کاملاً رایگانپیش‌نمایش رایگان سایتت
بازگشت به مجلهراهنمای خرید

قبل از سفارش طراحی سایت این ۱۲ سؤال را بپرس؛ ۶ تا از خودت، ۶ تا از سازنده

قبل از سفارش طراحی سایت، شش سؤال از خودت بپرس و شش سؤال از سازنده. همین دوازده جواب روشن، تفاوت سایتی که می‌فروشد با سایتی که فقط پول گرفته را می‌سازد.

۱۳ فروردین ۱۴۰۵۱۵ دقیقه مطالعه

بذار صحنه‌ای را برایت بکشم که ما ماهی چند بار می‌بینیمش. تصمیمت را گرفته‌ای، با دو سه جا حرف زده‌ای، عددها را شنیده‌ای و حالا انگشتت روی دکمه‌ی پرداخت مانده. یک حس مبهم ته دلت می‌گوید یک چیزی را نپرسیده‌ای، ولی نمی‌دانی آن چیز دقیقاً چیست. آن حس اشتباه نمی‌کند.

دلیلش هم ساده است. وقتی ماشین می‌خری سوارش می‌شوی و صدای موتورش را می‌شنوی؛ وقتی مغازه اجاره می‌کنی می‌روی و متراژ و نور و رفت‌وآمد کوچه را می‌بینی. ولی وقتی سایت سفارش می‌دهی، داری برای چیزی پول می‌دهی که هنوز وجود ندارد و قرار است بعد از پرداخت ساخته شود. تنها چیزی که قبلش داری، حرف است. و حرف، ارزان‌ترین چیز دنیاست.

بیشتر آدم‌ها این لحظه را با یک سؤال اشتباه رد می‌کنند: «چند؟». عدد مهم است، ولی اولین سؤال نیست. تا وقتی ندانی این سایت قرار است چه کاری برایت بکند، هر عددی که بشنوی فقط یک صداست. سایت بیست‌میلیونی می‌تواند برای یکی دقیقاً کافی باشد و برای دیگری پول دور ریختن؛ همان‌طور که یک سایت گران‌تر می‌تواند دقیقاً همان چیزی باشد که یک کسب‌وکار سال‌ها لازم داشته.

این مقاله دوازده سؤال است که قبل از سفارش طراحی سایت باید جوابشان روشن باشد؛ شش تا از خودت، شش تا از کسی که قرار است بسازد. هیچ‌کدام تخصص فنی نمی‌خواهند و همه‌شان با یک برگه و ده دقیقه وقت جواب دارند. ما در فراکو استودیوی طراحی و توسعه‌ی سایت هستیم و طبیعتاً ذی‌نفعیم؛ ولی این دقیقاً همان فهرستی است که اگر جای تو بودیم، قبل از هر پرداختی رویش می‌ایستادیم.

سؤال یک و دو: این سایت چه کاری می‌کند و برای چه کسی؟

یک برگه بردار و این جمله را کامل کن: «این سایت موفق است اگر کاری کند که ...». همین یک جمله نصف تصمیم‌های طراحی را از قبل می‌گیرد. جواب می‌تواند «تلفنم بیشتر زنگ بخورد» باشد، یا «سفارش آنلاین بگیرم»، یا «وقتی مشتری اسم شرکتم را جست‌وجو کرد چیزی ببیند که باعث شود جدی‌ام بگیرد». هر سه جواب درست‌اند، ولی هر سه سایت متفاوتی می‌سازند.

چرا این‌قدر مهم است؟ چون سایتی که هدفش تماس است، شماره را همه‌جا جلوی چشم می‌گذارد و فرمش سه خط بیشتر نیست. سایتی که هدفش فروش است، فاصله‌ی بین دیدن محصول تا پرداخت را تا جای ممکن کوتاه می‌کند. سایتی که هدفش اعتبار است، روی نمونه‌کار و سابقه و تیم می‌ایستد. این‌ها سه معماری کاملاً متفاوت‌اند، نه سه رنگ متفاوت.

خطرناک‌ترین جواب هم این است: «همه‌اش». سایتی که می‌خواهد هم‌زمان بفروشد، مشتری جذب کند، وبلاگ داشته باشد، رزومه‌ی شرکت باشد و آگهی استخدام هم بزند، معمولاً هیچ‌کدام را خوب انجام نمی‌دهد. اولویت‌بندی کن. بقیه‌ی کارها می‌توانند در مرحله‌ی بعد اضافه شوند؛ سایت که سنگ‌قبر نیست که یک‌بار حک شود و تمام.

سؤال دوم را هم ملموس جواب بده: مشتری‌ات دقیقاً کیست؟ نه «همه‌ی مردم ایران». کسی که نصفه‌شب دنبال داروی بدون نسخه می‌گردد با مدیر خریدی که دنبال تأمین‌کننده‌ی قطعه‌ی صنعتی است، دو دنیای کاملاً متفاوت‌اند. لحن نوشته، ترتیب اطلاعات و حتی اندازه‌ی خط برای این دو فرق می‌کند. اگر جواب این سؤال روشن نباشد، طراحی روی هوا انجام می‌شود.

یک بخش از این سؤال را تقریباً همه جا می‌اندازند: مشتری‌ات با چه حالی وارد سایت می‌شود؟ عجله دارد یا وقت دارد؟ با گوشی توی خیابان است یا پشت میز نشسته؟ می‌داند دنبال چه می‌گردد یا فقط دارد نگاه می‌کند؟ در ایران اکثریت قاطع بازدیدها از گوشی است، پس هر تصمیمی باید اول برای صفحه‌ی کوچک گرفته شود، نه برای مانیتور بزرگ طراح.

و آخرین تکه‌ی این بخش: کاربر بعد از ورود دقیقاً باید چه کاری بکند؟ هر صفحه باید یک قدم بعدی روشن داشته باشد؛ تماس، خرید، ثبت‌نام یا فرستادن پیام. اگر خودت نمی‌دانی آن قدم چیست، کاربر هم نمی‌فهمد و همان‌جا صفحه را می‌بندد. سایت شلوغی که کاربر را سردرگم می‌کند، از سایت ساده‌ای که فقط یک کار روشن می‌خواهد، همیشه بدتر جواب می‌دهد.

تا وقتی ندانی سایتت قرار است چه کاری بکند، هیچ قیمتی نه گران است نه ارزان؛ فقط یک عدد است.

سؤال سه: سایت معرفی می‌خواهی یا فروشگاه آنلاین؟

این سؤال شبیه یک جزئیات فنی به نظر می‌رسد، ولی در واقع بزرگ‌ترین دوراهی بودجه و زمان توست. سایت معرفی، ویترین و پرونده‌ی کسب‌وکار توست: می‌گوید کی هستی، چه می‌کنی و چطور می‌شود به تو رسید. فروشگاه آنلاین یک سیستم است که قرار است پول واقعی آدم‌ها را جابه‌جا کند. این دو، دو جنس کار متفاوت‌اند.

فرقشان فقط یک دکمه‌ی خرید نیست. فروشگاه یعنی سبد خرید، مدیریت موجودی، دسته‌بندی درست محصول، محاسبه‌ی هزینه‌ی ارسال، پنل مدیریت سفارش‌ها، درگاه پرداخت ایرانی و نماد اعتماد. هرکدام از این‌ها باید ساخته شود، تست شود و بعد از تحویل هم نگه‌داری شود. طبیعی است که هم زمان بیشتری می‌برد هم هزینه‌ی بیشتری دارد.

یک تست ساده از خودت بگیر: اگر مشتری همین امروز بخواهد از تو خرید کند، مسیرش چیست؟ اگر جواب «زنگ می‌زند، منتظر می‌ماند، شماره‌کارت می‌گیرد و فیش می‌فرستد» است و همین مسیر دارد مشتری فراری می‌دهد، احتمالاً به طراحی سایت فروشگاهی نیاز داری. اگر جواب «می‌آید حضوری، یا پروژه سفارش می‌دهد» است، سایت معرفی کافی است و لازم نیست پول بیشتری بدهی.

اشتباه رایج این است که آدم‌ها فروشگاه سفارش می‌دهند در حالی که هنوز عکس محصول ندارند، قیمت‌ها ثابت نیست و کسی نیست که سفارش‌ها را بسته‌بندی و ارسال کند. فروشگاه، فروشنده را جادو نمی‌کند؛ فقط کاری را که داری انجام می‌دهی بزرگ‌تر و منظم‌تر می‌کند. اگر عملیات پشتش نباشد، یک قفسه‌ی خالیِ گران تحویل گرفته‌ای.

طرف مقابل این ماجرا هم هست: کسی که سال‌هاست در پیام‌رسان و دایرکت می‌فروشد، هر سفارش را دستی یادداشت می‌کند و نصف روزش صرف جواب دادن به «موجوده؟» و «چند؟» می‌شود. برای این آدم، فروشگاه فقط یک ویترین قشنگ نیست؛ چند ساعت وقت آزاد در روز است و چند سفارشی که دیگر از دست نمی‌رود.

سؤال چهار: بودجه‌ات کجای این بازار عجیب می‌ایستد؟

قبل از تماس، یک بازه‌ی تقریبی برای خودت داشته باش. لازم نیست عدد دقیق باشد، ولی باید بدانی سقفت کجاست. دلیلش این است که بازار طراحی سایت در ایران بازه‌ی وحشتناک پهنی دارد و بدون یک لنگر ذهنی، هر عددی که بشنوی فقط گیج‌ترت می‌کند. آدمی که بازه ندارد، غریزی یا به ارزان‌ترین گزینه پناه می‌برد یا به عددی وسط، که هیچ‌کدام لزوماً ربطی به کیفیت خروجی ندارد.

یک لحظه فاصله‌ی دو سر این بازار را ببین. قالب آماده از چند صد هزار تومان هم پیدا می‌شود، و آن‌طرف طیف، برای پروژه‌های کدنویسی اختصاصی قیمت‌هایی حدود ۸۰ تا ۳۶۰ میلیون تومان هم در بازار دیده شده است. هر دو سر این خط را «سایت» صدا می‌زنند. فاصله‌شان صدها برابر است. تا خودت ندانی دنبال کدام جنس کار می‌گردی، دانستن این بازه فقط سردرگمی اضافه می‌کند.

«برای قیمت تماس بگیرید» جمله‌ای است که خودمان از شنیدنش کلافه می‌شویم؛ برای همین عددهای فراکو بیرون است. فروشگاه آنلاین سه سطح دارد: ۳۵، ۴۵ و ۵۵ میلیون تومان. سایت شرکتی هم سه پله: ۲۰ میلیون تومان تا چهار صفحه، ۳۰ میلیون تومان تا هشت صفحه، ۴۰ میلیون تومان تا دوازده صفحه به‌علاوه‌ی درگاه پرداخت و اینماد تک‌ستاره. عددها را نوشته‌ایم تا پیش از هر تماسی بتوانی مقایسه کنی.

پشتیبانی ماهانه در هر دو حالت اختیاری است و جدا حساب می‌شود؛ برای سایت شرکتی ۵، ۶ و ۷ میلیون تومان و برای فروشگاه ۶، ۸ و ۱۰ میلیون تومان. اختیاری بودنش را عمداً نگه داشته‌ایم تا فقط بابت چیزی که واقعاً لازم داری پول بدهی. اگر خودت یا کسی در مجموعه‌ات می‌تواند محتوا را به‌روز کند، هیچ اجباری به پرداخت ماهانه نیست.

چون پلن‌ها بر پایه‌ی تعداد صفحه بسته می‌شوند، یک کار کوچک قبل از تماس خیلی کمکت می‌کند: صفحه‌های سایتت را بشمار. صفحه‌ی اصلی، درباره‌ی ما، تماس، هر خدمت یک صفحه، وبلاگ، سؤالات متداول. همین شمارش ساده باعث می‌شود در همان تماس اول بدانی کدام پلن به کارت می‌آید و گفت‌وگو از حالت «بستگی دارد» بیرون بیاید.

و یک هشدار که از تجربه می‌گویم: ارزان‌ترین گزینه معمولاً گران‌ترین گزینه است، فقط قسطی. مشتری‌ای که پارسال یک سایت خیلی ارزان گرفته، امسال با سایتی می‌آید که کند است، شبیه هزار سایت دیگر است، پشتیبان ندارد و کدش دست کسی است که دیگر جواب نمی‌دهد. آخرش باید از صفر ساخته شود؛ یعنی دو بار پول داده و یک سال هم وقت از دست داده.

یادداشت‌کردن سؤال‌ها و بودجه قبل از سفارش طراحی سایت
یادداشت‌کردن سؤال‌ها و بودجه قبل از سفارش طراحی سایت

سؤال پنج و شش: بعد از تحویل چه می‌شود و چه چیزی دستت می‌ماند؟

سایت یک‌بار ساخته نمی‌شود و رها نمی‌شود. قیمت‌ها عوض می‌شوند، محصول اضافه می‌شود، شماره‌ی تماس تغییر می‌کند، یک متن باید اصلاح شود، یک عکس باید جایگزین شود. سؤال پنجم این است: شش ماه بعد، چه کسی این کارها را انجام می‌دهد؟ اگر جوابت «نمی‌دانم» است، همین حالا وقت فکر کردن به آن است، نه هفته‌ی بعد از تحویل.

دو حالت بیشتر ندارد. یا خودت — یا کسی در مجموعه‌ات — می‌تواند از پنل مدیریت، محتوا را به‌روز کند، که در این حالت لازم نیست هزینه‌ی ماهانه بدهی. یا وقت و حوصله‌اش نیست و ترجیح می‌دهی کسی باشد که با یک پیام کار را انجام بدهد، که آن‌وقت پشتیبانی ماهانه معنا پیدا می‌کند. هر دو جواب درست است؛ نداشتن جواب غلط است.

چیزی که در این وسط اشتباه فهمیده می‌شود این است: پشتیبانی یعنی دقیقاً چه؟ قبل از قرارداد بپرس شامل چه چیزهایی است. تغییر متن و عکس؟ اضافه‌کردن محصول؟ رفع خطای فنی؟ به‌روزرسانی امنیتی؟ و مهم‌تر از آن، چه چیزهایی شاملش نیست و جدا حساب می‌شود. جواب مبهم در این بخش یعنی صورت‌حساب‌های غافلگیرکننده در ماه‌های بعد.

سؤال ششم سخت‌تر است و کمتر کسی جرئت می‌کند در تماس اول بپرسدش: اگر فردا رابطه‌ات با این تیم تمام شود، چه چیزی دستت می‌ماند؟ جواب درست این است: همه‌چیز. سورس‌کد کامل، دامنه‌ای که به نام خودت ثبت شده، دسترسی به فضای میزبانی، حساب‌های تحلیلی و پرونده‌ی درگاه پرداخت. اگر جواب چیز دیگری بود، بدان که داری اجاره می‌کنی، نه می‌خری.

این را به شکل یک زخم بارها دیده‌ایم. کسی که دامنه‌اش به نام طراح قبلی ثبت شده، عملاً گروگان است و برای هر تغییر کوچک باید التماس کند. کسی که سورس‌کد سایتش را ندارد، اگر سازنده جواب ندهد چاره‌ای جز ساختن دوباره‌ی همه‌چیز از صفر ندارد. این‌ها اتفاق‌های نادر نیستند؛ در بازار ما کاملاً رایج‌اند.

ما سورس‌کد کامل سایت را تحویل مشتری می‌دهیم و مالکیتش صد در صد با خود اوست. ولی این را فقط به‌عنوان تبلیغ خودمان نمی‌گویم؛ این عادت را با هر مجری‌ای که کار می‌کنی رعایت کن. یک فهرست ساده بنویس از چیزهایی که باید به نام تو ثبت شوند و قبل از پرداخت آخر، تک‌تکشان را چک کن. ده دقیقه وقت می‌برد و می‌تواند یک سال دردسر را حذف کند.

قرارداد خوب آن است که فرض کند روزی رابطه‌تان تمام می‌شود، و همان روز را از قبل روشن کرده باشد.

حالا نوبت سازنده است؛ اول از همه نمونه‌کار زنده

تا اینجا شش سؤال از خودت پرسیدی. حالا با این جواب‌ها می‌روی سراغ کسی که قرار است بسازد. خبر خوب این است که بیشتر شش سؤال بعدی را می‌توانی با یک گوشی و ده دقیقه وقت خودت راستی‌آزمایی کنی، بدون اینکه حتی یک تماس بگیری یا یک ریال پرداخت کنی. این‌ها به حرف طرف مقابل وابسته نیستند؛ قابل آزمایش‌اند.

سؤال اول از سازنده: نمونه‌کار زنده داری که خودم بازش کنم؟ منظور از زنده یعنی نشانی سایتی که همین الان کار می‌کند؛ نه تصویر صفحه، نه دیوار پر از لوگوی برندهای معروف، نه فایل طرح. اگر کسی نتواند سه چهار سایت واقعی نشانت بدهد که خودت بتوانی در آن‌ها بچرخی، بقیه‌ی گفت‌وگو اهمیت چندانی ندارد.

وقتی نمونه‌کارها را باز کردی، با گوشی خودت و اینترنت معمولی بازشان کن، نه با لپ‌تاپ و اینترنت پرسرعت. ببین چند ثانیه طول می‌کشد تا بالا بیاید، ببین منو روی صفحه‌ی کوچک درست کار می‌کند یا نه، یک محصول را تا مرحله‌ی پرداخت جلو ببر و ببین کجا گیر می‌کند. این ده دقیقه از هر رزومه‌ای صادق‌تر است.

نمونه‌کارهای ما همه زنده‌اند و می‌توانی هرکدام را باز کنی و لمسشان کنی: زرنگار برای فروش طلا، یدک‌سرا برای لوازم یدکی، مهردارو برای داروخانه، دیدآرا برای عینک، کرونوس برای ساعت، اویلرو برای روغن خودرو، پیمان‌کار برای قطعات خودرو و شیکر پلاس برای لوازم ورزشی. ویجیل و چپمن موبیل هم دو پروژه‌ای هستند که برای بازار جهانی ساخته شده‌اند.

یک نکته‌ی مهم درباره‌ی نمونه‌کار: آن را در صنف خودت نخواه، در جنس کار بخواه. اینکه کسی تا حالا برای شغل تو سایت نساخته لزوماً بد نیست. اینکه هیچ فروشگاهی نساخته ولی می‌خواهد فروشگاه تو را بسازد، بله، این نگران‌کننده است. مسئله تجربه‌ی ساختن آن نوع سیستم است، نه آشنایی با شغل تو؛ کسب‌وکارت را خودت بهتر از هرکسی بلدی.

قبل از هر پرداختی، پیش‌نمایش صفحه‌ی اصلی سایتت را رایگان ببین.

شروع کن

سؤالِ ابزار: سایت من دقیقاً با چه چیزی ساخته می‌شود؟

این سؤال را حتماً بپرس، حتی اگر جواب فنی‌اش را نمی‌فهمی. چون جوابش یک چیز کاملاً غیرفنی را روشن می‌کند: سقف کارت کجاست. دو مسیر اصلی وجود دارد؛ قالب آماده روی سیستم‌های مدیریت محتوا، یا کدنویسی اختصاصی که در آن سایت از صفر و مخصوص تو نوشته می‌شود. هیچ‌کدام ذاتاً بد نیستند، ولی خیلی با هم فرق دارند.

قالب آماده سریع راه می‌افتد و ارزان‌تر شروع می‌شود، ولی همان قالب را صدها نفر دیگر هم دارند و سایتت شبیه بقیه می‌شود. برای هر قابلیت باید یک افزونه نصب شود و هرچه افزونه بیشتر می‌شود، سایت کندتر و آسیب‌پذیرتر می‌شود. روزی هم که بخواهی یک تغییر کمی خاص بدهی، می‌بینی قالب اجازه نمی‌دهد و باید دورش بزنی.

کدنویسی اختصاصی یعنی فقط همان چیزی ساخته می‌شود که لازم داری؛ نه یک خط کد اضافه. برای همین سریع‌تر بالا می‌آید، روی گوشی تمیزتر است و چون به ده‌ها افزونه‌ی غریبه وابسته نیست، سطح آسیب‌پذیری‌اش خیلی کمتر است. مهم‌تر از همه، سقفی برایت نمی‌گذارد؛ هر قابلیتی که کسب‌وکارت لازم داشته باشد، ساخته می‌شود.

یک مثال واقعی بزنم. در زرنگار لازم بود قیمت لحظه‌ای طلا نمایش داده شود و حس یک گالری لوکس منتقل شود؛ جایی که کاربر می‌خواهد چند ده میلیون تومان آنلاین خرید کند. در یدک‌سرا یک «قطعه‌یاب» می‌خواستیم که کاربر خودرواش را انتخاب کند و فقط قطعات سازگار را ببیند. هیچ قالب آماده‌ای از پس این‌ها برنمی‌آمد؛ این‌ها را باید اختصاصی ساخت.

ما همه‌ی سایت‌ها را اختصاصی می‌سازیم و از وردپرس استفاده نمی‌کنیم. ولی بگذار منصف باشم: اگر بودجه‌ات خیلی محدود است و فقط می‌خواهی ایده‌ات را سریع تست کنی، قالب آماده هم می‌تواند کافی باشد. حرف من این نیست که همه باید اختصاصی بروند؛ حرفم این است که از همان اول بدان چه چیزی می‌خری تا شش ماه بعد غافلگیر نشوی.

سؤالِ زمان: چند روزه تحویل می‌دهی و ساعت از کِی شروع می‌شود؟

زمان تحویل جایی است که بیشترین سوءتفاهم‌ها اتفاق می‌افتد. سؤال درست دو بخش دارد: چند روز، و از چه لحظه‌ای شمارش شروع می‌شود. جالب اینجاست که بیشتر کش‌مکش‌های پروژه‌ای سر بخش دوم است، نه بخش اول. آدم‌ها عدد را یادشان می‌ماند ولی شرطش را نه.

ما سایت شرکتی را ۷ تا ۱۰ روز کاری و فروشگاه آنلاین را ۱۰ تا ۱۴ روز کاری تحویل می‌دهیم و پایش هم می‌ایستیم. ولی این ساعت از لحظه‌ای شروع می‌شود که مواد اولیه دست تیم باشد: متن‌ها، عکس‌ها، فایل اصلی لوگو و فهرست محصولات. هیچ تیمی روی زمین نمی‌تواند جای تو تصمیم بگیرد که اسم دقیق خدمتت چیست یا قیمت محصولت چند است.

پس اگر جایی شنیدی «سه روزه تحویل می‌دهیم»، بپرس سه روز از کِی و شامل چه چیزهایی. و اگر شنیدی «معلوم نیست، بستگی دارد»، آن هم به همان اندازه نگران‌کننده است. تیمی که ده‌ها پروژه‌ی مشابه انجام داده باید بتواند یک بازه‌ی روشن بدهد؛ دقیقاً همان‌طور که یک نجار باتجربه می‌داند ساختن یک کمد چند روز طول می‌کشد.

یک چیز دیگر را هم از همان اول در ذهنت جدا کن: ساخت سایت و کارهای اداری دو مسیر موازی‌اند. سایت در بازه‌ای که قول داده شده تحویل می‌شود، ولی سرعت بررسی و صدور مجوزها دست نهادهای مربوطه است، نه دست سازنده. اگر این دو را در ذهنت یکی کنی، بی‌دلیل عصبی می‌شوی و فکر می‌کنی پروژه عقب افتاده.

درباره‌ی کارمزد درگاه پرداخت، مبلغ ضمانت‌ها و مهلت‌های اداری هم عمداً هیچ عددی نمی‌دهم؛ این‌ها تغییر می‌کنند و عدد کهنه بدتر از نبودن عدد است. کاری که باید بکنی این است: دقیقاً در همان زمانی که می‌خواهی اقدام کنی، رقم روز را از خود مرجع بپرس. ما درگاه پرداخت ایرانی را روی سایت راه می‌اندازیم و مسیر اینماد را قدم‌به‌قدم نشانت می‌دهیم.

سؤالِ گوگل: درباره‌ی دیده‌شدن چه قولی می‌دهی؟

این سؤال یک تله‌ی عمدی است و جواب طرف مقابل، تو را از نصف بازار نجات می‌دهد. اگر کسی گفت رتبه‌ی یک گوگل را تضمین می‌کنم، همان‌جا گفت‌وگو را تمام کن. تضمینِ رتبه یعنی فروشِ چیزی که در اختیارِ فروشنده نیست؛ نه ما، نه هیچ آژانس دیگری. این جمله فقط یعنی طرف یا بلد نیست، یا بلد است و راستش را نمی‌گوید.

آنچه واقعی است سئوی پایه است: ساختار درست صفحه‌ها، عنوان و توضیح تمیز برای هر صفحه، سرعت خوب، نمایش درست روی موبایل، نشانی‌های خوانا و نقشه‌ی سایتی که موتور جست‌وجو بتواند بخواندش. این‌ها شرط لازمِ دیده‌شدن‌اند، نه دکمه‌ی جادوی رتبه. ما هم دقیقاً همین سئوی پایه را انجام می‌دهیم و بیشتر از این قول نمی‌دهیم.

تفاوت این دو را این‌طور ببین: سئوی پایه یعنی سایتت وارد مسابقه می‌شود. اینکه چندم می‌شوی به شدت رقابت آن کلمه، سابقه‌ی دامنه، محتوایی که تولید می‌کنی و ده‌ها عامل دیگر بستگی دارد که هیچ‌کدامشان دکمه ندارند. کسی که این را رک به تو بگوید، احتمالاً در بقیه‌ی حرف‌هایش هم صادق‌تر است.

کاری که خودت می‌توانی برای این بخش انجام بدهی هم ساده است: بنشین و بنویس مشتری‌ات واقعاً چه چیزی را جست‌وجو می‌کند. نه اصطلاح فنی داخل صنفت، بلکه همان کلمه‌ای که یک آدم معمولی تایپ می‌کند. اگر لوازم یدکی می‌فروشی، مشتری اسم کاتالوگی قطعه را نمی‌نویسد؛ چیزی می‌نویسد که خودش بلد است. همین فهرست کوتاه، مبنای عنوان صفحه‌ها می‌شود.

و انتظارت را از زمان هم تنظیم کن. سایت در ده روز کاری بالا می‌آید، ولی اعتماد موتور جست‌وجو در ده روز ساخته نمی‌شود. سایتی که تازه منتشر شده مثل مغازه‌ای است که تازه تابلو زده؛ باید مدتی بگذرد و رفت‌وآمد شکل بگیرد. هر کس خلاف این را به تو بگوید، دارد چیزی می‌فروشد که در اختیار ندارد.

آخرین و مهم‌ترین سؤال: قبل از پرداخت، چه چیزی می‌توانم ببینم؟

این به نظر من مهم‌ترین سؤال کل فهرست است، چون تنها سؤالی است که واقعاً ریسک را کم می‌کند. همه‌ی سؤال‌های قبلی جواب شفاهی دارند؛ این یکی جواب دیدنی دارد. و هر چیزی که بتوانی قبل از پرداخت با چشم خودت ببینی، از هر تضمین و قول و رزومه‌ای معتبرتر است.

ما در فراکو در کمتر از ۴۸ ساعت و قبل از هر پرداخت اصلی، یک پیش‌نمایش رایگان از صفحه‌ی اصلی سایتت می‌سازیم؛ با اسم خودت، رنگ خودت و کار خودت، نه یک قالب عمومی که فقط لوگویت را رویش گذاشته باشند. پسندیدی ادامه می‌دهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری و کار همان‌جا تمام می‌شود.

تنها چیزی که بابتش گرفته می‌شود ۲۲۰ هزار تومان است، آن هم بابت تولید تصاویر اختصاصی همان نمونه، چون ساختن آن تصویرها خودش هزینه دارد. مبلغ اصلی سایت بعد از دیدن و پسندیدن مطرح می‌شود. این ترتیب را عمداً انتخاب کرده‌ایم، چون خودمان هم اگر جای مشتری بودیم دوست نداشتیم برای چیز ندیده پول بدهیم.

چرا این‌قدر رویش تأکید می‌کنیم؟ چون دقیقاً همان نابرابری اطلاعاتی را که اول مقاله گفتم از بین می‌برد. تو دیگر داری روی یک چیز واقعی تصمیم می‌گیری، نه روی حرف. یک اثر جانبی جالب هم دارد: بیشتر مشتری‌ها بعد از دیدن پیش‌نمایش، متن‌ها و عکس‌هایشان را خیلی سریع‌تر جمع می‌کنند، چون دیگر دارند برای یک چیز واقعی محتوا آماده می‌کنند نه برای یک تصور مبهم.

اگر طرف مقابلت چنین چیزی نمی‌دهد، دست‌کم بپرس مراحل تأیید چطور است. چند بار می‌توانی نظر بدهی و اصلاح بخواهی؟ اگر طرح اولیه را اصلاً نپسندیدی چه اتفاقی می‌افتد؟ پیش‌پرداخت در چه شرایطی برگشت داده می‌شود؟ جواب همین سه سؤال، سطح ریسکت را دقیق مشخص می‌کند.

بررسی پیش‌نمایش رایگان صفحه‌ی اصلی قبل از سفارش طراحی سایت
بررسی پیش‌نمایش رایگان صفحه‌ی اصلی قبل از سفارش طراحی سایت

چراغ‌های قرمزی که همان تماس اول معلوم می‌شوند

بعضی نشانه‌ها آن‌قدر پرتکرارند که ارزش دارد یک‌جا فهرستشان کنم. اول: تضمین رتبه‌ی گوگل، که مفصل درباره‌اش حرف زدیم. دوم: «برای قیمت تماس بگیرید» بدون هیچ بازه‌ای، که خیلی وقت‌ها یعنی قیمت از روی ظاهر و لحن مشتری تعیین می‌شود، نه از روی حجم کار.

سوم: نمونه‌کارهایی که نشانی زنده ندارند، یا وقتی بازشان می‌کنی می‌بینی مال یک تیم دیگر است. چهارم: قیمتی که وسط کار مدام بالا می‌رود چون «این یکی جزو پکیج نبود» — که علاجش نوشتن دقیق دامنه‌ی کار در قرارداد است. پنجم: توافق شفاهی؛ هر چیزی که در قرارداد نوشته نشده باشد، عملاً وجود ندارد.

ششم: تیمی که حاضر نیست روشن بگوید سورس‌کد بعد از تحویل مال کیست، یا جواب می‌دهد «سایت روی سرور ما می‌ماند» و از زیر بحث مالکیت در می‌رود. هفتم: عجله‌ی غیرطبیعی برای گرفتن کل مبلغ قبل از شروع کار، مخصوصاً وقتی هنوز هیچ چیزی برای دیدن ارائه نشده است.

هشتم و کم‌گفته‌ترینشان: تیمی که هیچ سؤالی از تو نمی‌پرسد. اگر کسی بدون اینکه بداند کسب‌وکارت چیست، مشتری‌ات کیست و هدفت از سایت چه بوده بلافاصله قیمت بدهد، دارد یک قالب می‌فروشد نه یک راه‌حل. سازنده‌ی خوب معمولاً در تماس اول بیشتر از تو سؤال می‌پرسد؛ همان سؤال‌هایی که در نیمه‌ی اول این مقاله خواندی.

و یک نشانه‌ی مثبت که خیلی گویاست: کسی که به تو می‌گوید «این چیزی که می‌خواهی به نظرم لازم نیست» یا «با کار تو، همین پلن پایین‌تر کافی است و لازم نیست بالاتر بروی». کسی که حاضر است از تو پول کمتری بگیرد، معمولاً دارد به رابطه‌ی بلندمدت فکر می‌کند، نه به یک فاکتور.

حضوری یا غیرحضوری؛ فاصله چقدر مهم است؟

این سؤال را خیلی‌ها می‌پرسند و جواب صادقانه‌اش ممکن است غافلگیرت کند: فاصله خیلی کمتر از چیزی که فکر می‌کنی اهمیت دارد. مهم‌تر از حضوری یا غیرحضوری بودن، این است که اطلاعات درست و کامل منتقل شود و طرف مقابل واقعاً بشنود.

پایگاه ما اهواز است. اگر در اهواز یا جاهای دیگر خوزستان هستی، می‌توانیم رودررو بنشینیم و همین دوازده سؤال را با هم جواب بدهیم؛ معمولاً یک جلسه کافی است تا بیشترشان همان‌جا تعیین تکلیف شوند. برای بقیه‌ی ایران، کل پروژه کاملاً غیرحضوری پیش می‌رود: تماس، پیام و ارسال فایل.

و این را از سر تعارف نمی‌گویم که غیرحضوری هم خوب جواب می‌دهد؛ بخش خوبی از همان نمونه‌کارهای زنده‌ای که اسم بردم از همین مسیر ساخته شده‌اند. یک فایل صوتی ده‌دقیقه‌ای که در آن کارت را با جزئیات توضیح داده‌ای، از یک جلسه‌ی حضوری دوساعته که بیشترش تعارف بوده مفیدتر است.

چیزی که واقعاً باید بسنجی این است: طرف مقابل چقدر سریع و روشن جواب می‌دهد. اگر قبل از قرارداد — یعنی وقتی همه‌چیز باید گل‌وبلبل باشد — جواب پیامت سه روز طول می‌کشد، حدس زدن اینکه بعد از تحویل چه خبر است کار سختی نیست.

جمع‌بندی: دوازده جواب، یک تصمیم

اگر بخواهم کل این مقاله را در یک خط خلاصه کنم: قبل از سفارش طراحی سایت، بیشتر از اینکه دنبال بهترین قیمت بگردی، دنبال روشن‌ترین جواب‌ها بگرد. شش جواب از خودت درباره‌ی هدف سایت، مخاطب، قدم بعدی کاربر، معرفی یا فروشگاه بودن، بودجه و نگهداری؛ و شش جواب از سازنده درباره‌ی نمونه‌کار زنده، روش ساخت، مالکیت، زمان تحویل، سئو و چیزی که قبل از پرداخت می‌بینی.

هر کدام از این دوازده جواب که مبهم بماند، بعداً به شکل هزینه یا تأخیر یا دلخوری برمی‌گردد. و برعکس، هر کدام که از اول روشن باشد، پروژه را چند روز کوتاه‌تر و نتیجه را چند پله بهتر می‌کند. این تقریباً تنها بخشی از کل ماجراست که کاملاً در کنترل خودت است، و خرجی هم جز یک برگه و نیم ساعت فکر ندارد.

لازم هم نیست همه‌ی جواب‌ها را قبل از تماس آماده کرده باشی. اگر دوست داری اول ببینی سایتت اصلاً چه شکلی می‌شود، بگو تا در کمتر از ۴۸ ساعت یک پیش‌نمایش رایگان از صفحه‌ی اصلی‌ات بسازیم؛ با اسم و رنگ و کار خودت، قبل از هر پرداخت اصلی. بعد از دیدن آن، حرف زدن درباره‌ی بقیه‌ی این دوازده سؤال خیلی راحت‌تر می‌شود.

پیش‌نمایش رایگان، قبل از هر پرداخت

سایتی می‌خواهی که درست ساخته شود؟

صفحه‌ی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت می‌سازیم و نشانت می‌دهیم. پسندیدی ادامه می‌دهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.