‌ای که نشان بدهد قبلاً چه کارهایی انجام داده‌ای.

آدرس و شهر را جدی بگیر. پایگاه ما اهواز است و دقیقاً همین را می‌نویسیم؛ جلسه‌ی حضوری فقط برای اهواز و خوزستان معنی دارد و پروژه‌ی بقیه‌ی ایران کاملاً غیرحضوری پیش می‌رود. همین صداقت خودش یک نشانه‌ی اعتماد است. سایتی که ادعای شعبه در ده شهر می‌کند و هیچ‌کدامش قابل بررسی نیست، دقیقاً برعکس عمل می‌کند؛ کاربر باهوش‌تر از چیزی است که فکر می‌کنی.

عکس واقعی از هر عکس زیبای خریداری‌شده‌ای بهتر است. کاربر ایرانی عکس‌های بانک تصاویر را می‌شناسد؛ همان آدم‌های لبخندبه‌لب با کت‌وشلوار و دفتر شیشه‌ای که هیچ ربطی به مغازه‌ی تو در اهواز یا کرج ندارند. یک عکس معمولی از قفسه‌های واقعی مغازه، از بسته‌بندی سفارش، یا از خود تو پشت پیشخوان، خیلی بیشتر از آن‌ها اعتماد می‌سازد. کیفیت عکس مهم است، ولی واقعی بودنش مهم‌تر است.

نماد اعتماد الکترونیکی برای فروشگاه آنلاین تقریباً یک ضرورت است؛ هم برای اینکه بتوانی درگاه پرداخت ایرانی بگیری، هم برای اینکه کاربر ببیند پشت این سایت یک هویت ثبت‌شده وجود دارد. روند دریافتش مدارک و مراحل اداری دارد و جزئیاتش هرچند وقت یک‌بار عوض می‌شود، برای همین ما هیچ‌وقت وعده‌ی زمانی قطعی نمی‌دهیم و هیچ عددی هم شفاهی نمی‌گوییم؛ سایت را از نظر فنی آماده می‌کنیم و کنارت راهنمایی می‌کنیم، ولی صدور مجوز کار هیچ استودیویی نیست.

نمونه‌کارها را هم دست‌کم نگیر. یک لینک زنده که کاربر بتواند بازش کند و داخلش بچرخد، از ده صفت تعریف‌آمیز درباره‌ی خودت قوی‌تر است. سایت‌های زنده‌ای مثل زرنگار برای طلا، مهردارو برای داروخانه، دیدآرا برای عینک، کرونوس برای ساعت، اویلرو برای روغن خودرو، یدک‌سرا و پیمان‌کار برای لوازم یدکی و قطعات خودرو، و شیکر پلاس برای لوازم ورزشی دقیقاً برای همین در دسترس‌اند. دو سایت هم برای بازار جهانی ساخته‌ایم: ویجیل و چپمن موبیل. تصویر و عکس صفحه را هرکسی می‌تواند از هر جای اینترنت بردارد؛ آدرس زنده را نمی‌شود جعل کرد.

کاربر تعریف تو از خودت را باور نمی‌کند؛ چیزی را باور می‌کند که بتواند خودش بازش کند و ببیند.

متن صفحه‌ی اول؛ جایی که بیشتر سایت‌ها حرف مفت می‌زنند

بالای صفحه‌ی خیلی از سایت‌های ایرانی یک جمله نشسته که عملاً هیچ معنایی ندارد: «ارائه‌دهنده‌ی راهکارهای نوین با کیفیت برتر». کاربر این را می‌خواند و صفر اطلاعات به دست می‌آورد. بدتر از آن، یک حس مبهم برمی‌دارد که طرف حرف مشخصی برای گفتن ندارد و دارد جای خالی را با کلمه پر می‌کند.

جمله‌ی اول سایت باید سه چیز را روشن کند: چه می‌فروشی، برای چه کسی، و چرا از تو. «فروش لوازم یدکی خودروهای چینی در اهواز، با ارسال به سراسر کشور» از هر جمله‌ی شاعرانه‌ای بهتر است، چون کاربر در همان لحظه می‌فهمد جای درستی آمده یا نه. کاربر دنبال شعر نیست، دنبال تصمیم است؛ و هرچه زودتر کمکش کنی تصمیم بگیرد، بیشتر به تو اعتماد می‌کند.

لحن هم به اندازه‌ی محتوا مهم است. اگر مغازه‌داری، مثل مغازه‌دار حرف بزن نه مثل بروشور شرکت‌های چندملیتی. کاربر ایرانی به لحن ساده و مستقیم بیشتر اعتماد می‌کند تا به زبان رسمی و پرطمطراق، چون زبان پرطمطراق را بیشتر در تبلیغات بی‌ربط دیده تا در جای معتبر. ما همین قاعده را در متن‌های خود فراکو هم رعایت می‌کنیم؛ اگر خودمان با شعار حرف بزنیم، با چه رویی به مشتری بگوییم شعار ننویس.

یک اشتباه رایج دیگر: پنهان کردن قیمت. خیلی‌ها فکر می‌کنند اگر قیمت را ننویسند، مشتری مجبور می‌شود تماس بگیرد. در عمل برعکس است؛ بیشتر کاربرها فرض می‌کنند قیمت پنهان شده چون بالاست یا چون بسته به قیافه‌ی طرف تعیین می‌شود، و می‌روند سراغ سایتی که عدد نوشته. قیمت شفاف، خودش یکی از قوی‌ترین نشانه‌های اعتماد است؛ حتی وقتی عدد بالاست.

مقایسه‌ی صفحه‌ی اول یک سایت اختصاصی با یک قالب آماده و تأثیرش بر اولین برداشت از سایت
مقایسه‌ی صفحه‌ی اول یک سایت اختصاصی با یک قالب آماده و تأثیرش بر اولین برداشت از سایت

قبل از هر پرداختی، پیش‌نمایش صفحه‌ی اصلی سایتت را رایگان ببین.

شروع کن

قالب آماده در برابر کدنویسی اختصاصی

با چند صد هزار تومان می‌شود یک قالب آماده خرید و در نگاه اول وسوسه‌کننده است. مشکلش قیمتش نیست؛ مشکلش این است که همان قالب را صدها کسب‌وکار دیگر هم خریده‌اند. کاربری که هفته‌ی پیش سایت رقیبت را دیده، وارد سایت تو می‌شود و ناخودآگاه حس تکراری بودن می‌گیرد. یعنی اولین برداشت از سایت تو، عملاً همان برداشتی است که از رقیبت داشته — و تو هیچ کنترلی روی آن نداری.

طرف دیگر ماجرا کدنویسی اختصاصی است: صفحه دقیقاً برای همان کسب‌وکار نوشته می‌شود، فقط چیزهایی که لازم است داخلش هست، و سرعت و ساختار از اول درست چیده می‌شود. ما در فراکو با نکست‌جی‌اس و ری‌اکت کار می‌کنیم و اصلاً سراغ وردپرس نمی‌رویم؛ نه از سر لجبازی، بلکه چون کنترل کامل روی سرعت و روی همان جزئیات ریز چند ثانیه‌ی اول برایمان مهم است. سورس‌کد هم کامل مال مشتری است و هر وقت بخواهد می‌تواند ببرد جای دیگر.

قیمت طراحی سایت اختصاصی در بازار ایران واقعاً پخش‌وپلا است. برای پروژه‌ی کدنویسی اختصاصی، قیمت‌هایی از حدود ۸۰ تا ۳۶۰ میلیون تومان هم دیده شده است. عدد پایین این بازه هم برای خیلی از کسب‌وکارهای کوچک سنگین است و همین باعث می‌شود صاحب کسب‌وکار برود سراغ ارزان‌ترین قالب ممکن و چند ماه بعد برگردد سر خانه‌ی اول، این بار با پول و زمان کمتر.

همان حرفی که چند بند بالاتر درباره‌ی پنهان کردن قیمت زدیم، درباره‌ی خودمان هم صدق می‌کند؛ برای همین عددها روی سایت است، نه پشت تلفن. چهار صفحه: ۲۰ میلیون تومان. هشت صفحه: ۳۰ میلیون. دوازده صفحه به‌همراه درگاه پرداخت و راهنمایی برای گرفتن نماد اعتماد تک‌ستاره: ۴۰ میلیون. تحویل ۷ تا ۱۰ روز کاری. پشتیبانی ماهانه هم اجباری نیست؛ ۵، ۶ یا ۷ میلیون، هر وقت خودت خواستی.

طراحی سایت فروشگاهی جداست، چون کارش بیشتر است: سبد خرید، درگاه پرداخت، مدیریت موجودی، محاسبه‌ی ارسال و پنل سفارش‌ها. سه سطح دارد: ۳۵، ۴۵ و ۵۵ میلیون تومان، با تحویل ۱۰ تا ۱۴ روز کاری و پشتیبانی ماهانه‌ی اختیاری ۶، ۸ یا ۱۰ میلیون تومان. اختیاری بودن پشتیبانی مهم است؛ سایتی که بدون پرداخت ماهانه از کار بیفتد، دارایی تو نیست.

اشتباه‌هایی که در همان چند ثانیه اعتماد را می‌کشند

۸پنجره‌ی تبلیغاتی که به محض باز شدن صفحه می‌پرد جلوی چشم کاربر.

او هنوز نفهمیده کجا آمده و تو داری ایمیلش را می‌خواهی. اگر واقعاً لازم است، بگذار بعد از اینکه کمی پایین آمد ظاهر شود، نه در ثانیه‌ی اول.

۹اسلایدر بزرگ و سنگین بالای صفحه که پنج بنر را پشت سر هم رد می‌کند.

عملاً هیچ‌کدام از آن پنج پیام خوانده نمی‌شود، حجم صفحه چند برابر می‌شود و اولین چیزی که کاربر می‌بیند نصفه‌نیمه بالا می‌آید. یک تصویر ثابت خوب با یک جمله‌ی روشن، از هر اسلایدری بهتر عمل می‌کند.

۱۰حرکت‌ها و جلوه‌های زیاد و بی‌هدف.

حرکت وقتی خوب است که چشم کاربر را به دکمه یا پیام اصلی برساند. حرکتی که فقط برای فخرفروشی است، هم صفحه را کند می‌کند و هم حس «قالب آماده» می‌دهد. روی گوشی‌های میان‌رده همین جلوه‌ها پرش و کندی درست می‌کنند و درست همان لحظه‌ای که باید بهترین برداشت شکل بگیرد، بدترینش شکل می‌گیرد.

۱۱مخفی کردن راه تماس.

شماره باید در همان صفحه‌ی اول پیدا باشد، نه ته یک صفحه‌ی «ارتباط با ما» که سه کلیک با کاربر فاصله دارد. خیلی از خریدهای بزرگ در ایران هنوز با یک تماس تلفنی نهایی می‌شود؛ اگر شماره را پنهان کنی، عملاً داری فروش را پنهان می‌کنی.

۱۲متن‌های کپی‌شده.

اگر متن معرفی‌ات را از سایت دیگری برداشته باشی، لحنش با بقیه‌ی سایت نمی‌خواند و کاربر ناخودآگاه حس می‌کند چیزی مصنوعی است. ضمن اینکه متن تکراری برای دیده شدن در گوگل هم هیچ کمکی نمی‌کند.

۱۳صفحه‌ی خالی و نیمه‌کاره.

سایتی که در بخش وبلاگش نوشته «به‌زودی» و در صفحه‌ی نمونه‌کارهایش هیچ چیز ندارد، از سایتی که اصلاً آن بخش را ندارد بدتر است. بخش نیمه‌کاره به کاربر می‌گوید این پروژه رها شده است.

سئو و اولین برداشت؛ دو روی یک سکه

خیلی‌ها فکر می‌کنند سئو یعنی فقط بالا آمدن در نتایج گوگل. ولی اگر بالا هم بیایی و کاربر بعد از ورود سریع برگردد، آن جایگاه هم دوام نمی‌آورد. سرعت، ساختار درست صفحه، سازگاری با موبایل و متن قابل‌فهم، همزمان هم به دیده شدن کمک می‌کنند هم به اولین برداشت. این دو تا در عمل یک کار واحدند، نه دو پروژه‌ی جدا.

سئوی پایه همان کاری است که از دست ما برمی‌آید و همان را هم می‌نویسیم: عنوان‌های مرتب، توضیح هر صفحه برای موتور جست‌وجو، نشانی‌های تمیز، نقشه‌ی سایت، سرعت و نسخه‌ی موبایلی که روی گوشی جواب بدهد. بیشترِ همین‌ها همان چیزهایی‌اند که اولین برداشت را هم می‌سازند. سئوی تخصصی کار ما نیست. از این نقطه به بعد، بالا آمدن به محتوا و زمان و شدت رقابت بستگی دارد.

حالا بی‌رودربایستی: الگوریتم گوگل دست هیچ آژانسی نیست. جایگاه تو در نتایج، به رقیب‌هایت، به سن دامنه، به کیفیت محتوا و به رفتار همان کاربرهایی گره خورده که وارد سایت می‌شوند و یا می‌مانند یا فوری برمی‌گردند. پس هر کس پشت تلفن عدد قطعی داد و گفت رتبه‌ات را تضمین می‌کنم، دارد چیزی می‌فروشد که وجود ندارد.

اگر کسی رتبه‌ی گوگل را برایت تضمین کرد، اولین برداشت تو از او باید دقیقاً همان باشد که کاربر از یک سایت بی‌ریخت می‌گیرد: احتیاط.

چطور بفهمی اولین برداشت سایتت خراب است

تو نمی‌توانی سایت خودت را با چشم غریبه ببینی؛ صد بار دیده‌ای و مغزت همه‌چیز را از قبل می‌داند. پس باید از بیرون تست بگیری. سه روش ساده هست که هر سه رایگان‌اند و در یک بعدازظهر انجام می‌شوند.

روش اول، تست چند ثانیه‌ای. سایتت را روی گوشی کسی که هیچ چیزی از کسب‌وکارت نمی‌داند باز کن، چند ثانیه نشانش بده و بعد صفحه را ببند. حالا بپرس: اینجا چه می‌فروختند؟ به نظرت قابل اعتماد بود؟ اگر جوابش مبهم بود، مشکل از حافظه‌ی او نیست؛ از صفحه‌ی توست.

روش دوم، تماشای بی‌صدا. از یکی بخواه روی گوشی خودش سایتت را باز کند و یک کار مشخص انجام دهد؛ مثلاً قیمت یک محصول را پیدا کند یا راه تماس را. تو فقط نگاه کن و هیچ کمکی نکن، حتی وقتی دلت می‌سوزد. هر جا مکث کرد و هر جا صفحه را بالا و پایین کرد و پیدا نکرد، یک ایراد طراحی است که خودت هرگز نمی‌دیدی.

روش سوم، مقایسه‌ی رودررو. سایت خودت و سایت دو رقیب را در سه زبانه‌ی کنار هم باز کن و پشت سر هم نگاهشان کن. در همین مقایسه‌ی ساده، ضعف‌ها بی‌رحمانه خودشان را نشان می‌دهند: کدام سریع‌تر آمد، کدام واضح‌تر گفت چه می‌فروشد، کدام حرفه‌ای‌تر به نظر رسید. مشتری تو دقیقاً همین کار را می‌کند، فقط سریع‌تر و بی‌رحم‌تر.

و چند چیز را همین امروز چک کن: سایتت روی اینترنت همراه چند ثانیه طول می‌کشد تا بالا بیاید؛ اسم کسب‌وکار و کاری که می‌کنی در بالای صفحه واضح نوشته شده یا نه؛ شماره‌ی تماس روی موبایل با یک نگاه پیدا می‌شود یا نه؛ عکس‌ها واقعی‌اند یا خریداری‌شده؛ قیمت یا دست‌کم محدوده‌ی قیمت نوشته شده یا نه؛ و بخش نیمه‌کاره‌ای باقی نمانده که فقط نوشته باشد «به‌زودی».

جمع‌بندی؛ آن چند ثانیه را نمی‌شود دوباره گرفت

اولین برداشت از سایت یک تصمیم زیبایی‌شناسانه نیست، یک تصمیم تجاری است. کاربر در همان چند ثانیه یکی از این دو کار را می‌کند: می‌ماند و به تو یک فرصت می‌دهد، یا برمی‌گردد و تو هرگز نمی‌فهمی که اصلاً آمده بود. تفاوت این دو حالت معمولاً نه به بودجه‌ی تبلیغات ربط دارد نه به شانس؛ به سرعت صفحه، به وضوح جمله‌ی اول، به واقعی بودن عکس‌ها و به نشانه‌های اعتمادی که سر جایشان نشسته‌اند.

خبر خوب این است که هیچ‌کدام از این‌ها معجزه نیست. همه‌شان کارهای مشخص و قابل انجام‌اند؛ فقط باید یک نفر جدی‌شان بگیرد. ما در فراکو دقیقاً همین کار را می‌کنیم: سایت را از صفر و اختصاصی می‌نویسیم، اول برای موبایل، با تصویرهای بهینه و متنی که آدم می‌فهمد، و بدون هیچ وعده‌ی توخالی درباره‌ی رتبه‌ی گوگل.

اگر می‌خواهی ببینی صفحه‌ی اول سایتت با این نگاه چه شکلی می‌شود، لازم نیست حرف ما را باور کنی. یک پیش‌نمایش رایگان از صفحه‌ی اصلی‌ات در کمتر از ۴۸ ساعت می‌سازیم و قبل از هر پرداختی نشانت می‌دهیم؛ فقط ۲۲۰ هزار تومان بابت تولید تصاویر اختصاصی همان نمونه گرفته می‌شود. نگاهش می‌کنی، با سایت فعلی‌ات مقایسه می‌کنی و بعد تصمیم می‌گیری. دقیقاً همان کاری که مشتری‌های خودت با سایتت می‌کنند — فقط این بار تو آن‌طرف میز نشسته‌ای.

پیش‌نمایش رایگان، قبل از هر پرداخت

سایتی می‌خواهی که درست ساخته شود؟

صفحه‌ی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت می‌سازیم و نشانت می‌دهیم. پسندیدی ادامه می‌دهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.