وردپرس یا کدنویسی اختصاصی؟ راهنمای کامل انتخاب برای سایتی که قرار است بفروشد
وردپرس یا کدنویسی اختصاصی؟ بیطرف و با عدد میگوییم هرکدام کجا میارزد، کجا گران تمام میشود و چطور بدونِ پشیمانی برای سایتِ خودت تصمیم بگیری.

یک نفر بهت میگوید «با وردپرس بزن، ارزان است و دو روزه بالا میآید». نفر بعدی میگوید «وردپرس اسباببازی است، سایتِ جدی باید اختصاصی نوشته شود». هر دو با اطمینانِ کامل حرف میزنند، هر دو هم چیزی برای فروختن دارند، و تو وسطِ این دو تا ماندهای با یک سؤالِ ساده: کدامشان پولم را هدر نمیدهد؟
جوابِ صادقانه این است که هیچکدام همیشه درست نمیگویند. وردپرس برای بعضی کارها انتخابِ کاملاً عاقلانهای است و کسی که خلافش را بگوید دارد اغراق میکند. کارِ اختصاصی هم برای هر کسبوکاری لازم نیست و اگر کسی به زور بهت بفروشدش، پولِ اضافه گرفته. مهم این است که بدانی کدامش برای کارِ مشخصِ تو درست است.
بذار موضعم را از همین اول شفاف بگویم تا متن را با چشمِ باز بخوانی: ما در فراکو یک استودیوی طراحی و توسعهی سایت با پایگاهِ اهوازیم و همهی پروژههایمان را از صفر مینویسیم. ولی قرار نیست این انتخاب را با بدگفتن از وردپرس ثابت کنم. هرجا وردپرس گزینهی بهتری باشد، همانجا مینویسم بهتر است.
در ادامه دقیقاً همینها را باز میکنم: این دو تا واقعاً چه فرقی دارند، چرا قیمتشان اصلاً قابلِمقایسه نیست، وردپرس کجا میارزد، کجا گران تمام میشود، تکلیفِ سئو و فروشگاه چه میشود، و آخرش یک چکلیستِ نُهسؤالی که خودت جواب بدهی و تصمیم بگیری.
اول ببینیم داریم دقیقاً دربارهی چه چیزی حرف میزنیم
وردپرس یک سامانهی مدیریتِ محتواست؛ یک نرمافزارِ آماده و رایگان که روی میزبانِ سایتت نصب میشود و از همان اول یک پنلِ مدیریت به تو میدهد. ظاهرِ سایت را «قالب» میسازد و هر قابلیتِ اضافهای را «افزونه». یعنی سایتِ وردپرسی در عمل از کنارِ هم چیدنِ تکههای آماده به دست میآید، نه از نوشتنِ چیزی تازه.
نکتهای که خیلیها نمیدانند این است که «سایتِ وردپرسی» دستِکم سه چیزِ کاملاً متفاوت را توصیف میکند. اولی قالبِ رایگان است که همانطور که هست استفاده میشود. دومی قالبِ خریداریشده بههمراهِ یک صفحهساز که با کشیدن و رهاکردن صفحهها را میچینند. سومی وردپرسی است که یک توسعهدهنده برایش قالبِ اختصاصی نوشته و فقط از هستهاش برای مدیریتِ محتوا استفاده کرده.
این سه تا از نظرِ کیفیت، قیمت و سرنوشتِ چند سالِ بعد زمین تا آسمان فرق دارند، ولی هر سه در آگهیها با یک اسم فروخته میشوند. پس اگر کسی گفت «سایتت را وردپرسی میزنم»، اولین سؤالت باید این باشد که کدامیک از این سه تا. جوابِ مبهم به همین سؤال، خودش یک جوابِ روشن است.
طرفِ دیگرِ ماجرا کدنویسی اختصاصی است: سایت از صفر و مخصوصِ کارِ تو نوشته میشود. ما با Next.js و React میسازیم؛ نه قالبِ آمادهای در کار است، نه افزونهای از نویسندهی ناشناس. هر تکهای که روی سایت میبینی چون تو لازمش داشتهای نوشته شده، و هرچه لازم نداری اصلاً وجود ندارد.
سادهترین تشبیهش لباس است. قالبِ آماده یعنی کتوشلوارِ سایزِ استاندارد؛ ارزان است، همین امروز میپوشیاش و برای خیلیها هم کافی است. کارِ اختصاصی یعنی همان کتوشلوار را خیاط با اندازهی خودت بدوزد؛ گرانتر و دیرتر، ولی وقتی تنت میکنی معلوم است مالِ توست. هیچکدام ذاتاً بهتر نیستند؛ مناسبتها فرق دارد.
چرا قیمتِ این دو تا اصلاً قابلِمقایسه نیست
بزرگترین سردرگمی از جایی شروع میشود که آدمها دو عدد را کنارِ هم میگذارند و فکر میکنند دارند یک چیز را مقایسه میکنند. در بازارِ ایران قالبِ آماده از چند صد هزار تومان شروع میشود. در همان بازار، وقتی سراغِ مجموعههایی میروی که کدنویسی اختصاصی انجام میدهند، قیمتهایی از حدودِ ۸۰ تا ۳۶۰ میلیون تومان هم دیده میشود.
این اختلاف عجیب نیست، چون اصلاً دو کارِ متفاوت است. قالبِ آماده یکبار طراحی و نوشته شده و هزینهاش بینِ هزاران خریدار پخش میشود؛ سهمِ تو از هزینهی ساختش تقریباً هیچ است. در کارِ اختصاصی، کلِ زمانِ طراحی و کدنویسی فقط صرفِ سایتِ تو میشود و کسِ دیگری در آن شریک نیست. برای همین مقایسهی این دو عدد مثلِ مقایسهی کیلو با متر است.
ما خودمان نه آن پایینِ طیفیم نه آن بالا. تعرفهمان روی سایت باز است و کسی برای دیدنش فرم پر نمیکند؛ «تماس بگیرید» جوابِ آدمی نیست که دارد بینِ وردپرس و کارِ اختصاصی تصمیم میگیرد. فروشگاهِ اختصاصی از ۳۵ میلیون تومان شروع میشود و دو پلهی بعدیاش ۴۵ و ۵۵ است. سایتِ شرکتی سبکتر: ۲۰ میلیون تا چهار صفحه، ۳۰ میلیون تا هشت، ۴۰ میلیون تا دوازده صفحه با درگاهِ پرداخت و راهنماییِ اینمادِ تکستاره.
پشتیبانیِ ماهانه را هم عمداً از قیمتِ ساخت جدا کردهایم و اختیاری گذاشتهایم: برای سایتِ شرکتی ۵، ۶ و ۷ میلیون تومان در ماه و برای فروشگاه ۶، ۸ و ۱۰ میلیون. اگر سایتت چند صفحهی ثابت است و ماهی یکبار هم دست نمیخورد، دلیلی ندارد هر ماه پول بدهی؛ اگر فروشگاهی داری که هر روز قیمت و موجودیاش عوض میشود، آنوقت ارزشش را دارد.
این عددها را ننوشتم که تبلیغ کنم؛ نوشتم که یک نقطهی مرجعِ واقعی داشته باشی. وقتی بدانی کارِ اختصاصی در این بازار از کجا تا کجاست، دیگر با دیدنِ «فروشگاهِ کامل» به قیمتی چند برابر پایینتر ذوق نمیکنی؛ میپرسی چه چیزی حذف شده که این عدد در آمده. همیشه چیزی حذف شده، فقط در آگهی ننوشتهاندش.
وردپرس کجا واقعاً انتخابِ درستی است
حالا برویم سراغِ بخشی که معمولاً سازندههای سایتِ اختصاصی از گفتنش طفره میروند. پنج حالت هست که وردپرس در آنها نهتنها اشکالی ندارد، بلکه تصمیمِ عاقلانهتری است و هیچکس حق ندارد بابتش سرزنشت کند.
اولی، سایتِ محتوایی و وبلاگ. اگر کارِ اصلیات نوشتن است و قرار است هفتهای چند مطلب منتشر کنی، وردپرس دقیقاً برای همین متولد شده. مدیریتِ دستهبندی، نویسندهها و آرشیوِ مطالب را از روزِ اول دارد و انصافاً برای این کار ابزارِ خوبی است.
دومی، وقتی داری یک ایده را تست میکنی. هنوز نمیدانی این محصول اصلاً مشتری دارد یا نه. اینجا سایت ابزارِ سنجش است، نه سرمایهگذاری. یک چیزِ ساده که سریع بالا بیاید و بگوید چه میفروشی کافی است؛ اگر تقاضا بود بعداً درست میسازی، اگر نبود پولِ بزرگی هدر ندادهای.
سومی، سایتهای موقت و فصلی. یک همایش، یک نمایشگاه، یک کمپینِ سهماهه. چیزی که قرار است بعد از تمامشدنِ ماجرا خاموش شود، ارزش ندارد برایش زیرساختِ چندساله بسازی. اینجا انتخابِ ارزانتر نهتنها اشکالی ندارد، بلکه حرفهایتر است.
چهارمی، کسبوکارِ کاملاً محلی که سایت برایش حکمِ کارتِ ویزیت را دارد. یک تعمیرگاه یا آرایشگاهِ محله بیشترِ مشتریاش را از همان محل و از نقشه میگیرد. یک سایتِ کوچک و مرتب که آدرس، ساعتِ کاری و شمارهی تماس را درست نشان بدهد، کارِ روزمرهاش را راه میاندازد.
پنجمی، وقتی خودت یا کسی در تیمت واقعاً بلد است وردپرس را نگه دارد. اگر آدمی داری که بهروزرسانیها را عقب نمیاندازد، نسخهی پشتیبان میگیرد و میفهمد کدام افزونه را نباید نصب کند، بخشِ بزرگی از ریسکهای وردپرس برایت خنثی میشود. مشکل آنجاست که بیشترِ کسبوکارهای کوچک چنین آدمی ندارند و خیال میکنند لازم هم نیست.
وردپرس ابزارِ بدی نیست؛ فقط خیلی وقتها برای کاری استفاده میشود که برایش ساخته نشده.
پنج جایی که وردپرس گران تمام میشود
و حالا آن روی سکه. مشکلاتِ وردپرس معمولاً روزِ تحویل خودشان را نشان نمیدهند؛ ماهِ ششم و سالِ دوم بیرون میزنند. این پنج تا را از روی سایتهای واقعی مینویسم که مشتریها برای بازسازی پیشمان آوردهاند، نه از روی کتاب.
یکی، سرعت. قالبِ آماده برای اینکه به دردِ همه بخورد، همهچیز را داخلش میریزند: دهها اسلایدر، انیمیشن، فونت و کتابخانهای که تو هرگز استفاده نمیکنی ولی مرورگرِ مشتری مجبور است همه را دانلود کند. نتیجهاش سایتی است که روی اینترنتِ موبایل چند ثانیه سفید میماند و بخشی از بازدیدکنندهها همانجا برمیگردند. بدترین قسمتش این است که هرگز نمیفهمی چند نفر را از دست دادهای.
دو، امنیت. سایتی که از ده افزونهی رایگانِ نویسندههای ناشناس سرِهم شده، دقیقاً بهاندازهی ضعیفترینِ آن افزونهها امن است. چون وردپرس پرکاربردترین سامانهی دنیاست، ابزارهای خودکاری وجود دارند که کلِ اینترنت را دنبالِ همان ضعفهای شناختهشده میگردند. لازم نیست کسی با تو دشمنی داشته باشد؛ کافی است در دسترس باشی.
سه، نگهداری. هسته، قالب و هر افزونه جداگانه بهروز میشوند و هیچ تضمینی نیست که بعد از یک بهروزرسانی همهچیز سرِ جایش بماند. صاحبِ سایتِ وردپرسی یا باید خودش مرتب اینها را چک کند، یا هر بار هزینهی کسی را بدهد که چک کند. این ردیف در فاکتورِ روزِ اول نوشته نمیشود، ولی هر سال از جیبت میرود.
چهار، سقفِ قابلیت. تا وقتی خواستهات همان چیزهای معمول است مشکلی پیش نمیآید. مشکل روزی شروع میشود که بگویی «میخواهم کاربر خودرواش را انتخاب کند و فقط قطعاتِ سازگار را ببیند» یا «میخواهم قیمتِ لحظهای طلا روی محصولها بنشیند». آن روز یا جوابت «نمیشود» است، یا آنقدر افزونه رویش سوار میکنند که سایت از نفس میافتد.
پنج، شباهت. قالبی که تو خریدهای را هزاران نفرِ دیگر هم خریدهاند و بخشیشان دقیقاً همصنفِ خودتاند. وقتی مشتری سه سایتِ شبیهِ هم را پشتِ سرِ هم میبیند، هیچکدام در ذهنش نمیمانند. برندی که میخواهد جدی دیده شود نمیتواند شبیهِ همه باشد؛ این چیزی است که در فاکتور نمیآید ولی روی فروشت اثر میگذارد.

کدنویسی اختصاصی دقیقاً چه چیزی به تو میدهد
حالا طرفِ مقابل، و باز هم بدونِ اغراق. کارِ اختصاصی معجزه نمیکند و بهتنهایی مشتری نمیآورد؛ سایتی که هیچکس نمیبیندش، هرچقدر هم خوب نوشته شده باشد فروشی نمیآورد. چیزی که به تو میدهد این است: سایتی که جلوی خودش را نمیگیرد.
اولین اثرش روی سرعت است. وقتی هیچ کدِ اضافهای وجود ندارد، صفحه سبک بالا میآید؛ مخصوصاً روی موبایل و اینترنتی که همیشه هم عالی نیست. برای کسی که از تبلیغات بازدید میخرد، همین یک قلم میتواند فرقِ سود و ضرر باشد، چون پولِ هر بازدیدکنندهای که وسطِ لود شدن برمیگردد را دادهای.
دومی امنیت است. وقتی سایتت به دهها افزونهی غریبه وابسته نیست، سطحِ حملهاش کوچک است. باز هم هیچ سایتی صددرصد امن نیست و هر کس این را قول بدهد دارد اغراق میکند؛ ولی فرقِ یک درِ ساده با پنجاه پنجرهی باز، فرقِ کمی نیست.
سومی نبودِ سقف است و در عمل مهمترینشان. هر چیزی که کسبوکارت لازم داشته باشد ساخته میشود، چون کسِ دیگری از قبل تصمیم نگرفته چه چیزهایی «قابلِ تنظیم» باشند. در زرنگار قیمتِ لحظهای طلا لازم بود و حسِ یک گالریِ لوکس؛ در یدکسرا یک قطعهیاب که کاربر خودرواش را انتخاب کند و فقط قطعاتِ سازگار را ببیند. اینها از هیچ قالبِ آمادهای در نمیآید.
چهارمی مالکیت است و کمتر کسی دربارهاش حرف میزند. ما سورسکدِ کاملِ پروژه را تحویلِ مشتری میدهیم. یعنی اگر فردا خواستی با تیمِ دیگری کار کنی، سایتت را برمیداری و میبری. سایت مالِ کسی است که پولش را داده، نه کسی که ساخته؛ و این جملهای است که باید قبل از پرداخت از هر سازندهای بشنوی.
اگر میخواهی این حرفها را با چشمِ خودت بسنجی، بهجای اعتماد به این متن نمونهکارها را باز کن و با گوشیِ خودت تویشان بچرخ: زرنگار برای طلا، مهردارو برای داروخانه، یدکسرا برای لوازمِ یدکی، پیمانکار برای قطعاتِ خودرو، اویلرو برای روغنِ خودرو، دیدآرا برای عینک، کرونوس برای ساعت و شیکر پلاس برای لوازمِ ورزشی. ویجیل و چپمن موبیل را هم برای بازارِ جهانی ساختهایم.
قبل از هر پرداختی، پیشنمایش صفحهی اصلی سایتت را رایگان ببین.
شروع کنتکلیفِ سئو چه میشود؟
یکی از رایجترین سؤالها این است که «کدامش برای گوگل بهتر است؟» و جوابِ صادقانهاش شاید ناامیدت کند: گوگل نمیپرسد سایتت با چه چیزی ساخته شده. هیچ امتیازی بابتِ وردپرسیبودن یا اختصاصیبودن به کسی نمیدهد و هیچ ابزاری هم بهخودیِخود جریمه نمیشود.
چیزی که برایش مهم است چهار تاست: سایت سریع بالا بیاید، روی موبایل درست کار کند، ساختارِ آدرسها و عنوانهایش تمیز باشد، و محتوایش واقعاً به سؤالِ کاربر جواب بدهد. هر ابزاری که این چهار تا را بدهد قبول است و هر ابزاری که ندهد، هر اسمی داشته باشد فایدهای ندارد.
پس چرا در عمل سایتهای اختصاصی معمولاً وضعِ بهتری دارند؟ چون همان قلمِ اولِ فهرست، یعنی سرعت و سبکی، دقیقاً همان جایی است که قالبهای پرافزونه ضعیفاند. یک وردپرسِ تمیز و سبک هم میتواند نتیجهی خوبی بگیرد؛ فقط کمتر پیش میآید که بعد از یک سال هنوز تمیز و سبک مانده باشد.
و یک چیز را خیلی صریح بگویم، چون در این بازار زیاد شنیده میشود: رتبه چیزی نیست که کسی بتواند سرِ قرارداد قولش را بدهد. کاری که ما انجام میدهیم سئوی پایه است؛ یعنی سایت را از نظرِ فنی سالم میسازیم تا جلوی خودش را نگیرد. بعد از آن، رتبه به محتوا، رقابتِ رستهی کاری و زمان بستگی دارد. هر کس بیشتر از این قول بدهد، دارد چیزی میفروشد که مالکش نیست.
نکتهی آخرِ این بخش هم این است که محتوا را هیچ فناوریای برایت نمینویسد. اگر صفحهی خدماتت سه خط است و هیچ سؤالی از سؤالهای واقعیِ مشتری را جواب نمیدهد، نه وردپرس نجاتت میدهد نه کدِ اختصاصی. انتخابِ ابزار فقط تعیین میکند سقفت کجاست، نه اینکه چقدر از آن سقف را استفاده میکنی.
فروشگاه آنلاین؛ جایی که تفاوت بیشترین اثر را دارد
اگر سایتت قرار است فروشگاه باشد، معادله کاملاً عوض میشود. در یک سایتِ معرفی، بدترین نتیجهی یک ایرادِ کوچک این است که بازدیدکننده حسِ خوبی نگیرد. در فروشگاه، بدترین نتیجه این است که پولِ مشتری کم شود و سفارشش ثبت نشود. آن مشتری دیگر برنمیگردد و به ده نفرِ دیگر هم میگوید.
یک فروشگاه چند نقطهی حساس دارد که همهشان باید بینقص کار کنند: سبدِ خرید، موجودی و قیمت، محاسبهی ارسال، و مهمتر از همه همان لحظهای که کاربر از درگاه برمیگردد و سفارش باید نهایی شود. این آخری جایی است که سایتهای سرِهمبندیشده بیشترین خطا را میدهند، چون تا یک پرداختِ واقعی انجام نشود اصلاً معلوم نمیشود خراب است.
نکتهای که معمولاً دیر کشف میشود این است که درگاهِ پرداختِ ایرانی چیزی نیست که سازنده با یک کلیک روشن کند. مسیرش از نمادِ اعتمادِ الکترونیک میگذرد و اینماد هم مدارکِ هویتی، در بعضی رستهها مجوزِ صنفی، و صحتِ اطلاعاتِ کسبوکار را میخواهد. جزئیاتِ اداریاش مدام عوض میشود و هر کس عددِ قطعی بدهد احتمالاً اطلاعاتش قدیمی است، ولی خودِ مسیر ثابت است و باید از قبل برایش وقت بگذاری.
به همین دلیل طراحی سایت فروشگاهی از سایتِ شرکتی بالاتر شروع میشود: سه پلنِ ما ۳۵، ۴۵ و ۵۵ میلیون تومان است با پشتیبانیِ ماهانهی اختیاریِ ۶، ۸ و ۱۰ میلیون. زمانِ تحویل هم واقعبینانه است؛ سایتِ شرکتی ۷ تا ۱۰ روزِ کاری و فروشگاه ۱۰ تا ۱۴ روزِ کاری. اتصالِ درگاه را انجام میدهیم و برای اینماد هم راهنماییات میکنیم.
اگر کسی گفت فروشگاهِ کامل را در دو روز و با قیمتی چند برابر پایینتر تحویل میدهد، لازم نیست باهاش بحث کنی. فقط بپرس نمونهی زندهاش کجاست، بازش کن و یک خریدِ آزمایشیِ واقعی انجام بده؛ از انتخابِ محصول تا برگشتن از درگاه. جواب را در پنج دقیقه میگیری و لازم هم نیست کارشناسِ فنی باشی.
«ولی وردپرس را خودم میتوانم مدیریت کنم»
این رایجترین دلیلی است که برای وردپرس آورده میشود و نصفش کاملاً درست است. آن نصفِ نادرست این است که خیلیها خیال میکنند سایتِ اختصاصی یعنی سایتی که برای عوضکردنِ یک قیمت باید به سازنده پیام بدهی و منتظر بمانی. اینطور نیست و اگر جایی اینطور باشد، ایرادِ آن سازنده است نه ایرادِ روشِ ساخت.
سایتِ اختصاصی هم پنلِ مدیریت دارد؛ فقط پنلش برای کارِ خودت نوشته میشود. بهجای یک منوی شلوغ با دهها گزینه که هشتاد درصدش هرگز به کارت نمیآید، همان چند کاری را میبینی که واقعاً انجام میدهی: محصول اضافه کن، قیمت را عوض کن، سفارشها را ببین. آموزشش هم معمولاً یک جلسهی کوتاه است، نه یک دورهی چندساعته.
ولی یک برتریِ واقعی هم برای وردپرس هست و کتمانش بیانصافی است: اکوسیستمش بزرگ است. برای هر کاری هزاران آموزش و افزونه وجود دارد و اگر آدمی هستی که دوست داری خودت ور بروی و بدونِ توسعهدهنده چیزی به سایتت اضافه کنی، این آزادی را واقعاً به تو میدهد.
فقط حواست به معاملهاش باشد: هر افزونهای که اضافه میکنی یک ردیف به هزینهی نگهداری، یک ذره به سنگینیِ سایت و یک روزنه به ریسکِ امنیتی اضافه میکند. این آزادی وقتی ارزشمند است که بدانی داری با آن چه میکنی؛ وگرنه بهمرورِ زمان همان چیزی میشود که سایتت را زمین میزند.
حسابِ درست: سه سال، نه فاکتورِ روزِ اول
بیشترِ اشتباهاتِ خرید از یک جای ساده میآید: آدمها فقط عددِ اولیه را مقایسه میکنند. کارِ درست این است که هزینهی مالکیت را در یک بازهی بلندتر روی کاغذ بیاوری. سه سال بازهی خوبی است؛ هم آنقدر کوتاه که بتوانی تخمین بزنی، هم آنقدر بلند که هزینههای پنهان خودشان را نشان بدهند.
پنج ردیف بنویس: مبلغِ ساخت، دامنه و میزبانی در سه سال، هزینهی نگهداری و بهروزرسانی، هزینهی تغییراتی که مطمئناً لازم میشوند، و ردیفِ آخری که همه فراموشش میکنند؛ احتمالِ اینکه سالِ دوم مجبور شوی از صفر بسازی. همین ردیفِ آخر است که ارزان را گران میکند.
دامنه و میزبانی را جدا حساب کن، چون ربطی به سازنده ندارند و مرتب تمدید میشوند. عددهایشان بینِ سرویسدهندهها فرق دارد و مدام تغییر میکند، پس هر رقمِ قطعی که جایی خواندی را همان روز خودت چک کن. مهمتر از عدد این است که دامنه باید به نامِ خودت ثبت شود، نه به نامِ سازنده. این یک خطِ قرمزِ ساده است که خیلیها دیر متوجهش میشوند.
این الگو را بارها از نزدیک دیدهایم. کسی میآید و میگوید سایت دارم ولی هیچ کاری برایم نمیکند؛ نگاه که میکنیم یک قالبِ آماده است که آنقدر افزونه رویش سوار شده که دیگر درست باز نمیشود. حالا باید دوباره پول بدهد، منتها این بار با دو سال عقبماندگی از رقیبی که همان دو سال را جلو رفته است.

ارزانترین سایت آن نیست که کمترین فاکتور را دارد؛ آن است که در سه سالِ آینده کمترین پول و کمترین دردسر را از تو میگیرد.
اگر همین حالا یک سایتِ وردپرسی داری
اگر تا اینجا خواندهای و سایتِ وردپرسی داری، لازم نیست فوراً همهچیز را دور بریزی. معیارِ ساده این است: اگر سایتت سریع بالا میآید، روی موبایل تمیز است، دردسرِ امنیتی نداده و کاری که ازش میخواهی را انجام میدهد، دست نگه دار. سایتی که کار میکند را نباید از سرِ مد عوض کرد.
سراغِ بازسازی برو وقتی یکی از این سه اتفاق افتاده باشد: سایت آنقدر کند شده که خودت هم حوصلهی بازکردنش را نداری؛ یک بار هک یا خراب شده و از آن به بعد مدام داری وصلهاش میکنی؛ یا خواستهی تازهای داری که هر بار جوابِ «نمیشود» میگیری. این سه تا نشانهی رسیدن به سقفاند، نه بدشانسی.
خبرِ خوب این است که مهاجرت آنقدرها هم که فکر میکنی ترسناک نیست. محتوا، عکسها و مطالبِ وبلاگ منتقل میشوند و مهمتر از همه، آدرسِ صفحههای قبلی یا حفظ میشود یا به آدرسِ جدید هدایت، تا اعتباری که در گوگل ساختهای از بین نرود. دامنه هم همان دامنهی خودت میماند؛ فقط چیزی که پشتش نشسته عوض میشود.
نُه سؤالی که قبل از تصمیم باید جواب بدهی
این فهرست را جدی بگیر؛ جوابِ خودت به این نُه تا، تصمیم را تقریباً برایت میگیرد. لازم هم نیست همهشان به یک سمت باشند، فقط ببین وزنِ کدام طرف سنگینتر است.
۱۲این سایت قرار است فقط معرفی کند یا واقعاً بفروشد؟ دو: اگر یک هفته از دسترس خارج شود، چقدر به کارت ضربه میخورد؟ سه: قرار است هفتهای چند مطلب منتشر کنی یا سالی چند بار؟ چهار: خواستهی خاصی داری که در سایتهای معمولی ندیدهای؟ پنج: بودجهات را برای امروز میبندی یا برای سه سالِ آینده؟
۱۳کسی را داری که نگهداریِ فنی را جدی دنبال کند؟ هفت: چقدر برایت مهم است که سایتت شبیهِ رقبایت نباشد؟ هشت: بعد از تحویل، سورسکد و دسترسیِ کامل مالِ کیست؟ نُه: اگر شش ماهِ دیگر بخواهی بخشِ تازهای اضافه کنی، ممکن است یا باید از نو بسازی؟
الگویش ساده است. اگر جوابهایت بیشتر حولِ «معرفیِ ساده، بودجهی محدود، محتوای زیاد، بدونِ خواستهی خاص» بود، وردپرس گزینهی درستی است و با خیالِ راحت برو سراغش. اگر بیشتر حولِ «فروش، سرعت، تمایز، رشد و قابلیتِ خاص» بود، کارِ اختصاصی در سه سال ارزانتر تمام میشود؛ حتی اگر روزِ اول گرانتر به نظر برسد.
پس تکلیفِ تو چیست
اگر بخواهم کلِ این متن را در یک جمله جمع کنم: این دعوا سرِ اینکه کدام فناوری بهتر است نیست، سرِ این است که سایت قرار است چه کاری برایت بکند. برای یک ویترینِ ساده، بزرگترین اشتباه گرانخریدن است. برای چیزی که قرار است ازش پول در بیاید، بزرگترین اشتباه ارزانخریدن است.
یک چیز را هم دربارهی خودمان صریح بگویم تا انتظارت واقعبینانه باشد: پایگاهِ ما اهواز است و جلسهی حضوری فقط در اهواز و خوزستان ممکن است. برای بقیهی ایران کلِ پروژه کاملاً غیرحضوری پیش میرود و تا امروز هم مشکلی نساخته، ولی ترجیح میدهیم از اول بدانی تا اینکه وسطِ کار غافلگیر شوی.
و اگر هنوز مطمئن نیستی، لازم نیست حدس بزنی و لازم هم نیست پولِ یک پروژهی کامل را بدهی تا ببینی چه از آب در میآید. ما پیشنمایش رایگانِ صفحهی اصلیِ سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت میسازیم و نشانت میدهیم، قبل از هر پرداختی بابتِ پروژه. تنها چیزی که میگیریم ۲۲۰ هزار تومان بابتِ تولیدِ تصاویرِ اختصاصیِ همان نمونه است.
پسندیدی ادامه میدهیم؛ نپسندیدی هیچ تعهدی برای ادامه نداری. اول با چشمِ خودت ببین، بعد راحت تصمیم بگیر که سایتت را با وردپرس بزنی یا اختصاصی بنویسیم.
سایتی میخواهی که درست ساخته شود؟
صفحهی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت میسازیم و نشانت میدهیم. پسندیدی ادامه میدهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.
خواندن را ادامه بده


