قبل از سفارش طراحی سایت از طراح چه بپرسیم؟ هفت سؤالی که سرنوشت پروژه را روشن میکند
قبل از سفارش طراحی سایت، از طراح چه بپرسیم؟ هفت سؤالی که جواب مکتوبشان نمونهکار واقعی، مالکیت کد، پشتیبانی، زمان تحویل و شیوهی پرداخت را روشن میکند.

بذار صحنهای را برایت بکشم که ما ماهی چند بار میبینیمش. تصمیمت را گرفتهای، با دو سه جا حرف زدهای، عددها را شنیدهای و حالا انگشتت روی دکمهی پرداخت مانده. یک حس مبهم ته دلت میگوید یک چیزی را نپرسیدهای، ولی نمیدانی آن چیز دقیقاً چیست. آن حس اشتباه نمیکند.
دلیلش هم ساده است. وقتی ماشین میخری سوارش میشوی و صدای موتورش را میشنوی؛ وقتی مغازه اجاره میکنی میروی و متراژ و نور و رفتوآمد کوچه را میبینی. ولی وقتی سایت سفارش میدهی، داری برای چیزی پول میدهی که هنوز وجود ندارد و قرار است بعد از پرداخت ساخته شود. تنها چیزی که قبلش داری، حرف است. و حرف، ارزانترین چیز دنیاست.
بیشتر آدمها این لحظه را با یک سؤال اشتباه رد میکنند: «چند؟». عدد مهم است، ولی اولین سؤال نیست. تا وقتی ندانی این سایت قرار است چه کاری برایت بکند، هر عددی که بشنوی فقط یک صداست. سایت بیستمیلیونی میتواند برای یکی دقیقاً کافی باشد و برای دیگری پول دور ریختن؛ همانطور که یک سایت گرانتر میتواند دقیقاً همان چیزی باشد که یک کسبوکار سالها لازم داشته.
این مقاله دربارهی سؤالهایی است که قبل از سفارش طراحی سایت باید از طراح سایت بپرسی؛ هفت سؤال که هیچکدام تخصص فنی نمیخواهند و بیشترشان را میشود با یک گوشی و ده دقیقه وقت راستیآزمایی کرد. اینکه خودت قبل از تماس چه چیزهایی باید آماده کنی — هدف سایت، فهرست صفحهها، متن، عکس و مدارک — موضوع یک مقالهی جداست: چکلیست قبل از سفارش سایت. اینجا فرض میکنیم آن بخش را کمابیش داری و میخواهی بدانی از طرف مقابل چه بپرسی. ما در فراکو استودیوی طراحی و توسعهی سایت هستیم و طبیعتاً ذینفعیم؛ ولی این دقیقاً همان فهرستی است که اگر جای تو بودیم، قبل از هر پرداختی رویش میایستادیم.
قبل از تماس: سه جوابی که بدونشان سؤالهایت بیجواب میماند
سؤالهایی که از طراح میپرسی فقط وقتی جواب دقیق میگیرند که خودت سه چیز را روشن کرده باشی. اول اینکه این سایت قرار است چه کاری بکند. این جمله را روی کاغذ کامل کن: «این سایت موفق است اگر کاری کند که ...». جواب میتواند «تلفنم بیشتر زنگ بخورد» باشد، «سفارش آنلاین بگیرم» یا «کارفرما وقتی اسمم را جستوجو کرد جدیام بگیرد». هر کدام معماری متفاوتی میسازد، نه رنگ متفاوتی؛ و خطرناکترین جواب «همهاش» است.
دوم اینکه سایت معرفی میخواهی یا فروشگاه. اگر مشتری امروز برای خرید زنگ میزند، شمارهکارت میگیرد و فیش میفرستد و همین مسیر دارد مشتری فراری میدهد، احتمالاً به سایت فروشگاهی نیاز داری. اگر مشتری حضوری میآید یا پروژه سفارش میدهد، سایت معرفی کافی است. فروشگاه یعنی سبد خرید، موجودی، محاسبهی ارسال، درگاه پرداخت و اینماد؛ هم زمان بیشتری میبرد هم پول بیشتری، و اگر عکس محصول و کسی برای ارسال سفارشها نداری، یک قفسهی خالیِ گران تحویل میگیری.
سوم، یک بازهی بودجه. بازار طراحی سایت در ایران از قالب چند صد هزار تومانی تا پروژههای اختصاصی سازمانی کشیده شده و بدون یک لنگر ذهنی، هر عددی که بشنوی گیجترت میکند. عددهای خودمان روی سایت است: سایت شرکتی ۳۵، ۴۵ و ۵۰ میلیون تومان و فروشگاه اینترنتی ۴۵، ۵۵ و ۶۰ میلیون تومان، با پشتیبانی ماهانهی اختیاری و جدا؛ جدول کاملش در قیمت طراحی سایت است. صفحههای لازمت را هم بشمار؛ همین شمارش ساده گفتوگو را از «بستگی دارد» بیرون میآورد.
اگر هر سه جواب را داری، برو سراغ طراح. اگر نداری، اول چکلیست قبل از سفارش را کامل کن؛ وقتی جوابهای خودت مبهم باشد، بهترین طراح هم فقط حدس میزند.
تا وقتی ندانی سایتت قرار است چه کاری بکند، هیچ قیمتی نه گران است نه ارزان؛ فقط یک عدد است.

سؤال اول از طراح: نمونهکار زندهات کجاست و کدامش سفارش واقعی بوده؟
حالا با این جوابها میروی سراغ کسی که قرار است بسازد. خبر خوب این است که بیشتر سؤالهای بعدی را میتوانی با یک گوشی و ده دقیقه وقت خودت راستیآزمایی کنی، بدون اینکه حتی یک ریال پرداخت کنی. اولی از همه مهمتر است: نمونهکار زنده داری که خودم بازش کنم؟ منظور از زنده یعنی نشانی سایتی که همین الان کار میکند؛ نه تصویر صفحه، نه دیوار پر از لوگوی برندهای معروف، نه فایل طرح. اگر کسی نتواند سه چهار سایت واقعی نشانت بدهد که خودت بتوانی در آنها بچرخی، بقیهی گفتوگو اهمیت چندانی ندارد.
وقتی نمونهکارها را باز کردی، با گوشی خودت و اینترنت معمولی بازشان کن، نه با لپتاپ و اینترنت پرسرعت. ببین چند ثانیه طول میکشد تا بالا بیاید، ببین منو روی صفحهی کوچک درست کار میکند یا نه، یک محصول را تا مرحلهی پرداخت جلو ببر و ببین کجا گیر میکند. این ده دقیقه از هر رزومهای صادقتر است.
و یک سؤال تکمیلی بپرس که کمتر کسی میپرسد: کدام از اینها سفارش مشتری بوده و کدام نمونهی نمایشی؟ دمو ذاتاً بد نیست و نشان میدهد تیم چه چیزی را بلد است بسازد، ولی سایتی که هر روز سفارش واقعی میگیرد چیز دیگری را ثابت میکند. ما خودمان این دو را جدا نوشتهایم: پیمانکار و آلادخت فروشگاههای واقعیاند که روی دامنهی خودشان میفروشند، و دموهای صنفیمان مثل زرنگار را با همین برچسب در نمونهکارها گذاشتهایم.
یک نکتهی مهم دربارهی نمونهکار: آن را در صنف خودت نخواه، در جنس کار بخواه. اینکه کسی تا حالا برای شغل تو سایت نساخته لزوماً بد نیست. اینکه هیچ فروشگاهی نساخته ولی میخواهد فروشگاه تو را بسازد، بله، این نگرانکننده است. مسئله تجربهی ساختن آن نوع سیستم است، نه آشنایی با شغل تو؛ کسبوکارت را خودت بهتر از هرکسی بلدی.
سؤال دوم: سایت من دقیقاً با چه چیزی ساخته میشود؟
این سؤال را حتماً بپرس، حتی اگر جواب فنیاش را نمیفهمی. چون جوابش یک چیز کاملاً غیرفنی را روشن میکند: سقف کارت کجاست. دو مسیر اصلی وجود دارد؛ قالب آماده روی سیستمهای مدیریت محتوا، یا کدنویسی اختصاصی که در آن سایت از صفر و مخصوص تو نوشته میشود. هیچکدام ذاتاً بد نیستند، ولی خیلی با هم فرق دارند.
قالب آماده سریع راه میافتد و ارزانتر شروع میشود، ولی همان قالب را صدها نفر دیگر هم دارند و سایتت شبیه بقیه میشود. برای هر قابلیت باید یک افزونه نصب شود و هرچه افزونه بیشتر میشود، سایت کندتر و آسیبپذیرتر میشود. روزی هم که بخواهی یک تغییر کمی خاص بدهی، میبینی قالب اجازه نمیدهد و باید دورش بزنی.
کدنویسی اختصاصی یعنی فقط همان چیزی ساخته میشود که لازم داری؛ نه یک خط کد اضافه. برای همین سریعتر بالا میآید، روی گوشی تمیزتر است و چون به دهها افزونهی غریبه وابسته نیست، سطح آسیبپذیریاش خیلی کمتر است. مهمتر از همه، سقفی برایت نمیگذارد؛ هر قابلیتی که کسبوکارت لازم داشته باشد، ساخته میشود.
یک مثال واقعی بزنم. در پیمانکار، فروشگاه قطعات ایرانخودرو و سایپا، لازم بود مشتری اول خودرواش را انتخاب کند و فقط قطعات سازگار با همان مدل را ببیند. در آلادخت پارچه هم متری فروخته میشود هم طاقهای و خریدار میتواند با اسنپپی قسطی بخرد. هیچ قالب آمادهای بدون وصلهکاری از پس اینها برنمیآمد؛ اینها را باید اختصاصی ساخت.
ما همهی سایتها را اختصاصی میسازیم و از وردپرس استفاده نمیکنیم. ولی بگذار منصف باشم: اگر بودجهات خیلی محدود است و فقط میخواهی ایدهات را سریع تست کنی، قالب آماده هم میتواند کافی باشد. حرف من این نیست که همه باید اختصاصی بروند؛ حرفم این است که از همان اول بدان چه چیزی میخری تا شش ماه بعد غافلگیر نشوی.
سؤال سوم: بعد از تحویل، دامنه، هاست و سورسکد به نام کیست؟
این سؤال را کمتر کسی جرئت میکند در تماس اول بپرسد: اگر فردا رابطهات با این تیم تمام شود، چه چیزی دستت میماند؟ جواب درست این است: همهچیز. سورسکد کامل، دامنهای که به نام خودت ثبت شده، دسترسی به فضای میزبانی، حسابهای تحلیلی و پروندهی درگاه پرداخت. اگر جواب چیز دیگری بود، بدان که داری اجاره میکنی، نه میخری.
این را به شکل یک زخم بارها دیدهایم. کسی که دامنهاش به نام طراح قبلی ثبت شده، عملاً گروگان است و برای هر تغییر کوچک باید التماس کند. کسی که سورسکد سایتش را ندارد، اگر سازنده جواب ندهد چارهای جز ساختن دوبارهی همهچیز از صفر ندارد. اینها اتفاقهای نادر نیستند؛ در بازار ما کاملاً رایجاند.
ما سورسکد کامل سایت را تحویل مشتری میدهیم و مالکیتش صد در صد با خود اوست. ولی این را فقط بهعنوان تبلیغ خودمان نمیگویم؛ از هر مجریای که کار میکنی، جواب این سؤال را مکتوب بگیر و قبل از پرداخت آخر، تکتک موارد را چک کن. بندهایی که باید در قرارداد باشد را جدا در مالکیت سورس کد سایت نوشتهایم.
قرارداد خوب آن است که فرض کند روزی رابطهتان تمام میشود، و همان روز را از قبل روشن کرده باشد.
سؤال چهارم: پشتیبانی دقیقاً شامل چیست و ماهانه چقدر؟
سایت یکبار ساخته نمیشود و رها نمیشود. قیمتها عوض میشوند، محصول اضافه میشود، یک متن باید اصلاح شود. پس از طراح بپرس: بعد از تحویل، این کارها را خودم از پنل انجام میدهم یا هر بار باید به شما پیام بدهم؟ اگر پنل درست ساخته شده باشد، کارهای روزمره با خودت است و پشتیبانی ماهانه فقط وقتی معنا دارد که وقت یا حوصلهاش را نداری.
بعد بپرس پشتیبانی دقیقاً شامل چه چیزهایی است. تغییر متن و عکس؟ اضافهکردن محصول؟ رفع خطای فنی؟ بهروزرسانی امنیتی و نسخهی پشتیبان؟ و مهمتر از آن، چه چیزهایی شاملش نیست و جدا حساب میشود. جواب مبهم در این بخش یعنی صورتحسابهای غافلگیرکننده در ماههای بعد.
پشتیبانی ما اختیاری است و جدا حساب میشود؛ برای سایت شرکتی ۵، ۶ یا ۷ میلیون تومان و برای فروشگاه ۶، ۸ یا ۱۰ میلیون تومان در ماه. اگر جایی شنیدی بدون قرارداد پشتیبانی سایت از کار میافتد، بپرس دقیقاً چرا؛ سایتی که بدون پرداخت ماهانه از کار بیفتد، دارایی تو نیست.
سؤال پنجم: چند روزه تحویل میدهی و ساعت از کِی شروع میشود؟
زمان تحویل جایی است که بیشترین سوءتفاهمها اتفاق میافتد. سؤال درست دو بخش دارد: چند روز، و از چه لحظهای شمارش شروع میشود. جالب اینجاست که بیشتر کشمکشهای پروژهای سر بخش دوم است، نه بخش اول. آدمها عدد را یادشان میماند ولی شرطش را نه.
ما سایت شرکتی را ۷ تا ۱۰ روز کاری و فروشگاه آنلاین را ۱۰ تا ۱۴ روز کاری تحویل میدهیم و پایش هم میایستیم. ولی این ساعت از لحظهای شروع میشود که مواد اولیه دست تیم باشد: متنها، عکسها، فایل اصلی لوگو و فهرست محصولات. هیچ تیمی روی زمین نمیتواند جای تو تصمیم بگیرد که اسم دقیق خدمتت چیست یا قیمت محصولت چند است.
پس اگر جایی شنیدی «سه روزه تحویل میدهیم»، بپرس سه روز از کِی و شامل چه چیزهایی. و اگر شنیدی «معلوم نیست، بستگی دارد»، آن هم به همان اندازه نگرانکننده است. تیمی که دهها پروژهی مشابه انجام داده باید بتواند یک بازهی روشن بدهد؛ دقیقاً همانطور که یک نجار باتجربه میداند ساختن یک کمد چند روز طول میکشد.
یک چیز دیگر را هم از همان اول در ذهنت جدا کن: ساخت سایت و کارهای اداری دو مسیر موازیاند. سایت در بازهای که قول داده شده تحویل میشود، ولی سرعت بررسی و صدور مجوزها دست نهادهای مربوطه است، نه دست سازنده. اگر این دو را در ذهنت یکی کنی، بیدلیل عصبی میشوی و فکر میکنی پروژه عقب افتاده.
دربارهی کارمزد درگاه پرداخت، مبلغ ضمانتها و مهلتهای اداری هم عمداً هیچ عددی نمیدهم؛ اینها تغییر میکنند و عدد کهنه بدتر از نبودن عدد است. کاری که باید بکنی این است: دقیقاً در همان زمانی که میخواهی اقدام کنی، رقم روز را از خود مرجع بپرس. ما درگاه پرداخت ایرانی را روی سایت راه میاندازیم و مسیر اینماد را قدمبهقدم نشانت میدهیم.
قبل از هر قراردادی، پیشنمایش صفحهی اصلی سایتت را ببین — طراحیاش رایگان است.
شروع کنسؤال ششم: دربارهی دیدهشدن در گوگل چه قولی میدهی؟
این سؤال یک تلهی عمدی است و جواب طرف مقابل، تو را از نصف بازار نجات میدهد. اگر کسی گفت رتبهی یک گوگل را تضمین میکنم، همانجا گفتوگو را تمام کن. تضمینِ رتبه یعنی فروشِ چیزی که در اختیارِ فروشنده نیست؛ نه ما، نه هیچ آژانس دیگری. این جمله فقط یعنی طرف یا بلد نیست، یا بلد است و راستش را نمیگوید.
آنچه واقعی است سئوی پایه است: ساختار درست صفحهها، عنوان و توضیح تمیز برای هر صفحه، سرعت خوب، نمایش درست روی موبایل، نشانیهای خوانا و نقشهی سایتی که موتور جستوجو بتواند بخواندش. اینها شرط لازمِ دیدهشدناند، نه دکمهی جادوی رتبه. ما همین سئوی فنیِ پایه را با هر سایت تحویل میدهیم و اگر کسی کارِ ادامهدار بخواهد، سئوی ماهانه را جدا و با گزارش روشن ارائه میدهیم؛ ولی در هیچکدام قولِ رتبه نمیدهیم.
تفاوت این دو را اینطور ببین: سئوی پایه یعنی سایتت وارد مسابقه میشود. اینکه چندم میشوی به شدت رقابت آن کلمه، سابقهی دامنه، محتوایی که تولید میکنی و دهها عامل دیگر بستگی دارد که هیچکدامشان دکمه ندارند. کسی که این را رک به تو بگوید، احتمالاً در بقیهی حرفهایش هم صادقتر است.
کاری که خودت میتوانی برای این بخش انجام بدهی هم ساده است: بنشین و بنویس مشتریات واقعاً چه چیزی را جستوجو میکند. نه اصطلاح فنی داخل صنفت، بلکه همان کلمهای که یک آدم معمولی تایپ میکند. اگر لوازم یدکی میفروشی، مشتری اسم کاتالوگی قطعه را نمینویسد؛ چیزی مینویسد که خودش بلد است. همین فهرست کوتاه، مبنای عنوان صفحهها میشود.
و انتظارت را از زمان هم تنظیم کن. سایت در ده روز کاری بالا میآید، ولی اعتماد موتور جستوجو در ده روز ساخته نمیشود. سایتی که تازه منتشر شده مثل مغازهای است که تازه تابلو زده؛ باید مدتی بگذرد و رفتوآمد شکل بگیرد. هر کس خلاف این را به تو بگوید، دارد چیزی میفروشد که در اختیار ندارد.
سؤال هفتم: پرداخت چطور است و قبل از قرارداد چه چیزی میبینم؟
این به نظر من مهمترین سؤال کل فهرست است، چون تنها سؤالی است که واقعاً ریسک را کم میکند. همهی سؤالهای قبلی جواب شفاهی دارند؛ این یکی جواب دیدنی دارد. و هر چیزی که بتوانی قبل از پرداخت با چشم خودت ببینی، از هر تضمین و قول و رزومهای معتبرتر است.
ما در فراکو در کمتر از ۴۸ ساعت و قبل از هر قراردادی، یک پیشنمایش از صفحهی اصلی سایتت میسازیم؛ با اسم خودت، رنگ خودت و کار خودت، نه یک قالب عمومی که فقط لوگویت را رویش گذاشته باشند. پسندیدی ادامه میدهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری و کار همانجا تمام میشود.
طراحی پیشنمایش رایگان است و تنها چیزی که بابتش گرفته میشود ۶۸۰ هزار تومان است، آن هم بابت تولید تصاویر اختصاصی همان نمونه، چون ساختن آن تصویرها خودش هزینه دارد. مبلغ اصلی سایت بعد از دیدن و پسندیدن مطرح میشود: قیمت بعد از یک گفتوگوی کوتاه ثابت میشود و پرداخت مرحلهای است، یعنی جلوتر از کاری که انجام شده پرداختی نداری. از هر طراحی همین را بپرس: پول را یکجا و از اول میخواهد یا مرحلهبهمرحله؟ ما این ترتیب را عمداً انتخاب کردهایم، چون خودمان هم اگر جای مشتری بودیم دوست نداشتیم برای چیز ندیده پول بدهیم.
چرا اینقدر رویش تأکید میکنیم؟ چون دقیقاً همان نابرابری اطلاعاتی را که اول مقاله گفتم از بین میبرد. تو دیگر داری روی یک چیز واقعی تصمیم میگیری، نه روی حرف. یک اثر جانبی جالب هم دارد: بیشتر مشتریها بعد از دیدن پیشنمایش، متنها و عکسهایشان را خیلی سریعتر جمع میکنند، چون دیگر دارند برای یک چیز واقعی محتوا آماده میکنند نه برای یک تصور مبهم.
اگر طرف مقابلت چنین چیزی نمیدهد، دستکم بپرس مراحل تأیید چطور است. چند بار میتوانی نظر بدهی و اصلاح بخواهی؟ اگر طرح اولیه را اصلاً نپسندیدی چه اتفاقی میافتد؟ پیشپرداخت در چه شرایطی برگشت داده میشود؟ جواب همین سه سؤال، سطح ریسکت را دقیق مشخص میکند.

چراغهای قرمزی که همان تماس اول معلوم میشوند
بعضی نشانهها آنقدر پرتکرارند که ارزش دارد یکجا فهرستشان کنم. اول: تضمین رتبهی گوگل، که مفصل دربارهاش حرف زدیم. دوم: «برای قیمت تماس بگیرید» بدون هیچ بازهای، که خیلی وقتها یعنی قیمت از روی ظاهر و لحن مشتری تعیین میشود، نه از روی حجم کار.
سوم: نمونهکارهایی که نشانی زنده ندارند، یا وقتی بازشان میکنی میبینی مال یک تیم دیگر است. چهارم: قیمتی که وسط کار مدام بالا میرود چون «این یکی جزو پکیج نبود» — که علاجش نوشتن دقیق دامنهی کار در قرارداد است. پنجم: توافق شفاهی؛ هر چیزی که در قرارداد نوشته نشده باشد، عملاً وجود ندارد.
ششم: تیمی که حاضر نیست روشن بگوید سورسکد بعد از تحویل مال کیست، یا جواب میدهد «سایت روی سرور ما میماند» و از زیر بحث مالکیت در میرود. هفتم: عجلهی غیرطبیعی برای گرفتن کل مبلغ قبل از شروع کار، مخصوصاً وقتی هنوز هیچ چیزی برای دیدن ارائه نشده است.
هشتم و کمگفتهترینشان: تیمی که هیچ سؤالی از تو نمیپرسد. اگر کسی بدون اینکه بداند کسبوکارت چیست، مشتریات کیست و هدفت از سایت چه بوده بلافاصله قیمت بدهد، دارد یک قالب میفروشد نه یک راهحل. سازندهی خوب معمولاً در تماس اول بیشتر از تو سؤال میپرسد؛ همان سؤالهایی که در نیمهی اول این مقاله خواندی.
و یک نشانهی مثبت که خیلی گویاست: کسی که به تو میگوید «این چیزی که میخواهی به نظرم لازم نیست» یا «با کار تو، همین پلن پایینتر کافی است و لازم نیست بالاتر بروی». کسی که حاضر است از تو پول کمتری بگیرد، معمولاً دارد به رابطهی بلندمدت فکر میکند، نه به یک فاکتور.
حضوری یا غیرحضوری؛ فاصله چقدر مهم است؟
این سؤال را خیلیها میپرسند و جواب صادقانهاش ممکن است غافلگیرت کند: فاصله خیلی کمتر از چیزی که فکر میکنی اهمیت دارد. مهمتر از حضوری یا غیرحضوری بودن، این است که اطلاعات درست و کامل منتقل شود و طرف مقابل واقعاً بشنود.
پایگاه ما اهواز است. اگر در اهواز یا جاهای دیگر خوزستان هستی، میتوانیم رودررو بنشینیم و همین دوازده سؤال را با هم جواب بدهیم؛ معمولاً یک جلسه کافی است تا بیشترشان همانجا تعیین تکلیف شوند. برای بقیهی ایران، کل پروژه کاملاً غیرحضوری پیش میرود: تماس، پیام و ارسال فایل.
و این را از سر تعارف نمیگویم که غیرحضوری هم خوب جواب میدهد؛ پروژههایی مثل سفره سبز اطعام برای یک خیریه در تهران و چپمن موبیل برای یک تعمیرگاه در آمریکا کاملاً از همین مسیر ساخته شدهاند. یک فایل صوتی دهدقیقهای که در آن کارت را با جزئیات توضیح دادهای، از یک جلسهی حضوری دوساعته که بیشترش تعارف بوده مفیدتر است.
چیزی که واقعاً باید بسنجی این است: طرف مقابل چقدر سریع و روشن جواب میدهد. اگر قبل از قرارداد — یعنی وقتی همهچیز باید گلوبلبل باشد — جواب پیامت سه روز طول میکشد، حدس زدن اینکه بعد از تحویل چه خبر است کار سختی نیست.
جمعبندی: هفت سؤال از طراح، یک تصمیم
اگر بخواهم کل این مقاله را در یک خط خلاصه کنم: قبل از سفارش طراحی سایت، بیشتر از اینکه دنبال بهترین قیمت بگردی، دنبال روشنترین جوابها از طراح بگرد؛ دربارهی نمونهکار زنده و واقعی، روش ساخت، مالکیت دامنه و کد، دامنهی پشتیبانی، زمان تحویل، قولش دربارهی گوگل، و شیوهی پرداخت و چیزی که قبل از قرارداد میبینی. آمادهکردن جوابهای خودت هم کار چکلیست قبل از سفارش است.
هر کدام از این جوابها که مبهم بماند، بعداً به شکل هزینه یا تأخیر یا دلخوری برمیگردد. و برعکس، هر کدام که از اول روشن باشد، پروژه را چند روز کوتاهتر و نتیجه را چند پله بهتر میکند. این تقریباً تنها بخشی از کل ماجراست که کاملاً در کنترل خودت است، و خرجی هم جز یک برگه و نیم ساعت فکر ندارد.
لازم هم نیست همهی جوابها را قبل از تماس آماده کرده باشی. اگر دوست داری اول ببینی سایتت اصلاً چه شکلی میشود، بگو تا در کمتر از ۴۸ ساعت یک پیشنمایش از صفحهی اصلیات بسازیم؛ با اسم و رنگ و کار خودت، قبل از هر قراردادی. طراحیاش رایگان است و فقط ۶۸۰ هزار تومان بابت تصاویر اختصاصیاش میدهی. بعد از دیدن آن، پرسیدن همین هفت سؤال خیلی راحتتر میشود.
سایتی میخواهی که درست ساخته شود؟
صفحهی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت میسازیم و نشانت میدهیم. طراحیِ پیشنمایش رایگان است و فقط ۶۸۰ هزار تومان بابت ساخت عکسها و بنرهایش میپردازی؛ پسندیدی ادامه میدهیم، نپسندیدی تعهدی نداری.


