کاملاً رایگانپیش‌نمایش رایگان سایتت
بازگشت به مجلهاستراتژی فروش

طراحی سایت فروش؛ چطور سایتی بسازیم که به‌جای تعریف‌گرفتن، مشتری بیاورد

سایت قشنگ به‌تنهایی مشتری نمی‌آورد. راهنمای کامل طراحی سایت فروش: مسیر چشم، اعتماد، متن درست، حذف اصطکاک و قیمت شفاف، با مثال واقعی و عدد درست.

۲ اردیبهشت ۱۴۰۵۱۶ دقیقه مطالعه

یک صحنه آشنا را تصور کن. سایتت آماده شده، رنگ‌ها تمیزند، عکس‌ها قشنگ‌اند و هر کسی می‌بیندش می‌گوید «چه شیک شده». چند ماه می‌گذرد و تعداد تماس‌هایی که از سایت گرفته‌ای به انگشت‌های یک دست هم نمی‌رسد؛ نصفشان هم بازاریاب بوده‌اند. اینجاست که سؤال درست تازه شکل می‌گیرد: سایتم قشنگ هست، پس چرا نمی‌فروشد؟

جواب تلخ ولی ساده است. زیبایی و فروش دو مهارت متفاوت‌اند که اتفاقاً می‌توانند در یک صفحه کنار هم بنشینند، ولی خودبه‌خود کنار هم نمی‌نشینند. صفحه زیبا توجه می‌گیرد؛ صفحه فروش‌محور آن توجه را به یک اقدام تبدیل می‌کند: تماس، سفارش، پر کردن فرم، اضافه شدن یک کالا به سبد خرید. طراحی سایت فروش یعنی همین حلقه دوم؛ یعنی هر تصمیم بصری یک وظیفه مشخص در مسیر خرید داشته باشد.

ما در فراکو چون از اهواز کار می‌کنیم و بیشتر مشتری‌هایمان کسب‌وکارهای واقعی‌اند — طلافروشی، داروخانه، لوازم یدکی، عینک، ساعت، روغن خودرو — این تفاوت را زود یاد گرفتیم. سایتی که فقط قشنگ است، مالکش بعد از دو ماه دلسرد می‌شود و دیگر سراغش را نمی‌گیرد. سایتی که ساختار فروش دارد، همان مالک بعد از دو ماه زنگ می‌زند و می‌گوید یک صفحه دیگر هم اضافه کن. این نوشته درباره تفاوت همین دو تاست.

در طراحی سایت فروش، «فروش» دقیقاً یعنی چه

فروش در سایت یک اتفاق لحظه‌ای نیست؛ یک زنجیره است. کاربر باید اول سایتت را پیدا کند، بعد چند ثانیه بماند، بعد بفهمد تو چه می‌فروشی، بعد باور کند که قابل اعتمادی، و آخر سر یک کار مشخص انجام دهد. اگر هر کدام از این حلقه‌ها پاره شود، بقیه زنجیره بی‌فایده است. سایتی که در گوگل خوب دیده می‌شود ولی صفحه اولش گنگ است، فقط دارد بازدیدکننده را گران‌تر از دست می‌دهد.

برای همین وقتی می‌گوییم طراحی، منظورمان فقط رنگ و فونت و چیدمان نیست. طراحی یعنی تصمیم گرفتن درباره اینکه کاربر اول چه ببیند، دوم چه بخواند، کجا شک کند و آن شک را با چه چیزی برطرف کنیم. دکمه «ثبت سفارش» که در طول صفحه سه بار و دقیقاً در لحظه‌های درست تکرار می‌شود، یک تصمیم طراحی است؛ به همان اندازه که انتخاب فونت تصمیم طراحی است، با این فرق که اثرش روی درآمد خیلی مستقیم‌تر است.

یک مثال ملموس بزنم. فرض کن کسی در گوگل دنبال روغن موتور مناسب خودروی خودش گشته و رسیده به صفحه محصول تو. اگر آن صفحه فقط یک عکس و یک اسم و یک عدد داشته باشد، کاربر همان‌جا برمی‌گردد تا جای دیگری بگردد. اگر همان صفحه بگوید این روغن برای چه خودروهایی مناسب است، چند وقت یک بار باید عوض شود، اصل بودنش چطور معلوم می‌شود و ارسال به شهر او چطور انجام می‌گیرد، کاربر دیگر دلیلی برای رفتن ندارد. همین تفاوت، فرق سایت قشنگ و سایت فروشنده است.

در پروژه‌هایی مثل اویلرو برای روغن خودرو یا یدک‌سرا و پیمان‌کار برای قطعات، دقیقاً سر همین جزئیات وقت گذاشتیم. چون در این صنف‌ها مشتری تا مطمئن نشود قطعه با خودروی خودش سازگار است، خرید نمی‌کند. هیچ افکت بصری‌ای جای این اطمینان را نمی‌گیرد.

چند ثانیه اول؛ کاربر فقط سه سؤال دارد

کاربری که تازه وارد سایتت شده حوصله ندارد. در همان چند ثانیه اول، ناخودآگاه سه سؤال می‌پرسد: اینجا کجاست و چه می‌فروشد؟ به درد من می‌خورد؟ قدم بعدی‌ام چیست؟ اگر بالای صفحه‌ات هر سه جواب را نداشته باشد، کاربر برمی‌گردد و تو هیچ‌وقت نمی‌فهمی چرا.

بیشترین اشتباهی که می‌بینیم، شعارهای انتزاعی بالای صفحه است. جمله‌هایی مثل «ما آینده را می‌سازیم» یا «کیفیت، تعهد، نوآوری» هیچ‌کدام از آن سه سؤال را جواب نمی‌دهند. عنوان بالای صفحه باید ساده و بی‌ادعا بگوید تو چه کاری، برای چه کسی، و با چه مزیتی انجام می‌دهی. «فروش آنلاین لوازم یدکی با قطعه‌یاب؛ قطعه سازگار با خودروی خودت را در چند ثانیه پیدا کن» یک عنوان است. «برترین در صنعت» یک شعار است و شعار نمی‌فروشد.

دومین اشتباه، شلوغی بالای صفحه است. اسلایدر چرخانی که قبل از تمام شدن جمله اول عوض می‌شود، منویی با سی گزینه، و سه دکمه هم‌رنگ که معلوم نیست کدام مهم‌تر است. وقتی همه‌چیز مهم باشد، هیچ‌چیز مهم نیست. بالای صفحه باید یک پیام، یک تصویر گویا و یک دکمه اصلی داشته باشد. باقی چیزها پایین‌تر جای خودشان را دارند و کسی که علاقه‌مند شده، پایین می‌رود.

یک نکته ریز ولی خیلی مؤثر: دکمه اصلی‌ات باید بگوید بعدش چه اتفاقی می‌افتد، نه اینکه فقط مؤدب باشد. «بیشتر بدانید» تقریباً هیچ‌وقت کار نمی‌کند، چون هیچ تصویری در ذهن کاربر نمی‌سازد. «قیمت‌ها را ببین»، «سفارش تلفنی بده» یا «پیش‌نمایش رایگان بگیر» کار می‌کند، چون کاربر دقیقاً می‌داند بعد از کلیک کجا می‌رود و چه چیزی می‌گیرد.

کاربر وارد سایتت نشده که تحسینت کند؛ آمده مشکلش را حل کند. هر چیزی که این کار را عقب بیندازد، هرقدر هم زیبا باشد، دارد علیه تو کار می‌کند.

اعتماد ادعا نمی‌شود؛ ساخته می‌شود

مشتری ایرانی محتاط است و حق هم دارد. خاطره خریدی که پول رفته و جنس نیامده، در ذهن خیلی‌ها هست. برای همین بخش بزرگی از طراحی سایت فروش اصلاً به فروش ربط ندارد؛ به کم کردن ترس ربط دارد. اعتماد چیزی نیست که با نوشتن جمله «ما معتبریم» ساخته شود؛ با نشانه‌های کوچک و پشت سر هم ساخته می‌شود.

این نشانه‌ها را همه می‌شناسیم: عکس واقعی محصول و محل کار به‌جای عکس آماده اینترنتی، آدرس و شماره تماسی که واقعاً جواب می‌دهد، قیمت نوشته‌شده به‌جای «تماس بگیرید»، شرایط ارسال و مرجوعی که پیش از خرید معلوم است، نماد اعتماد الکترونیکی، و درگاه پرداخت بانکی به‌جای شماره کارت شخصی. هیچ‌کدام از این‌ها تزئینی نیستند؛ هر کدام یک شک مشخص را از سر راه برمی‌دارند.

نماد اعتماد الکترونیکی همان اینمادی است که مشتری‌ها به دیدن آرمش عادت کرده‌اند. گرفتنش کار عجیبی نیست ولی مدرک و مرحله دارد و بهتر است از اول برایش برنامه داشته باشی. ما در پروژه‌های فروشگاهی هم مسیرش را راهنمایی می‌کنیم و هم سایت را طوری می‌سازیم که پیش‌نیازهای فنی‌اش از قبل رعایت شده باشد. درگاه پرداخت هم همین‌طور: باید ایرانی و مستقیم باشد تا پول بدون واسطه به حساب خودت بنشیند.

قوی‌ترین نشانه اعتماد اما چیز دیگری است: نمونه‌کارها. نه یک دیوار پر از لوگو، بلکه سایت‌های زنده‌ای که کاربر می‌تواند همین حالا بازشان کند و لمسشان کند. ما زرنگار را برای فروش طلا ساختیم، یدک‌سرا و پیمان‌کار را برای لوازم و قطعات خودرو، مهردارو را برای داروخانه، دیدآرا را برای عینک، کرونوس را برای ساعت، اویلرو را برای روغن خودرو، شیکر پلاس را برای لوازم ورزشی، و ویجیل و چپمن موبیل را برای بازار جهانی. وقتی کسی می‌خواهد ببیند کارمان چه شکلی است، لینک می‌دهیم، نه تصویر.

بررسی صفحه محصول روی مانیتور و گوشی در جلسه طراحی سایت فروش
بررسی صفحه محصول روی مانیتور و گوشی در جلسه طراحی سایت فروش

متن سایت مهم‌تر از رنگ سایت است

اگر مجبور بودم بین یک طراحی عالی با متن ضعیف و یک طراحی متوسط با متن درست یکی را انتخاب کنم، بدون تردید دومی را برمی‌داشتم. کاربر رنگ‌ها را حس می‌کند ولی با کلمه‌ها تصمیم می‌گیرد. متنی که از زبان خود مشتری نوشته شده باشد، نصف کار فروش را قبل از تماس انجام داده است.

قانون ساده این است: به‌جای گفتن اینکه چه هستی، بگو مشتری چه به دست می‌آورد. «ما از فناوری روز استفاده می‌کنیم» چیزی به کسی نمی‌گوید. «سایتت روی اینترنت موبایل هم سریع باز می‌شود و مشتری منتظر نمی‌ماند» یک وعده قابل فهم است. هر جمله‌ای که نوشتی، از خودت بپرس «خب که چه؟». اگر جوابی نداشتی، آن جمله فقط جا گرفته.

به سؤال‌های تکراری مشتری‌هایت هم فکر کن. هر سؤالی که در تلفن یا پیام مدام تکرار می‌شود، یعنی یک جای سایتت جواب نداده. آن جواب را دقیقاً همان‌جایی بنویس که سؤال در ذهن شکل می‌گیرد، نه در یک صفحه جدا به اسم سؤالات متداول که کمتر کسی سراغش می‌رود. اگر ارسال به شهرستان سؤال همیشگی است، جوابش باید کنار دکمه خرید باشد، نه سه کلیک آن‌طرف‌تر.

غلط املایی و جمله شکسته را هم دست‌کم نگیر. کاربر آگاهانه به خودش نمی‌گوید این سایت غلط دارد پس بی‌اعتماد است، ولی ناخودآگاه دقیقاً همین اتفاق می‌افتد. سایت، ویترین نظم ذهنی توست؛ اگر آنجا بی‌دقتی ببیند، فرض می‌کند در تحویل کالا هم بی‌دقتی هست.

قیمت را پنهان نکن؛ گران‌ترین تصمیم صفحه‌ات همین است

«برای قیمت تماس بگیرید» را می‌نویسند که کاربر مجبور شود تماس بگیرد. در عمل چیز دیگری اتفاق می‌افتد: کاربر می‌رود سراغ رقیبی که عدد را نوشته. قیمت طراحی سایت در بازار ایران مثال خوبی است، چون خودش هم گیج‌کننده است؛ با چند صد هزار تومان می‌شود یک قالب آماده خرید و برای کدنویسی اختصاصی ارقامی از حدود ۸۰ تا ۳۶۰ میلیون تومان هم دیده‌ایم. وقتی بازار این‌قدر پراکنده است، هر کسی که شفاف عدد بنویسد یک قدم جلوتر است.

همین قاعده را روی خودمان هم پیاده کردیم. کسی که نیمه‌شب صفحه قیمت ما را باز می‌کند، بدون یک کلمه حرف زدن می‌فهمد سایت شرکتی تا چهار صفحه ۲۰ میلیون تومان است، تا هشت صفحه ۳۰ میلیون، و نسخه کامل تا دوازده صفحه همراه درگاه پرداخت و اینماد تک‌ستاره ۴۰ میلیون تومان. زمان تحویل هم نوشته شده: هفت تا ده روز کاری. پشتیبانی ماهانه اختیاری است، پنج، شش یا هفت میلیون بسته به پلن. وقتی تماس برقرار می‌شود، حرف سر عدد نیست؛ سر خود پروژه است.

اگر عدد نوشتن برایت سخت است، دست‌کم بازه بنویس یا بگو قیمت به چه چیزهایی بستگی دارد. حتی همین هم از سکوت بهتر است، چون کاربر می‌فهمد در چه محدوده‌ای ایستاده و می‌داند تماسش وقت تلف کردن نیست.

قیمت پنهان، شک تولید می‌کند؛ و شک دقیقاً همان چیزی است که بین کاربر و دکمه خرید می‌ایستد.

اصطکاک؛ قاتل خاموش فروش

اصطکاک یعنی هر چیزی که بین تصمیم کاربر و انجام آن تصمیم فاصله می‌اندازد. خطرناک بودنش به این است که سروصدا ندارد؛ هیچ‌کس زنگ نمی‌زند بگوید «فرمت خیلی طولانی بود، بی‌خیال شدم». فقط می‌رود، و تو در پایان ماه فقط یک عدد کمتر می‌بینی بدون اینکه بدانی چرا.

معروف‌ترین‌هایش را بشماریم: فرمی که ده فیلد دارد در حالی که با نام و شماره هم کار راه می‌افتد؛ اجبار به ثبت‌نام قبل از خرید؛ شماره تماسی که فقط ته صفحه است و روی گوشی قابل کلیک نیست؛ هزینه ارسالی که در آخرین مرحله رو می‌شود؛ و جست‌وجویی که اگر کاربر اسم را با یک نیم‌فاصله متفاوت بنویسد، هیچ نتیجه‌ای نمی‌دهد.

برای هر کدام یک راه‌حل ساده هست. فرم را کوتاه کن و فقط چیزی را بپرس که واقعاً لازم داری. خرید مهمان بگذار تا ثبت‌نام سد راه نشود. شماره تماس را روی گوشی به یک دکمه چسبیده به پایین صفحه تبدیل کن. هزینه ارسال را از همان صفحه محصول اعلام کن. و جست‌وجو را طوری بساز که با غلط تایپی و نیم‌فاصله هم نتیجه بدهد؛ این یکی در سایت‌های فارسی از هرچه فکرش را بکنی مهم‌تر است.

یک آزمایش رایگان هم هست که می‌توانی همین امروز انجام دهی. گوشی‌ات را بده دست کسی که سایتت را ندیده و بگو «برای من یک سفارش ثبت کن»، بعد ساکت بنشین و فقط نگاه کن. هیچ راهنمایی نکن. هر جایی که مکث کرد، هر جایی که پرسید «حالا کجا را بزنم؟»، یک نقطه اصطکاک است. این یک آزمایش، از هر جلسه طولانی طراحی بیشتر به تو یاد می‌دهد.

مسیر خرید و پرداخت روی گوشی در طراحی سایت فروش فروشگاهی
مسیر خرید و پرداخت روی گوشی در طراحی سایت فروش فروشگاهی

قبل از هر پرداختی، پیش‌نمایش صفحه‌ی اصلی سایتت را رایگان ببین.

شروع کن

فروشگاه اینترنتی؛ جایی که هر کلیک اضافه، پول است

در سایت شرکتی هدف معمولاً یک تماس است؛ در طراحی سایت فروشگاهی هدف یک پرداخت کامل است و مسیرش طولانی‌تر. کاربر باید محصول را پیدا کند، مطمئن شود همان چیزی است که می‌خواهد، به سبد اضافه کند، آدرس بدهد و پرداخت را تمام کند. هر مرحله اضافه‌ای که سر راه بگذاری، بخشی از خریدارها را همان‌جا جا می‌گذاری.

صفحه محصول قلب ماجراست. عکس واقعی و بزرگ‌شونده، عنوان دقیق، قیمت خوانا، موجود یا ناموجود بودن به‌صورت صریح، مشخصات فنی، شرایط ارسال و مرجوعی، و یک دکمه خرید واضح که وقتی کاربر پایین می‌رود گم نشود. اگر محصولت تنوع سایز و رنگ دارد، انتخابش باید در همان صفحه و بدون پرش به صفحه دیگر انجام شود.

دسته‌بندی و فیلتر را هم جدی بگیر. در فروشگاه لوازم یدکی، فیلتر «خودروی من» ارزشش از ده افکت بصری بیشتر است؛ در فروشگاه عینک، فیلتر شکل صورت و جنس فریم؛ در داروخانه، دسته‌بندی درست و جست‌وجوی سریع. این‌ها را نمی‌شود از یک قالب عمومی انتظار داشت؛ باید مخصوص کسب‌وکار تو ساخته شوند و همین است که فروشگاه اختصاصی را از فروشگاه آماده جدا می‌کند.

پلن‌های فروشگاهی ما هم شفاف است: ۳۵، ۴۵ و ۵۵ میلیون تومان، با تحویل ده تا چهارده روز کاری، و پشتیبانی ماهانه اختیاری شش، هشت یا ده میلیون تومان. درگاه پرداخت ایرانی و راهنمایی برای گرفتن اینماد هم بخشی از کار است، چون فروشگاهی که نتواند پول بگیرد، فروشگاه نیست؛ یک کاتالوگ گران است.

گوشی؛ جایی که تصمیم واقعاً گرفته می‌شود

مشتری‌های امروز سایت را بیشتر با گوشی باز می‌کنند تا با کامپیوتر. با این حال هنوز سایت‌هایی می‌بینیم که انگار فقط برای مانیتور بزرگ طراح ساخته شده‌اند. روی گوشی متن ریز می‌شود، دکمه‌ها به هم می‌چسبند، جدول از صفحه بیرون می‌زند و منو باز نمی‌شود. صاحب سایت هم چون همیشه با لپ‌تاپ نگاهش می‌کند، ماه‌ها متوجه نمی‌شود.

قاعده درست وارونه است: اول برای گوشی طراحی کن، بعد برای دسکتاپ گسترشش بده. اندازه متن باید بدون زوم خوانا باشد، دکمه‌ها به اندازه انگشت بزرگ باشند و از هم فاصله داشته باشند، مهم‌ترین اقدام باید در دسترس شست باشد، و صفحه هرگز نباید افقی اسکرول شود. برای کسب‌وکارهایی که فروششان تلفنی است، یک دکمه تماس ثابت در پایین صفحه گوشی از هر بخش دیگری بیشتر جواب می‌دهد.

یک نکته دیگر که مخصوص ایران است: خیلی از کاربرها با اینترنت همراه و در جایی با آنتن متوسط سایتت را باز می‌کنند، نه با اینترنت پرسرعت دفتر. صفحه‌ای که روی شبکه دفتر عالی است، ممکن است وسط خیابان اصلاً بالا نیاید. تست واقعی این است که سایتت را با دیتای گوشی و در ساعت شلوغ باز کنی و ببینی چقدر طول می‌کشد تا اولین چیز مفید را ببینی.

سرعت هم بخشی از طراحی است

کاربری که صفحه برایش باز نمی‌شود، طراحی‌ات را اصلاً نمی‌بیند. سرعت را معمولاً آخر کار به آن فکر می‌کنند، در حالی که از اولین تصمیم‌ها شروع می‌شود: عکس سنگینی که فشرده نشده، افزونه‌هایی که روی هم انباشته شده‌اند، و قالب آماده‌ای که هزار قابلیت دارد و تو فقط از دو تایش استفاده می‌کنی ولی هزینه بارگذاری همه‌شان را می‌دهی.

ما به همین دلیل کدنویسی اختصاصی کار می‌کنیم و سراغ وردپرس نمی‌رویم. سایت از صفر و به‌صورت دستی نوشته می‌شود؛ یعنی فقط همان چیزی که لازم داری داخلش هست، نه یک خط اضافه و نه ده افزونه‌ای که هیچ‌وقت بازشان نمی‌کنی ولی کاربرت هزینه بارگذاری‌شان را می‌دهد. نتیجه‌اش سایتی است که روی اینترنت متوسط موبایل هم سریع بالا می‌آید و در طول زمان به خاطر یک افزونه ناسازگار از کار نمی‌افتد. سورس‌کد هم بعد از تحویل کاملاً مال خودت است؛ نه اجاره‌ای، نه گروگان.

برای تصویرها هم قاعده ساده‌ای داریم: هیچ عکسی نباید بزرگ‌تر از جایی که نمایش داده می‌شود بارگذاری شود، همه تصویرها باید در قالب فشرده امروزی ذخیره شوند، و عکس‌های پایین صفحه تا وقتی کاربر به آن‌ها نرسیده اصلاً دانلود نشوند. در یکی از فروشگاه‌هایی که ساختیم، فقط رعایت همین سه نکته حجم صفحه محصولات را به‌شکل محسوسی کم کرد و تفاوتش روی گوشی کاملاً حس می‌شد.

سئو و فروش با هم نمی‌جنگند

خیلی‌ها فکر می‌کنند صفحه‌ای که برای گوگل نوشته شده باید بدقواره و پر از کلمه تکراری باشد. برعکس است. گوگل هم دنبال همان چیزی است که کاربر دنبالش است: صفحه‌ای سریع، روی گوشی درست، با عنوان‌های شفاف و متنی که واقعاً به سؤال جواب می‌دهد. سئوی پایه — ساختار درست عنوان‌ها، آدرس تمیز صفحه‌ها، توضیحات متا، نقشه سایت و تصویرهای سبک — دقیقاً همان کارهایی است که تجربه کاربر را هم بهتر می‌کند.

اما یک هشدار صادقانه هم بدهم: هر کس به تو «تضمین رتبه یک گوگل» داد، از او فاصله بگیر. هیچ‌کس صادقانه نمی‌تواند رتبه را تضمین کند. کاری که شدنی است این است که سایت از نظر فنی و محتوایی پایه درستی داشته باشد و بعد در طول زمان رویش کار شود. ما سئوی پایه را انجام می‌دهیم و همین را هم صریح می‌گوییم، چون وعده‌ای که نتوانی به آن عمل کنی، اولین ترک در اعتماد است.

و یک تذکر عملی: سئو با طراحی دعوا ندارد، ولی با شلوغی دعوا دارد. صفحه‌ای که برای هر کلمه کلیدی یک پاراگراف بی‌ربط اضافه کرده، هم کاربر را خسته می‌کند هم چیزی به دست نمی‌آورد. یک صفحه، یک موضوع، یک قدم بعدی. همین.

موشن؛ کِی می‌فروشد و کِی مزاحم است

افکت و انیمیشن وقتی خوب است که کار راهنمایی انجام دهد: کارت قیمت که نرم بالا می‌آید تا چشم رویش بنشیند، تصویری که با اسکرول کمی حرکت می‌کند تا صفحه زنده باشد، بازخورد کوچک دکمه وقتی کاربر لمسش می‌کند. این‌ها ریتم می‌سازند و مسیر چشم را هدایت می‌کنند.

بد وقتی است که موشن جای محتوا را بگیرد. متنی که باید منتظر بمانی تا ظاهر شود، ورودی سایتی که چند ثانیه انیمیشن لوگو دارد، یا افکتی که روی گوشی معمولی کند و لرزان اجرا می‌شود. قاعده ما ساده است: اگر یک حرکت را برداریم و صفحه چیزی از دست ندهد، آن حرکت اضافه است.

یک نکته فنی هم هست که کمتر گفته می‌شود: هر افکتی که باعث شود محتوا موقع باز شدن صفحه بپرد و جابه‌جا شود، هم کاربر را اذیت می‌کند هم به امتیاز فنی سایتت ضربه می‌زند. حرکت باید کوتاه و نرم باشد و روی گوشی ضعیف هم بدون لرزش اجرا شود؛ وگرنه اثرش دقیقاً برعکس چیزی می‌شود که می‌خواستی.

از کجا بفهمی طراحی‌ات دارد می‌فروشد

بعد از انتشار حدس نزن؛ نگاه کن. ساده‌ترین ابزار در دسترس همه ما همین است که از هر مشتری جدید بپرسی «ما را از کجا پیدا کردی؟» و جوابش را یک جایی بنویسی. بعد از یک ماه، الگو خودش را نشان می‌دهد و می‌فهمی سایت واقعاً چقدر سهم دارد.

بعد سراغ عددهای خود سایت برو: کدام صفحه‌ها بیشتر دیده می‌شوند، کاربر از کدام صفحه بیرون می‌رود، چند نفر سبد را پر می‌کنند و پرداخت را تمام نمی‌کنند. هر کدام از این‌ها یک سرنخ طراحی است. اگر خیلی‌ها سبد را رها می‌کنند، مشکل معمولاً هزینه ارسال غافلگیرکننده یا اجبار به ثبت‌نام است، نه رنگ دکمه.

و یک عادت خوب: هر بار فقط یک چیز را عوض کن. اگر هم‌زمان عنوان، عکس و دکمه را تغییر بدهی و فروش بالا برود، هیچ‌وقت نمی‌فهمی کدامش کار کرده و دفعه بعد نمی‌توانی تکرارش کنی.

سایت یک پروژه تمام‌شده نیست؛ یک فروشنده است که باید هر ماه کمی بهتر شود.

چک‌لیست آخر قبل از انتشار

قبل از اینکه سایت را رو کنی، این‌ها را روی گوشی چک کن. بالای صفحه معلوم است چه می‌فروشی و برای چه کسی؟ دکمه اصلی در دیدرس است و کارش را می‌گوید؟ قیمت یا دست‌کم بازه قیمت نوشته شده؟ راه تماس با یک لمس در دسترس است؟ عکس‌ها واقعی و سبک هستند؟ فرم‌ها کوتاه‌اند؟ شرایط ارسال و مرجوعی پیش از پرداخت معلوم است؟ متن غلط املایی ندارد؟ صفحه با اینترنت موبایل سریع باز می‌شود؟

و یک پرسش آخر که همه این‌ها را جمع می‌کند: اگر خودت مشتری خودت بودی و این صفحه را می‌دیدی، پول می‌دادی؟ اگر جوابت مکث داشت، جای همان مکث را پیدا کن و درستش کن. معمولاً همان یک نقطه است که بیشترین فروش را از تو گرفته.

جمع‌بندی؛ و یک پیشنهاد بی‌ریسک

خلاصه همه این نوشته یک جمله است: زیبایی توجه می‌گیرد، ساختار آن توجه را به پول تبدیل می‌کند. مسیر چشم را طراحی کن، شک را با نشانه‌های واقعی بردار، متن را از زبان مشتری بنویس، قیمت را پنهان نکن، اصطکاک را حذف کن، اول برای گوشی بساز و بعد از انتشار اندازه بگیر. هیچ‌کدام از این‌ها جادو نیست؛ همه‌شان تصمیم‌های ساده‌ای هستند که بیشتر سایت‌ها نگرفته‌اند و دقیقاً به همین دلیل بیشتر سایت‌ها نمی‌فروشند.

اگر هنوز مطمئن نیستی سایت تو باید چه شکلی باشد، لازم نیست روی حرف تصمیم بگیری. ما برای کسب‌وکارت یک پیش‌نمایش رایگان از صفحه اصلی می‌سازیم — با اسم و برند و رنگ خودت، نه یک قالب عمومی — و در کمتر از ۴۸ ساعت نشانت می‌دهیم. تنها هزینه‌اش ۲۲۰ هزار تومان بابت تولید تصویرهای اختصاصی همان نمونه است و هیچ تعهد دیگری پشتش نیست.

پسندیدی ادامه می‌دهیم، نپسندیدی همان‌جا تمام می‌شود و ضرری نکرده‌ای. اگر در اهواز یا خوزستان هستی می‌توانیم رودررو بنشینیم؛ اگر جای دیگری از ایران هستی، کل کار کاملاً غیرحضوری و بدون دردسر پیش می‌رود. کافی است بگویی کسب‌وکارت چیست تا اولین نسخه سایتی را ببینی که قرار است برایت بفروشد.

پیش‌نمایش رایگان، قبل از هر پرداخت

سایتی می‌خواهی که درست ساخته شود؟

صفحه‌ی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت می‌سازیم و نشانت می‌دهیم. پسندیدی ادامه می‌دهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.