کاملاً رایگانپیش‌نمایش رایگان سایتت
بازگشت به مجلهسرعت و عملکرد

سرعت سایت؛ ۷ دلیلی که سایتت را کند می‌کند و راه‌حل واقعی هرکدام

سرعت سایت فقط یک عدد فنی نیست؛ اولین چیزی است که مشتری حس می‌کند. هفت دلیل واقعی کندی، راه‌حل عملی هرکدام و روش سنجش با گوشی خودت، بدون دانش فنی.

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵۱۶ دقیقه مطالعه

یک نفر همین حالا اسم محصول تو را در گوگل نوشته، از بین نتیجه‌ها روی سایت تو زده و منتظر مانده. صفحه سفید است. یک ثانیه، دو ثانیه، سه ثانیه. انگشتش می‌رود روی دکمه‌ی برگشت و می‌رود سراغ نتیجه‌ی بعدی. تو هیچ‌وقت نمی‌فهمی این آدم اصلاً وجود داشته؛ نه پیامی می‌دهد، نه شکایتی می‌کند، نه در هیچ گزارشی به چشمت می‌آید. فقط رفته. و رقیبی که سایتش بلافاصله بالا می‌آید، همان لحظه یک مشتری بیشتر دارد.

کندی، بی‌صداترین ضرر کسب‌وکار آنلاین است. اگر جنس بدی بفروشی، مشتری برمی‌گردد و اعتراض می‌کند و دست‌کم می‌فهمی کجا را باید درست کنی. ولی هیچ‌کس نمی‌آید بگوید «سایتت دیر باز شد، رفتم». آن آدم بی‌سروصدا حذف می‌شود و تو فقط می‌بینی با همان تلاش قبلی، فروشت بالاتر نمی‌رود و دلیلش را هم پیدا نمی‌کنی.

این مقاله فهرست تکراری «عکس‌ها را فشرده کنید» نیست. هفت دلیل واقعی کندی را باز می‌کنیم، برای هرکدام راه‌حل عملی می‌گذاریم، و آخرش یاد می‌گیری چطور بدون هیچ دانش فنی و فقط با گوشی خودت بفهمی سایتت کجای کار ایستاده. این‌ها را از روی مقاله‌های خارجی ترجمه نکرده‌ایم؛ از روی سایت‌هایی نوشته‌ایم که خودمان ساخته‌ایم و سایت‌هایی که برای بازسازی به دستمان رسیده‌اند.

سرعت سایت یعنی چه؟ عددی که همه اشتباه می‌فهمندش

اولین سوءتفاهم این است که فکر می‌کنیم سرعت یک عدد است. نیست. سرعت دست‌کم چهار لحظه‌ی جداگانه است و هرکدام می‌تواند مستقل از بقیه خراب باشد. لحظه‌ی اول: از وقتی کاربر روی لینک می‌زند تا وقتی سرور تو اولین جواب را می‌فرستد. اگر همین‌جا لنگ بزنی، بقیه‌ی کارها هرچقدر هم دقیق انجام شده باشد، کاربر دو ثانیه‌ی اول را روی صفحه‌ی سفید نشسته است.

لحظه‌ی دوم مهم‌ترین است: چند ثانیه طول می‌کشد تا بزرگ‌ترین تکه‌ی محتوای صفحه، یعنی معمولاً همان تصویر یا تیتر بالای صفحه، واقعاً دیده شود. کاربر با همین لحظه قضاوت می‌کند، نه با هیچ عدد دیگری. معیار رایجی که گوگل هم منتشر کرده حدود دو ونیم ثانیه است، ولی این عددها هر چند وقت یک‌بار بازبینی می‌شوند؛ پس به‌جای حفظ‌کردن عدد، به روند نگاه کن.

لحظه‌ی سوم، زمان پاسخ‌گویی است. خیلی وقت‌ها صفحه دیده می‌شود ولی هنوز کار نمی‌کند؛ روی دکمه می‌زنی و هیچ اتفاقی نمی‌افتد، چون مرورگر هنوز درگیر اجرای کدهای صفحه است. این حالت از سفیدماندن هم بدتر است، چون کاربر خیال می‌کند دکمه خراب است و دو سه بار پشت هم می‌زند.

لحظه‌ی چهارم را کمتر کسی می‌شناسد: پرش چیدمان. صفحه بالا می‌آید، کاربر انگشتش را می‌برد روی دکمه، همان لحظه تصویری که دیرتر رسیده جا باز می‌کند، همه‌چیز چند سانت پایین می‌پرد و کاربر روی چیز دیگری می‌زند. سایت از نظر عدد سریع بوده، ولی از نظر حس، آشفته و غیرقابل‌اعتماد.

سرعت، اولین چیزی است که مشتری از سایتت می‌بیند؛ حتی قبل از اینکه چیزی ببیند.

کندی دقیقاً از کجای جیبت برمی‌دارد

اول از همه، خودِ فروش. مشتری در ثانیه‌های اول هیچ تعهدی به تو ندارد؛ نه اسمت را می‌شناسد، نه چیزی در سبد خریدش گذاشته. کوچک‌ترین بهانه کافی است تا برگردد. هرچه صفحه دیرتر بالا بیاید، درصد بیشتری از همان آدم‌هایی که خودشان دنبال تو آمده بودند، پیش از خواندن اولین کلمه از دستت می‌روند.

دوم، اعتماد. سایت کند در ذهن مشتری با «غیرحرفه‌ای» و «شاید امن نباشد» یکی می‌شود. برای یک وبلاگ شاید مهم نباشد، ولی وقتی کسی می‌خواهد بابت طلا، دارو، قطعه‌ی خودرو یا هر کالای گران‌قیمتی آنلاین پول بدهد، همین حس کافی است تا پشیمان شود. مشتری این را به زبان نمی‌آورد، ولی رفتارش را عوض می‌کند.

سوم، پول تبلیغات. اگر برای جذب بازدید هزینه می‌کنی، بابت هر ورود پول داده‌ای. کاربری که روی سایت کند برمی‌گردد، هزینه‌اش را پرداخته‌ای ولی هیچ چیزی نگرفته‌ای. یعنی کندی سایت مستقیماً بودجه‌ی تبلیغاتت را می‌سوزاند و این ضرر هر ماه تکرار می‌شود، بی‌آنکه در هیچ صورت‌حسابی اسمش نوشته شود.

و چهارم که مخصوص ایران است: بیشتر کاربران تو سایت را روی گوشی معمولی و اینترنت همراه باز می‌کنند، نه روی لپ‌تاپ طراح با اینترنت پرسرعت دفتر. کیفیت شبکه در ساعت‌های شلوغ افت می‌کند و همان صفحه‌ای که در دفتر یک‌ثانیه‌ای بالا می‌آمد، در خیابان می‌شود هفت ثانیه. هر تصمیمی که درباره‌ی وزن سایت می‌گیری باید با این تصویر گرفته شود، نه با تصویر دفتر.

دلیل اول: تصویرهایی که هیچ‌کس اندازه‌شان نکرده

این تنها دلیلی است که تقریباً در همه‌ی سایت‌های کندی که دیده‌ایم حاضر بوده. ماجرا هم همیشه یکسان است: با گوشی یا دوربین از محصول عکس گرفته می‌شود، فایل چندمگابایتی و چندهزارپیکسلی مستقیم در پنل بالا می‌رود، و مرورگر کاربر مجبور است همان فایل غول‌پیکر را کامل دانلود کند تا آخرش آن را در یک قاب کوچک نشان بدهد. کاربر هزینه‌ی یک تصویر بزرگ را داده تا یک تصویر کوچک ببیند.

یک حساب سرانگشتی بکن. فرض کن صفحه‌ی اصلی‌ات دوازده تصویر دارد و هرکدام حدود دو مگابایت است؛ یعنی حدود بیست‌وچهار مگابایت فقط تصویر. روی یک اینترنت همراه معمولی، همین‌قدر داده می‌تواند نزدیک به یک دقیقه طول بکشد. حالا همان دوازده تصویر اگر درست آماده شوند می‌توانند روی‌هم‌رفته کمتر از دو مگابایت باشند، بدون اینکه چشم غیرمسلح تفاوتی ببیند.

راه‌حل سه قدم ساده دارد. قدم اول: هر تصویر را دقیقاً به همان اندازه‌ای که روی صفحه دیده می‌شود کوچک کن؛ تصویری که در قاب هشتصدپیکسلی نمایش داده می‌شود لازم نیست چهارهزار پیکسل عرض داشته باشد. قدم دوم: از فرمت‌های تازه‌تر مثل وب‌پی استفاده کن که در کیفیت یکسان خیلی سبک‌تر از فرمت‌های قدیمی درمی‌آید. قدم سوم: کیفیت فشرده‌سازی را روی حالت متعادل بگذار، نه صددرصد؛ چشم انسان تفاوت را نمی‌بیند ولی حجم فایل نصف می‌شود.

یک قدم حرفه‌ای‌تر هم هست: برای هر تصویر چند نسخه با اندازه‌های مختلف ساخته شود و مرورگر خودش تصمیم بگیرد کدام را دانلود کند. گوشی نسخه‌ی کوچک را می‌گیرد و نمایشگر بزرگ نسخه‌ی بزرگ را. این کار روی سایت‌هایی که با کدنویسی اختصاصی ساخته می‌شوند به‌صورت خودکار انجام می‌گیرد و لازم نیست برای هر محصول دستی چند فایل بسازی.

و آخر، بارگذاری تنبل. تصویرهایی که پایین‌تر از دید اولیه‌ی کاربر هستند لازم نیست از ثانیه‌ی اول دانلود شوند؛ بگذار وقتی کاربر به آن‌ها رسید بیایند. فقط یک استثنا دارد که خیلی‌ها اشتباه می‌کنند: تصویر اصلی بالای صفحه را هرگز تنبل نکن، چون دقیقاً همان تصویری است که سرعت حس‌شده‌ی سایت با آن سنجیده می‌شود.

تصویرهای سنگین محصول، بزرگ‌ترین دلیل افت سرعت سایت روی گوشی
تصویرهای سنگین محصول، بزرگ‌ترین دلیل افت سرعت سایت روی گوشی

دلیل دوم: قالب آماده و افزونه‌هایی که روی هم انباشته شده‌اند

قالب آماده برای هزار کسب‌وکار مختلف ساخته شده، پس مجبور است همه‌چیز داشته باشد: چند نوع منو، چند نوع اسلایدر، فروشگاه، وبلاگ، رزرو نوبت، گالری، شمارنده و ده‌ها قابلیت دیگر. تو شاید از پنج درصدشان استفاده کنی، ولی وزن نودوپنج درصد باقی‌مانده هم روی دوش کاربر توست، چون قالب کدش را برای همه یک‌جا می‌فرستد.

بعد نوبت افزونه‌هاست. برای فرم تماس یکی، برای گالری یکی، برای بهینه‌سازی یکی، برای امنیت یکی، برای پنجره‌ی تخفیف یکی. هر افزونه فایل‌های خودش را به صفحه اضافه می‌کند و هیچ‌کدام از وجود دیگری خبر ندارد. سایتی با بیست‌وپنج افزونه یعنی صفحه‌ای که ده‌ها فایل غیرضروری را پیش از نمایش دانلود می‌کند؛ این دقیقاً همان چیزی است که در بیشتر سایت‌های کندی که برای بازسازی به دستمان رسیده دیده‌ایم.

بذار منصف باشیم: وردپرس ذاتاً محکوم به کندی نیست. یک سایت وردپرسی که با نظم ساخته شده باشد، قالبش سبک باشد و فقط چهار پنج افزونه‌ی ضروری داشته باشد، می‌تواند سرعت قابل‌قبولی داشته باشد. مشکل خودِ ابزار نیست؛ انباشت است. و انباشت تقریباً همیشه اتفاق می‌افتد، چون هر بار که چیز تازه‌ای لازم می‌شود، ساده‌ترین راه نصب یک افزونه‌ی دیگر است.

ما در فراکو راه دیگری را انتخاب کرده‌ایم: کدنویسی اختصاصی با نکست‌جی‌اس و ری‌اکت، بدون وردپرس و بدون قالب آماده. مزیتش برای سرعت این است که فقط همان چیزی نوشته و ارسال می‌شود که واقعاً لازم داری؛ صفحه‌ها از قبل آماده می‌شوند و مرورگر کاربر به‌جای اجرای ده‌ها فایل غریبه، یک بسته‌ی کوچک و مرتب می‌گیرد. سنگینی، وقتی از اول اضافه نشود، لازم نیست بعداً حذف شود.

سایت کند را نمی‌شود در پایان پروژه سبک کرد؛ سبکی باید از روز اول جزو تصمیم‌های ساخت باشد.

دلیل سوم: اسلایدر، ویدیوی خودکار و افکت‌هایی که فقط سنگینی می‌کنند

تصویرهای چرخان بالای صفحه، یعنی همان اسلایدر، یکی از بدترین معامله‌های ممکن‌اند. فرض کن پنج اسلاید داری؛ مرورگر باید هر پنج تصویر را دانلود کند تا بتواند بچرخاند، در حالی که کاربر معمولاً فقط اولی را می‌بیند و پیش از رسیدن به سومی به پایین رفته است. یعنی پنج برابر وزن پرداخته‌ای برای چیزی که یک‌پنجمش دیده می‌شود.

ویدیوی خودکار بالای صفحه هم همین وضع را دارد. حس سینمایی قشنگی می‌دهد، ولی روی اینترنت همراه همان چند ثانیه ویدیو می‌تواند از کل بقیه‌ی صفحه سنگین‌تر باشد. اگر واقعاً به ویدیو نیاز داری، راه درستش این است که یک تصویر ثابت و سبک به‌عنوان جلد بگذاری و ویدیو فقط وقتی پخش شود که کاربر خودش خواست؛ هم سریع‌تر است، هم اینترنت مشتری را بی‌اجازه خرج نمی‌کند.

افکت‌های سنگین و حرکت‌های پشت‌سرهم روی گوشی‌های میان‌رده تبدیل به پرش و لرزش می‌شوند. نکته این است که کاربر «کندی پردازش» را از «کندی اینترنت» تشخیص نمی‌دهد؛ هر دو برایش یعنی سایت بی‌کیفیت. حرکت وقتی ارزش دارد که چشم کاربر را به دکمه یا پیام اصلی برساند، نه وقتی فقط برای نمایش گذاشته شده باشد.

و یک باور غلط رایج: خیلی‌ها فکر می‌کنند سایت لوکس یعنی سایت پر از افکت. دقیقاً برعکس است. حس گران‌بودن از نظم، فاصله‌های درست، تایپوگرافی تمیز و پاسخ فوری می‌آید. سایتی که سریع و بی‌مکث جواب می‌دهد، پیش از آنکه زیبا دیده شود، حرفه‌ای حس می‌شود.

دلیل چهارم و پنجم: فونت‌های سنگین و ابزارهای غریبه

فونت فارسی معمولاً از فونت لاتین سنگین‌تر است، چون باید حروف اتصالی و حالت‌های مختلف هر حرف را در خودش داشته باشد. حالا اگر کسی شش وزن مختلف از یک خانواده‌ی فونت را روی سایت بارگذاری کند در حالی که عملاً از دو وزن استفاده می‌شود، چند صد کیلوبایت بی‌دلیل به صفحه اضافه شده. بدتر از آن، تا وقتی فونت نرسیده، متن یا دیده نمی‌شود یا با پرش جابه‌جا می‌شود.

راه‌حل روشن است: فقط وزن‌هایی را بیاور که واقعاً استفاده می‌شوند، فونت را از روی دامنه‌ی خودت تحویل بده نه از سرور خارجی‌ای که ممکن است اصلاً برای کاربر ایرانی در دسترس نباشد، و تنظیم کن تا وقتی فونت اصلی می‌رسد متن با یک فونت جایگزین نمایش داده شود. متنِ خوانا با فونت موقت، هزار بار بهتر از متن نامرئی است.

دلیل پنجم، ابزارهای بیرونی‌اند: چت آنلاین، شمارنده‌ی بازدید، کد تبلیغات، نظرسنجی، نقشه، ویدیوی جاسازی‌شده و هر چیزی که از سرور یک نفر دیگر می‌آید. هرکدامشان یعنی مرورگر باید به یک نشانی تازه وصل شود، منتظر جوابش بماند و بعد کدش را اجرا کند. تو روی سرعت هیچ‌کدام از آن سرورها کنترلی نداری؛ اگر آن‌ها کند باشند، سایت تو کند دیده می‌شود.

کار عملی‌اش این است: فهرست همه‌ی این ابزارها را دربیاور و برای هرکدام بپرس «این دقیقاً چه چیزی به فروش یا تصمیم من اضافه می‌کند؟» هرکدام جواب روشنی نداشت، بردار و بعد سایت را دوباره بسنج. معمولاً یکی دو مورد از همین فهرست، به‌تنهایی چند ثانیه از زمان بارگذاری را می‌بلعند.

قبل از هر پرداختی، پیش‌نمایش صفحه‌ی اصلی سایتت را رایگان ببین.

شروع کن

دلیل ششم: میزبانی و مسیری که داده طی می‌کند

پیش از آنکه حتی یک تصویر دانلود شود، مرورگر باید از سرور تو اولین جواب را بگیرد. اگر این جواب دیر بیاید، هیچ بهینه‌سازی تصویری نجاتت نمی‌دهد. میزبانی اشتراکی ارزان معمولاً یعنی ده‌ها سایت روی یک ماشین؛ وقتی یکی از آن‌ها شلوغ می‌شود بقیه کند می‌شوند و تو حتی نمی‌فهمی چرا، چون سمت خودت هیچ چیزی عوض نشده.

فاصله هم مهم است. داده با سرعت محدودی جابه‌جا می‌شود و هر رفت‌وبرگشت بین کاربر و سرور زمان می‌برد. اگر بیشتر مشتری‌هایت در ایران‌اند، سروری که در ایران است طبیعتاً پاسخ سریع‌تری می‌دهد؛ و اگر مخاطبت جهانی است، معادله برعکس می‌شود. این یک تصمیم ساده است که خیلی‌ها اصلاً به آن فکر نمی‌کنند و بعد سال‌ها بهایش را می‌دهند.

دو ابزار دیگر هم اینجا کمک می‌کنند. اول، شبکه‌ی توزیع محتوا: نسخه‌ای از فایل‌های ثابت سایت در چند نقطه نگه داشته می‌شود تا هر کاربر از نزدیک‌ترین نقطه سرویس بگیرد. دوم، ذخیره‌ی موقت: به‌جای اینکه سرور برای هر بازدید صفحه را از اول بسازد، نسخه‌ی آماده را تحویل می‌دهد. این دو با هم، زمان اولین پاسخ را به‌شکل محسوسی پایین می‌آورند.

زیر همه‌ی این‌ها، ساختار خود سایت است. صفحه‌ای که برای نمایش یک فهرست محصول ده‌ها بار از پایگاه داده سؤال می‌پرسد، حتی روی بهترین سرور هم کند خواهد بود. در سایت اختصاصی می‌شود صفحه‌ها را از قبل آماده کرد تا کاربر به‌جای منتظرماندن برای محاسبه، فایل آماده را تحویل بگیرد. این تفاوت روی صفحه‌های پربازدید، تفاوت بین یک ثانیه و پنج ثانیه است.

سنجش سرعت سایت با کرنومتر و بررسی ترتیب بارگذاری صفحه روی اینترنت همراه
سنجش سرعت سایت با کرنومتر و بررسی ترتیب بارگذاری صفحه روی اینترنت همراه

دلیل هفتم: ترتیب اشتباه بارگذاری و پرش چیدمان

خیلی از سایت‌ها سنگین نیستند، فقط بی‌نظم‌اند. همه‌چیز را با هم و در یک لحظه می‌خواهند: کد بخش پایین صفحه، کد فرم تماس، کد گالری، همه پیش از آنکه اولین کلمه دیده شود. مرورگر هم مؤدبانه صبر می‌کند تا همه برسند. نتیجه، صفحه‌ای است که حجمش خیلی زیاد نیست ولی دیر دیده می‌شود.

منطق درست ساده است: هر چیزی که کاربر در نگاه اول می‌بیند اولویت اول است و بقیه پشت سرش می‌آید. تیتر، تصویر اصلی و دکمه‌ی اقدام باید زودتر از هر چیز دیگری آماده شوند. بخش‌های پایین صفحه، فرم‌ها، نقشه و گالری می‌توانند چند لحظه دیرتر بیایند و عملاً هیچ‌کس متوجه نمی‌شود.

پرش چیدمان هم دقیقاً همین‌جاست. وقتی برای تصویرها و بنرها از قبل جای مشخصی رزرو نشده باشد، هر چیزی که دیرتر می‌رسد بقیه را هل می‌دهد. کاربر می‌خواهد روی «افزودن به سبد» بزند و ناگهان روی چیز دیگری می‌زند. این تجربه آن‌قدر آزاردهنده است که خیلی‌ها همان‌جا صفحه را می‌بندند، حتی اگر سایت از نظر عددی سریع باشد.

کنارش، سرعتِ حس‌شده را دست‌کم نگیر. اگر بارگذاری چیزی طول می‌کشد، به کاربر نشانه بده که کار در حال انجام است: قاب خاکستری به‌جای تصویری که هنوز نیامده، تغییر حالت دکمه بلافاصله بعد از لمس، و پیام کوتاه به‌جای سکوت. همان چند صدم ثانیه بازخورد، حس کندی را از بین می‌برد.

چطور خودت با گوشی‌ات سرعت سایتت را بسنجی

اولین قانون: با گوشی خودت تست کن، نه با لپ‌تاپ. دومین قانون: روی اینترنت همراه، نه وای‌فای دفتر. سومین قانون: در ساعت شلوغ، مثلاً عصر، نه نیمه‌شب. چهارمین قانون: صفحه را طوری باز کن که نسخه‌ی ذخیره‌شده در گوشی خودت را نبینی، وگرنه سرعتی که می‌بینی مال بازدید دوم توست، نه بازدید اول یک غریبه.

بعد کرنومتر گوشی را روشن کن و بشمار چند ثانیه طول می‌کشد تا محتوای اصلی دیده شود. زیر سه ثانیه خوب است، سه تا پنج ثانیه یعنی جای کار دارد، و بالای پنج ثانیه یعنی داری هر روز مشتری از دست می‌دهی. همین یک تست ساده، از هر گزارش فنی برایت گویاتر است، چون دقیقاً همان چیزی را می‌سنجد که مشتری تجربه می‌کند.

خیلی مهم: فقط صفحه‌ی اصلی را تست نکن. صفحه‌ی محصول، صفحه‌ی دسته‌بندی، صفحه‌ی تماس و مرحله‌ی پرداخت را هم امتحان کن. بارها دیده‌ایم صفحه‌ی اصلی تر و تمیز بالا می‌آید ولی صفحه‌ی فهرست محصولات، که دقیقاً همان‌جایی است که خرید اتفاق می‌افتد، ده ثانیه طول می‌کشد. سازنده صفحه‌ی اصلی را قشنگ کرده و بقیه را رها.

ابزار سنجش سرعت گوگل هم رایگان است و می‌تواند فهرست مشکل‌ها را نشانت بدهد. فقط دو نکته را حواست باشد: نمره‌ی صد هدف نیست و رسیدن به آن گاهی به قیمت خراب‌کردن طراحی تمام می‌شود؛ و نمره‌ای که در شرایط آزمایشی گرفته می‌شود ممکن است با تجربه‌ی واقعی کاربرهای تو فرق داشته باشد. عدد را راهنما بگیر، نه هدف.

اگر سایتت را فقط روی وای‌فای دفتر تست کرده‌ای، هنوز ندیده‌ای مشتری‌ات چه می‌بیند.

سرعت و سئو؛ کجا راست است و کجا اغراق

این را صریح بگویم چون بازار پر از اغراق است: سرعت روی جایگاه سایت در نتایج جست‌وجو اثر دارد، ولی مهم‌ترین عامل نیست. اگر محتوای تو جواب سؤال کاربر را ندهد، سریع‌ترین سایت دنیا هم بالا نمی‌آید. سرعت بیشتر شبیه شرط لازم است تا کلید طلایی؛ کمکت می‌کند از رقیب هم‌ترازت جلو بزنی، نه اینکه از هیچ به صدر برسی.

و نکته‌ی مهم‌تر: هیچ تیمی مالکِ جایگاه تو در نتایج نیست. رتبه به رقبا، سابقه‌ی دامنه، محتوا، رفتار کاربران و الگوریتمی بستگی دارد که در اختیار هیچ استودیویی نیست. هر کس بابت سرعت یا هر چیز دیگری به تو «رتبه‌ی یک» فروخت، یا نمی‌داند چه می‌گوید یا امیدوار است تو ندانی. ما هم فقط سئوی پایه انجام می‌دهیم و دقیقاً همین را می‌گوییم.

ولی سود واقعی سرعت جای دیگری است و کسی زیاد درباره‌اش حرف نمی‌زند: نرخ تبدیل. سایت سریع همان بازدیدکننده‌های فعلی‌ات را بهتر به مشتری تبدیل می‌کند، بدون اینکه یک ریال بیشتر خرج تبلیغات کنی. این سود از روز اول و مستقل از هر موتور جست‌وجویی به دستت می‌رسد.

در فروشگاه‌ها ماجرا جدی‌تر است

در یک سایت شرکتیِ چندصفحه‌ای، بدترین حالت این است که کاربر معطل بماند. در فروشگاه، کندی مستقیم روی سبد خرید می‌نشیند. صفحه‌ی فهرست محصولات ده‌ها تصویر دارد، فیلترها باید فوری جواب بدهند، جست‌وجو باید بلافاصله نتیجه بیاورد و مرحله‌ی پرداخت باید بی‌مکث جلو برود. هر مکث در این مسیر، یک سبد رهاشده است.

شایع‌ترین اشتباه در طراحی سایت فروشگاهی همین است که تصویر بندانگشتی محصول در فهرست، همان فایل بزرگ صفحه‌ی محصول باشد که مرورگر فقط کوچکش نشان می‌دهد. یعنی برای دیدن شصت قاب کوچک، شصت فایل بزرگ دانلود شده است. راه درست این است که هنگام ساخت سایت برای هر تصویر نسخه‌های کوچک جداگانه تولید شود؛ کاری که در سایت‌های اختصاصی به‌صورت خودکار انجام می‌گیرد.

بخش دوم، پنل مدیریت است. اگر هر بار که خودت محصول اضافه می‌کنی مجبور باشی دستی عکس را کوچک کنی، بعد از دو ماه دیگر این کار را نمی‌کنی و سایت کم‌کم سنگین می‌شود. سیستمی که خودش تصویر ورودی را بهینه می‌کند، تنها راهی است که سرعت سایت بعد از تحویل هم حفظ می‌شود؛ وگرنه سایتِ سریعِ روز اول، شش ماه بعد کندترین سایت بازار است.

همین حالا امتحانش کن. کرنومتر گوشی را روشن کن و نمونه‌کارها را روی اینترنت همراه باز کن: زرنگار برای طلا، مهردارو برای داروخانه، دیدآرا برای عینک، کرونوس برای ساعت، اویلرو برای روغن خودرو، یدک‌سرا و پیمان‌کار برای لوازم یدکی و قطعات خودرو، شیکر پلاس برای لوازم ورزشی؛ ویجیل و چپمن موبیل هم برای بازار جهانی ساخته شده‌اند. سراغ صفحه‌ی فهرست محصول برو، پایین بکش، فیلتر بزن. همه‌شان زنده‌اند و می‌شود داخلشان چرخید. تصویرِ قاب‌گرفته‌ی یک سایت، هیچ چیزی درباره‌ی سرعتش به تو نمی‌گوید.

چه چیزی را ما جور دیگری انجام می‌دهیم

در فراکو سرعت را به‌عنوان یک کار جداگانه در پایان پروژه انجام نمی‌دهیم، چون در آن مرحله دیگر خیلی دیر است. همه‌چیز با کدنویسی اختصاصی و از صفر نوشته می‌شود، تصویرها هنگام ساخت به نسخه‌های سبک تبدیل می‌شوند، صفحه‌های پربازدید از قبل آماده می‌شوند و خروجی روی گوشی واقعی و اینترنت همراه تست می‌شود، نه فقط روی نمایشگر بزرگ دفتر. سورس‌کد هم بعد از تحویل کامل مال خودت است.

قیمت را هم شفاف بگوییم، چون بخشی از همین تصمیم است. بازار ایران دامنه‌ی عجیبی دارد: با چند صد هزار تومان می‌شود یک قالب آماده خرید — همان قالب‌هایی که در دلیل دوم دیدی چه وزن اضافه‌ای روی دوش کاربرت می‌گذارند — و در سر دیگر طیف، برای پروژه‌های کدنویسی اختصاصی قیمت‌هایی از حدود ۸۰ تا ۳۶۰ میلیون تومان هم دیده شده است. تعرفه‌های ما عمداً روی سایت نوشته شده‌اند؛ برای شنیدن یک عدد لازم نیست کسی تماس بگیرد.

فروشگاه را اول می‌گویم، چون سریع نگه‌داشتنش از همه سخت‌تر است: سه پله‌ی ۳۵، ۴۵ و ۵۵ میلیون تومان، تحویل ده تا چهارده روز کاری. سایت شرکتی از ۲۰ میلیون تومان تا چهار صفحه شروع می‌شود، در ۳۰ میلیون تومان تا هشت صفحه می‌رسد و در ۴۰ میلیون تومان تا دوازده صفحه، درگاه پرداخت ایرانی و راهنمایی برای اینماد تک‌ستاره هم کنارش می‌آید؛ تحویل هفت تا ده روز کاری. پشتیبانی ماهانه هم هست، ولی اجباری نیست: شرکتی ۵، ۶ یا ۷ میلیون تومان و فروشگاه ۶، ۸ یا ۱۰ میلیون تومان.

دفتر ما در اهواز است و پنهانش نمی‌کنیم؛ جلسه‌ی حضوری در اهواز و استان خوزستان ممکن است و پروژه‌های بقیه‌ی ایران کاملاً غیرحضوری جلو می‌رود. برای اینکه مجبور نباشی روی حرف حساب کنی، پیش از هر پرداختی و در کمتر از ۴۸ ساعت یک پیش‌نمایش رایگان از صفحه‌ی اصلی‌ات می‌سازیم؛ بعد همان را با گوشی خودت و روی اینترنت همراه باز کن و بشمار. تنها هزینه‌اش ۲۲۰ هزار تومان بابت تولید تصاویر اختصاصی همان نمونه است.

چک‌لیست ۱۰ بندی سرعت

این فهرست را همین امروز روی سایتت اجرا کن. یک: همه‌ی تصویرها را به اندازه‌ی نمایش کوچک کن. دو: فرمت سبک‌تر مثل وب‌پی بگذار. سه: بارگذاری تنبل را برای بخش‌های پایین صفحه روشن کن و برای تصویر بالای صفحه خاموش. چهار: اسلایدر چندتایی را با یک تصویر ثابت جایگزین کن. پنج: ویدیوی خودکار را به ویدیویی تبدیل کن که با لمس کاربر پخش می‌شود.

۱۴فونت‌ها را به دو سه وزن لازم محدود کن و از دامنه‌ی خودت تحویل بده.

هفت: ابزارهای بیرونی بی‌فایده را حذف کن. هشت: افزونه‌های غیرضروری را کم کن. نُه: برای تصویرها و بنرها جای ثابت رزرو کن تا صفحه نپرد. ده: بعد از هر تغییر، با گوشی خودت و روی اینترنت همراه دوباره تست کن و عدد جدید را یادداشت کن.

اگر وقت و حوصله‌ی همه‌اش را نداری، فقط سه بند اول را جدی بگیر. در بیشتر سایت‌هایی که دیده‌ایم، تصویرها به‌تنهایی بیشترین سهم را در کندی داشته‌اند و درست‌کردنشان معمولاً بزرگ‌ترین جهش را می‌سازد؛ آن هم بدون اینکه یک خط از طراحی سایت عوض شود.

جمع‌بندی

سرعت سایت نه یک عدد است و نه یک کار جانبی در پایان پروژه؛ نتیجه‌ی مجموعه‌ای از تصمیم‌های ساده است که یا از روز اول درست گرفته می‌شوند یا سال‌ها هزینه‌شان را می‌دهی. تصویرهای اندازه‌شده، ساختار سبک، حذف چیزهای غیرضروری، میزبانی درست و ترتیب هوشمند بارگذاری. هیچ‌کدام جادو نیست؛ همه‌شان انضباط است.

اگر شک داری سایتت کجای این ماجرا ایستاده، ساده‌ترین کار این است: همین حالا با گوشی خودت و روی اینترنت همراه بازش کن و بشمار. اگر عدد راضی‌ات نکرد، فقط بگو کسب‌وکارت چیست تا در کمتر از ۴۸ ساعت یک پیش‌نمایش رایگان از صفحه‌ی اصلی‌ات بسازیم و با چشم خودت ببینی سایت سریع چه حسی دارد. بعد راحت‌تر می‌شود تصمیم گرفت.

پیش‌نمایش رایگان، قبل از هر پرداخت

سایتی می‌خواهی که درست ساخته شود؟

صفحه‌ی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت می‌سازیم و نشانت می‌دهیم. پسندیدی ادامه می‌دهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.