سایت سفارش آنلاین رستوران؛ از منوی موبایل تا پنل آشپزخانه و فرار از کارمزد
کارمزد اپلیکیشنهای واسط هر ماه از سود خالصت کم میشود. راهنمای کامل ساخت سایت سفارش آنلاین رستوران: منو، پنل آشپزخانه، پرداخت، قیمت واقعی و زمان تحویل.

آخرِ ماه که گزارشِ تسویه از اپلیکیشنِ واسط میرسد، یک سطر هست که هیچ رستورانداری دوست ندارد نگاهش کند: سهمی که از هر سفارش برداشته شده. غذا را تو پختی، موادِ اولیه را تو خریدی، اجاره و حقوقِ پرسنل و قبضِ گازِ آشپزخانه هم گردنِ خودت بود؛ ولی تکهای از سود، بیآنکه دستت به آن برسد، رفت. این مقاله دقیقاً دربارهی همان تکه است و اینکه چطور میشود آرامآرام پسش گرفت.
بذار همین اول روراست باشم: قرار نیست بگویم فردا اپلیکیشنها را حذف کن. قرار است با عددِ خودت نشانت بدهم که سایت سفارش آنلاین رستوران چه چیزی را عوض میکند، چه چیزی را عوض نمیکند، از چه اجزایی باید ساخته شود تا واقعاً در ساعتِ شلوغی جواب بدهد، و تهش چقدر خرج برمیدارد. هرچه پایینتر بروی، جزئیتر و عملیتر میشود.
اول عددِ خودت را دربیاور، نه عددِ مقالهها
توی خیلی از مقالهها یک درصدِ گرد و قشنگ مینویسند و رد میشوند. حقیقت این است که قراردادها با هم فرق دارند؛ بسته به شهر، حجمِ سفارش، نوعِ همکاری و بستههای تبلیغاتی، عددی که از تو کم میشود با عددی که از رستورانِ سرِ خیابانِ بغلی کم میشود یکی نیست. پس عددِ مقاله به دردت نمیخورد؛ عددِ گزارشِ تسویهی خودت به دردت میخورد.
کارِ امشبت این است: گزارشِ تسویهی یکی دو ماهِ اخیر را باز کن و دو عدد دربیاور؛ جمعِ فروشی که از آن کانال آمده و جمعِ چیزی که کم شده. تقسیمشان کن تا نرخِ واقعیِ خودت مشخص شود، بعد همان مبلغِ ماهانه را در دوازده ضرب کن تا رقمِ سالانه جلوی چشمت بیاید. تا وقتی این دو عدد را ندیدهای، هر تصمیمی دربارهی سایت فقط حدس است.
یک نکتهی مهم که خیلیها را گمراه میکند: کارمزد بهصورتِ درصدی از فروشِ ناخالص حساب میشود، ولی از جیبِ سودِ خالصِ تو درمیآید. در کارِ غذا، موادِ اولیه، بستهبندی، اجاره، حقوق، پیک و انرژی قبلاً بخشِ بزرگی از فروش را برداشتهاند. پس همان درصدی که روی کاغذ کوچک به نظر میرسد، وقتی روی سودِ باقیمانده حساب شود، میتواند سهمِ خیلی بزرگتری باشد.
کارمزد از فروشِ ناخالص کم میشود ولی از سودِ خالص خورده میشود؛ اشتباهِ محاسباتیِ بیشترِ رستوراندارها دقیقاً همینجاست.
حالا آن رقمِ سالانه را بگذار کنارِ هزینهی ساختِ یک سایتِ سفارشِ اختصاصی. ساختِ سایت یک خرجِ یکبار است؛ کارمزد یک خرجِ هر ماه که هیچوقت تمام نمیشود. اگر حجمِ سفارشت از پلتفرم قابلِ توجه است، معمولاً در چند ماه سربهسر میشوی و بعدش خالص مالِ خودت است. ولی اگر ماهی چند سفارشِ پراکنده از آن کانال میگیری، صادقانه بگویم سایتِ سفارش اولویتِ اولت نیست؛ اول روی کیفیت و دیدهشدن کار کن.
سایت سفارش آنلاین رستوران از چه تکههایی ساخته میشود
خیلیها فکر میکنند سایتِ رستوران یعنی چند عکسِ خوشگل، یک متنِ «دربارهی ما» و یک شمارهتلفن. آن سایتِ معرفی است، نه سایتِ سفارش. سایتِ سفارش یک ماشینِ کوچکِ فروش است که باید کلِ مسیرِ «گرسنهام» تا «غذا رسید» را بدونِ اینکه آدمی وسطش دخالت کند جلو ببرد.
اجزای اصلیاش اینهاست: منویی که روی گوشی سریع باز شود، صفحهی هر غذا با گزینهها و افزودنیها، سبدِ خرید، ثبتِ آدرس و تشخیصِ محدودهی ارسال، درگاهِ پرداختِ ایرانی، پنلِ مدیریتِ سفارش برای آشپزخانه، پیامکِ خودکار برای مشتری و برای خودت، و یک پنلِ ساده که قیمت و موجودی را خودت عوض کنی بدونِ اینکه به کسی زنگ بزنی.
چند تکهی اختیاری هم هست که بسته به کارت ممکن است لازم شود: رزروِ میز، سفارشِ زماندار برای ساعتِ مشخص، منویِ جداگانه برای سالن و بیرونبر، کدِ تخفیف، باشگاهِ مشتریان و گزارشِ فروش. توصیهام این است که همه را با هم سفارش ندهی؛ اول هسته را راه بینداز و بعد بر اساسِ رفتارِ واقعیِ مشتریهایت اضافه کن. اینطوری هم ارزانتر شروع میکنی هم چیزی میسازی که واقعاً استفاده میشود.

منو مهمترین صفحهی سایتِ توست
بیشترِ وقتِ کاربر روی صفحهی منو میگذرد و بیشترِ سفارشهای نیمهکاره هم دقیقاً همانجا رها میشود. منوی خوب دستهبندیِ چسبان دارد که موقعِ اسکرول بالای صفحه بماند، عکسِ واقعیِ خودِ غذا را نشان میدهد، قیمت را همانجا میگذارد و دکمهی افزودن به سبد را جایی قرار میدهد که با شستِ یک دست قابلِ زدن باشد.
گزینهها را دستِ کم نگیر. اندازهی پیتزا، نوعِ نان، سسِ اضافه، بدونِ پیاز، درجهی تندی، نوشابهی همراه — اینها اگر توی سایت نباشند، مشتری زنگ میزند و همان لحظه یک نفر از آشپزخانه باید گوشی را بردارد. هر گزینهای که در سایت درست پیاده شود، یک تماسِ کمتر در اوجِ شلوغی است و یک اشتباهِ کمتر در سفارش.
دکمهی «تمام شد» را جدی بگیر. ساعتِ نُهِ شب که جوجه تمام میشود، باید با یک ضربه غیرفعال شود و بلافاصله از منو خاکستری یا محو شود. رستورانی که سفارشِ غذای تمامشده را میگیرد و بعد زنگ میزند عذرخواهی کند، آن مشتری را معمولاً برای همیشه از دست میدهد. این یک دکمهی کوچک است ولی اثرش روی اعتماد بزرگ است.
دربارهی عکس هم صریح باشم: عکسِ بد، منو را میکشد. مشتری با چشم سفارش میدهد. اگر عکسِ حرفهای نداری، یا باید عکاسی کنی یا تصویرِ اختصاصی برایت تولید شود. ولی عکسِ کپیشده از اینترنت که هیچ شباهتی به غذای واقعیات ندارد، فقط انتظارِ اشتباه میسازد و مستقیم به نارضایتی و نظرِ منفی ختم میشود.
و یک اشتباهِ کلاسیک که هنوز زیاد میبینیم: منوی پیدیاف. فایلی که باید دانلود شود، روی گوشی زوم بخورد و هیچ دکمهی سفارشی نداشته باشد، منو نیست؛ عکسِ منوست. اگر امروز منوی سایتت پیدیاف است، همین یک تغییر میتواند بیشترین اثر را روی تعدادِ سفارشهایت بگذارد.
آشپزخانه باید بتواند با آن کار کند
قشنگترین سایتِ دنیا اگر آشپزخانه نتواند باهاش کار کند، بعد از دو هفته کنار گذاشته میشود و همه برمیگردند سرِ دفترچه و تلفن. برای همین پنلِ سفارش را باید با فرضِ «ساعتِ شلوغی، سر و صدا و دستِ چرب» طراحی کرد: درشت، کمدکمه، بدونِ منویِ تودرتو و بدونِ چیزی که لازم باشد کسی حفظش کند.
پنلِ درست وضعیتِ سفارش دارد؛ سفارشِ تازه، در حالِ آمادهسازی، تحویلِ پیک، تحویلشده و لغوشده. هر سفارش باید با یک نگاه معلوم کند چه چیزی، با چه گزینهای، برای کجا و با چه روشِ پرداختی. آدرس و شمارهی مشتری باید یک ضربه فاصله داشته باشد، نه چهار تا؛ چون در ساعتِ شلوغی همان سه ضربهی اضافه است که باعثِ اشتباه میشود.
دو چیز دیگر هم عملاً واجب است: صدای هشدار برای سفارشِ تازه و امکانِ چاپ یا نمایش روی نمایشگرِ آشپزخانه. تجربه نشان داده اگر سفارشِ تازه فقط بیصدا روی صفحه ظاهر شود، وسطِ شلوغیِ ساعتِ نُه بهراحتی از دست میرود و کسی ده دقیقه بعد متوجهش میشود؛ یعنی همان ده دقیقه تأخیر که مشتری آن را به حسابِ بدقولی میگذارد.
یک دکمهی دیگر هم لازم داری که کمتر کسی به آن فکر میکند: «فعلاً سفارش نمیگیریم». شبی که پیک نداری یا آشپزخانه از پسِ حجم برنمیآید، بهتر است سایت مؤدبانه سفارش نگیرد تا اینکه بگیرد و دیر برساند. نپذیرفتنِ یک سفارش خیلی کمهزینهتر از بدقولی و نظرِ بدی است که سالها میماند.
پرداختِ آنلاین یا پرداخت هنگامِ تحویل؟
جوابِ درست معمولاً «هر دو» است، ولی نه بیقاعده. پرداختِ هنگامِ تحویل مقاومتِ خرید را پایین میآورد، مخصوصاً برای مشتریای که بارِ اول از تو سفارش میدهد و هنوز نمیداند چقدر قابلِ اعتمادی. در عوض، سفارشِ الکی و لغوِ دمِ در را بیشتر میکند و هزینهی پیک و غذای آمادهشده روی دستت میماند.
پرداختِ آنلاین از طریقِ درگاهِ ایرانی این ریسک را تقریباً صفر میکند و پول قبل از اینکه ماهیتابه روشن شود توی حسابت است. منطقِ عملی این است که برای محدودههای نزدیک و مشتریهای تکراری هر دو روش باز باشد، ولی برای محدودههای دور یا سفارشهای بزرگ، پرداختِ آنلاین اجباری شود. همین یک قاعدهی ساده جلوی بیشترِ ضررها را میگیرد.
برای اینکه درگاهِ پرداخت روی سایتِ خودت فعال شود، به نمادِ اعتمادِ الکترونیکی (اینماد) نیاز داری. مراحلش کاملاً اداری است و ما در مسیر راهنماییات میکنیم. عمداً هیچ عددِ دقیقی از هزینه و مدتِ زمانِ صدور نمیدهم، چون اینها تغییر میکنند و بهتر است در همان لحظه از مرجعِ رسمی بپرسی؛ هر کسی عددِ قطعی به تو داد، احتمالاً دارد از حافظهاش نقل میکند.
محدودهی ارسال، هزینهی پیک و ساعتِ کاری
این بخش دقیقاً همان جایی است که سایتهای آماده کم میآورند. تو معمولاً یک محدودهی نزدیک داری که پیکش ارزان است، یک محدودهی متوسط، و یک محدوده که اصلاً رفتن به آن نمیارزد. سایت باید اینها را از هم جدا کند: هزینهی ارسالِ متفاوت برای هر محدوده، حداقلِ مبلغِ سفارش برای محدودههای دور، و پیامِ محترمانه برای بیرونِ محدوده بهجای اینکه سفارش ثبت شود و بعد مجبور شوی زنگ بزنی و لغو کنی.
ساعتِ کاری هم باید داخلِ خودِ سایت تعریف شده باشد. اگر ساعتِ سه بامداد کسی وارد شد، سایت باید بگوید الان بستهایم و ساعتِ باز شدن را نشان بدهد؛ یا اگر خواستی، سفارشِ زماندار برای فردا بگیرد. سفارشِ زماندار برای رستورانهایی که ناهارِ اداری و سفارشِ گروهی میدهند، عملاً یک کانالِ فروشِ تازه است که با تلفن هیچوقت به این تمیزی مدیریت نمیشود.
هزینهی بستهبندی و ظرف را هم همان اول شفاف کن. یکی از رایجترین دلایلِ رهاکردنِ سبدِ خرید این است که مشتری در مرحلهی آخر یک عددِ بزرگتر از چیزی که انتظار داشت میبیند و حس میکند سرش کلاه رفته. هر مبلغی که قرار است به فاکتور اضافه شود، باید قبل از رسیدن به صفحهی پرداخت دیده شده باشد.
چطور مشتری را از اپلیکیشن به سایتِ خودت بیاوری
ساختنِ سایت نصفِ کار است؛ نصفِ دیگر جابهجا کردنِ عادت است. مشتریای که سه سال است از اپلیکیشن سفارش میدهد، خودبهخود سراغِ تو نمیآید. باید دقیقاً در همان لحظهای که غذایت دستش است و از تو راضی است، مسیرِ بعدی را نشانش بدهی.
مؤثرترین کاری که دیدهایم، بارکدِ دوبعدی است؛ روی میزِ سالن، روی پاکتِ بیرونبر، روی برچسبِ درِ ظرف و پشتِ فاکتور. مشتری دوربینِ گوشی را میگیرد و مستقیم میرود روی منوی سایتِ خودت، بدونِ اینکه لازم باشد چیزی نصب کند. همینجا تفاوتِ بزرگِ سایت با اپلیکیشنِ اختصاصی معلوم میشود: اپلیکیشن باید دانلود شود، سایت فقط باز میشود.
بعدش یک انگیزه لازم داری، وگرنه آدمها عادتشان را عوض نمیکنند. تخفیفِ کوچک برای اولین سفارشِ مستقیم، نوشابه یا دسرِ رایگان، یا یک آیتم که فقط از سایتِ خودت قابلِ سفارش است. هزینهی اینها از کارمزدی که هر ماه میدهی کمتر است و برخلافِ کارمزد، یکبار پرداخت میشود تا عادت جابهجا شود.
شمارهی مشتریهای قدیمیات هم سرمایه است؛ همانهایی که سالها تلفنی سفارش دادهاند. یک پیامکِ ساده و بیادعا که بگوید از این به بعد میتوانی مستقیم از خودمان سفارش بدهی و نشانیِ منو را بدهد، معمولاً بازدهی خوبی دارد. به پرسنلِ تلفن هم بگو موقعِ سفارشِ تلفنی همین یک جمله را بگویند؛ تکرارِ روزانهی همین جمله در چند ماه نتیجه میدهد.
مشتریای که شمارهاش دستِ توست یک بار خرج برداشته؛ مشتریای که شمارهاش دستِ پلتفرم است، هر بار که سفارش میدهد خرج برمیدارد.

قبل از هر پرداختی، پیشنمایش صفحهی اصلی سایتت را رایگان ببین.
شروع کناپلیکیشنِ واسط را کامل دور ننداز
روراست باشم: پلتفرمهای واسط یک مزیتِ واقعی دارند و آن دیدهشدن است. کسی که اسمِ تو را نشنیده، شبِ جمعه همانجا دنبالِ غذا میگردد و ممکن است اولینبار تو را همانجا پیدا کند. حذفِ کاملِ این کانال، مخصوصاً برای رستورانِ تازهکار یا برندی که هنوز شناخته نشده، معمولاً تصمیمِ عاقلانهای نیست.
استراتژیِ منطقی ترکیبی است: پلتفرم برای جذبِ مشتریِ جدید، سایتِ خودت برای نگهداشتنِ مشتریِ تکراری. مشتریِ تکراری کسی است که پیدا کردنش دیگر خرجی ندارد، پس دلیلی ندارد بابتش هر ماه درصد بدهی. هدف، صفر کردنِ پلتفرم نیست؛ کم کردنِ سهمِ سفارشهای تکراری از آن است. حتی جابهجا کردنِ بخشی از سفارشهای همیشگی، در پایانِ سال عددِ محسوسی میشود.
فقط قبل از هر تصمیمی، متنِ قراردادت با پلتفرم را یک بار کامل بخوان. بعضی قراردادها دربارهی یکسان بودنِ قیمتها در کانالهای مختلف شرط دارند. بهتر است از اول بدانی چه چیزی را میتوانی متفاوت ارائه بدهی و چه چیزی را نه، تا وسطِ کار غافلگیر نشوی.
سئوی پایه؛ کسی که همین حالا گرسنه است
بخشِ خوبی از مشتریهای تازه، بدونِ اینکه اسمِ رستورانی را بدانند، عبارتهایی مثلِ نامِ غذا بههمراهِ نامِ شهر یا محله را جستجو میکنند. سایتی که ساختارِ درستی داشته باشد، شانسِ دیدهشدن در همین جستجوها را پیدا میکند. ما روی همهی سایتها سئوی پایه را انجام میدهیم؛ عنوان و توضیحِ درستِ صفحهها، نشانیِ تمیزِ صفحات، سرعتِ بالا، ساختارِ درستِ منو و سازگاریِ کاملِ موبایل.
ولی یک چیز را با صراحت بگویم، چون بعضیها وعدهاش را میدهند: رتبه چیزی نیست که کسی بتواند سرِ قرارداد قولش را بدهد. هر کسی گفت رتبهی یک را تضمین میکنم، یا سازوکار را نمیشناسد یا دارد چیزی میفروشد که در اختیارش نیست. کاری که واقعاً میشود کرد این است که سایتی بسازیم که از نظرِ فنی سالم باشد، و بعد تو با محتوا، رضایتِ مشتری و زمان تقویتش کنی.
ثبتِ دقیقِ نشانی، شماره و ساعتِ کاری روی نقشههای آنلاین هم بخشِ مهمی از همین ماجراست، چون بیشترِ جستجوهای مربوط به غذا محلیاند. سرعتِ سایت روی اینترنتِ موبایل هم مستقیم روی همین نتیجه اثر میگذارد؛ صفحهای که دیر باز شود، قبل از اینکه گوگل قضاوتش کند، مشتری را از دست داده است.
اشتباههایی که زیاد دیدهایم
اولین اشتباه، سایتِ سنگین است. عکسهای چند مگابایتی که روی وایفای خوب باز میشوند ولی روی اینترنتِ موبایلِ یک مشتریِ گرسنه، هیچوقت. دومی، شمارهتلفنی که در سایت پیدا نمیشود؛ همیشه گروهی از مشتریها هستند که ترجیح میدهند زنگ بزنند و راهِ آنها هم باید باز باشد.
سومی، قیمتهای قدیمی. اگر قیمتِ سایت با قیمتِ واقعی نخواند، اعتماد از بین میرود و مشتری فکر میکند بقیهی حرفهایت هم دقیق نیست. برای همین پنلِ مدیریت باید آنقدر ساده باشد که خودت وسطِ روز، از روی گوشی، قیمت را عوض کنی؛ نه اینکه به سازنده پیام بدهی و دو روز منتظر بمانی.
چهارمی، تکیهی کامل روی اینستاگرام. اینستاگرام برای دیدهشدن عالی است، ولی سفارشگرفتن از دایرکت یعنی یک نفر باید همیشه آنلاین باشد، فیش چک کند، آدرس را دستی یادداشت کند و اشتباهها را جبران کند. تقسیمِ کارِ درست این است: اینستاگرام مشتری را بیاورد، سایت سفارش را ببندد.
و پنجمی، سایتِ آمادهای که با انبوهِ افزونه سرِ پا مانده. اولش ارزان است، ولی هر افزونه سایت را کمی کندتر و آسیبپذیرتر میکند، و روزی که بخواهی هزینهی ارسالِ محدودهای، گزینههای ترکیبیِ غذا یا پنلِ مخصوصِ آشپزخانهات را بسازی، میبینی قالب اجازه نمیدهد و باید از اول شروع کنی.
چرا برای این کار سراغِ کدنویسی اختصاصی میرویم
ما همهی سایتها را با کدنویسی اختصاصی روی نکستجیاس و ریاکت میسازیم و سراغِ وردپرس و قالبِ آماده نمیرویم. دلیلش برای سایتِ رستوران خیلی ملموس است: هزینهی ارسالِ محدودهای، گزینههای ترکیبیِ غذا، دکمهی تمامشدنِ آیتم و پنلی که آشپزخانهی تو با آن راحت باشد، چیزهایی هستند که قالبِ عمومی یا اصلاً ندارد یا با چند افزونهی نیمبند شبیهسازی میکند.
نتیجهی عملیاش این است: سایت سبک بالا میآید، روی گوشی روان است، به دهها افزونهی غریبه وابسته نیست و هر قابلیتی که فردا لازم داشته باشی قابلِ اضافه شدن است. مهمتر از همه، مالکیتِ کاملِ سورسکد با خودِ توست؛ نه گروگانِ کسی هستی و نه مجبوری هر سال بابتِ دسترسی به کدِ سایتِ خودت پول بدهی.
دربارهی بازار هم شفاف باشم تا وقتت تلف نشود. قالبِ آماده از چند صد هزار تومان شروع میشود و برای کسی که فقط یک صفحهی معرفی میخواهد شاید کافی باشد. در سمتِ دیگرِ طیف، برای کدنویسی اختصاصی قیمتهایی از حدودِ هشتاد تا سیصد و شصت میلیون تومان هم در بازار دیدهایم. جای ما وسطِ این طیف است و عمداً همهی قیمتهایمان را عمومی اعلام کردهایم تا کسی مجبور نباشد برای فهمیدنِ یک عدد، جلسه بگذارد.
قیمت طراحی سایت سفارش رستوران چقدر است
چون سایتِ سفارش عملاً یک فروشگاه است، در دستهی طراحی سایت فروشگاهی حساب میشود و سه بسته دارد: سیوپنج، چهلوپنج و پنجاهوپنج میلیون تومان. زمانِ تحویل ده تا چهارده روزِ کاری است. پشتیبانیِ ماهانه هم کاملاً اختیاری است و بسته به بسته، شش، هشت یا ده میلیون تومان در ماه؛ اگر نخواهی، سایت مالِ خودت است و میتوانی خودت ادارهاش کنی.
بعضی رستورانها هنوز سبد خرید و پنل آشپزخانه نمیخواهند. منو، چند عکس خوب از غذاها، نشانی و یک فرم تماس برایشان کافی است. برای همین حالت، بستههای سایت شرکتی جواب میدهد: تا چهار صفحه بیست میلیون تومان، تا هشت صفحه سی میلیون و تا دوازده صفحه چهل میلیون تومان همراه با درگاه پرداخت و اینماد تکستاره. کار ظرف هفت تا ده روز کاری تحویل میشود و پشتیبانی ماهانه هم اگر بخواهی، پنج، شش یا هفت میلیون تومان.
خیلیها اول میپرسند قیمت طراحی سایت چقدر است و بعد میپرسند خروجی چه شکلی است. ما ترتیب را برعکس کردهایم: اول خروجی را میبینی، بعد تصمیم میگیری. در کمتر از چهلوهشت ساعت، پیشنمایش رایگان صفحهی اصلیِ سایتت را با نام و برند و غذاهای خودت میسازیم، قبل از هر پرداختی. تنها چیزی که پرداخت میکنی دویست و بیست هزار تومان است، آن هم بابتِ تولیدِ تصاویرِ اختصاصیِ همان نمونه.
پایهی ما اهواز است. اگر در اهواز یا خوزستان هستی، جلسهی حضوری هم ممکن است و میتوانیم بیاییم رستورانت را از نزدیک ببینیم. برای بقیهی ایران کلِ کار کاملاً غیرحضوری جلو میرود؛ از جلسهی اول تا تحویل و آموزشِ پنل. رستوراندار وقتِ آزادِ زیادی ندارد و این مدل معمولاً برای خودش هم راحتتر است.
نمونهکارها؛ تجربهای که پشتِ این سایت است
بذار صادق باشم: نمونهکارهای زندهی ما بیشتر فروشگاهی و صنفیاند. زرنگار برای طلا با قیمتِ لحظهای، یدکسرا برای لوازمِ یدکی با قطعهیاب، مهردارو برای داروخانه، دیدآرا برای عینک، کرونوس برای ساعت، اویلرو برای روغنِ خودرو، پیمانکار برای قطعاتِ خودرو و شیکر پلاس برای لوازمِ ورزشی. در بازارِ جهانی هم ویجیل و چپمن موبیل را ساختهایم.
ربطش به رستوران کجاست؟ قلبِ همهی اینها یک چیز است: سبدِ خرید، درگاهِ پرداخت، مدیریتِ موجودی و پنلی که خودِ صاحبِ کار با آن کار میکند. قطعهیابِ یدکسرا که کاربر خودرواش را انتخاب میکند و فقط قطعاتِ سازگار را میبیند، از نظرِ فنی همان جنسِ کاری است که گزینههای ترکیبیِ یک پیتزا لازم دارد. قیمتِ لحظهای طلا در زرنگار هم همان جنسِ کاری است که تغییرِ سریعِ قیمت و موجودی در منوی رستوران میخواهد.
پیشنهادم این است که قبل از تصمیم، خودت سری به نمونهکارها بزنی و آنها را روی گوشی باز کنی، نه روی لپتاپ. سرعتِ بالا آمدن، روان بودنِ اسکرول و کوتاه بودنِ مسیرِ خرید، چیزهایی است که فقط با تجربهی مستقیم میفهمی، نه با خواندنِ توضیحاتِ کسی که میخواهد چیزی به تو بفروشد.
چکلیستِ قبل از سفارش
قبل از اینکه به هر سازندهای پول بدهی، اینها را بپرس: پنلِ سفارش در ساعتِ شلوغی امتحان شده؟ هزینهی ارسال بر اساسِ محدوده تعریف میشود؟ آیتمِ تمامشده را با یک ضربه میشود خاموش کرد؟ پیامکِ خودکار به مشتری و به آشپزخانه دارد؟ گزینهها و افزودنیهای غذا چطور مدیریت میشوند؟ سایت روی اینترنتِ موبایل چند ثانیه بالا میآید؟
و سه سؤالِ آخر که از همه مهمترند: سورسکد مالِ من است یا مالِ شما؟ بعد از تحویل، تغییرِ قیمت و منو را خودم میتوانم انجام بدهم یا هر بار باید هزینه بدهم؟ و نمونهی زندهای که همین حالا کار میکند دارید تا ببینم؟ اگر جوابِ اینها مبهم بود، بقیهی جوابها هم معمولاً مبهم است.
جمعبندی
خلاصهاش این است: کارمزدِ پلتفرم یک هزینهی تکرارشونده است و سایتِ سفارشِ خودت یک هزینهی یکبار. سایت جای پلتفرم را کامل نمیگیرد و قرار هم نیست بگیرد، ولی سفارشهای تکراری را از دستش درمیآورد و مهمتر از پول، مشتری و شماره و عادتِ سفارشش را به خودت برمیگرداند.
اگر رستوران یا فستفود داری و این حس را داری که داری برای یک نفرِ دیگر کار میکنی، لازم نیست همین امروز تصمیمِ بزرگ بگیری. اول برو گزارشِ تسویهات را باز کن و عددِ سالانه را دربیاور. بعد بگو تا در کمتر از چهلوهشت ساعت، پیشنمایش رایگان صفحهی اصلیِ سایت سفارش آنلاین رستورانت را با غذاها و برندِ خودت بسازیم تا با چشمِ خودت ببینی چه شکلی میشود. تصمیم گرفتن روی یک چیزِ واقعی همیشه راحتتر از تصمیم گرفتن روی حرف است.
سایتی میخواهی که درست ساخته شود؟
صفحهی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت میسازیم و نشانت میدهیم. پسندیدی ادامه میدهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.
خواندن را ادامه بده


