طراحی سایت در اهواز؛ راهنمای کامل انتخاب طراح، قیمت واقعی و چکلیست قبل از سفارش
ما خودمان اهوازیایم و بازار این شهر را از نزدیک میشناسیم؛ راهنمای کامل انتخاب طراح، عددهای شفاف، چکلیست جلسهی اول و چراغقرمزهایی که نباید نادیده بگیری.

ظهر مردادماه در اهواز، خیابان خالی است. نه از سرِ بیرونقی، از سرِ گرما. همان ساعتی که هیچکس حاضر نیست بین نادری و کیانپارس دنبال یک جفت کفش یا یک قطعهی یدکی راه بیفتد، گوشی مردم روشن است و دارند دقیقاً همان جنس را آنلاین پیدا میکنند. آن مغازهداری که سایت دارد، در همان ساعت دارد میفروشد. آن یکی که ندارد، منتظر است هوا خنک شود.
این شعار تبلیغاتی نیست؛ خاصیت جغرافیایی این شهر است. اهواز چند ماه از سال عملاً بازار حضوریاش بهشدت کمرمق میشود و همین یک چیز، سایت را از یک تجمل به یک کانال فروش جدی تبدیل میکند. ولی مشکل بیشتر کسبوکارهای اهوازی این نیست که سایت نمیخواهند؛ این است که نمیدانند سایت را از چه کسی، با چه قیمتی و با چه شرطی بخرند، و بعدش چطور بفهمند کلاه سرشان رفته یا نه.
ما در فراکو استودیوی طراحی و توسعهی سایت هستیم و پایگاهمان همین اهواز است. پس طبیعتاً ذینفعیم و این را پنهان نمیکنیم. ولی چیزی که در ادامه میخوانی همان چیزی است که اگر خودمان میخواستیم پروژهای را به یک استودیوی دیگر بسپاریم، مو به مو بررسی میکردیم: بازار واقعی این شهر، سه مدل همکاری و ریسک هرکدام، عددهای شفاف بدون «تماس بگیرید»، چکلیست جلسهی اول، و چراغقرمزهایی که تا دیدی باید بلند شوی.
بازار اهواز با بازار تهران فرق دارد؛ سایتت هم باید فرق کند
اهواز دو اقتصاد موازی دارد. یکی اقتصاد صنعت است: فولاد، لوله و پروفیل، نفت و پتروشیمی و شرکتهای پیمانکاری و تأمینکنندهای که دور همینها میچرخند. دیگری بازار خرد و شلوغ شهر است: طلافروشی، لوازم یدکی، پوشاک، لوازم خانگی، داروخانه، کلینیک، رستوران و فستفود. این دو دنیا از سایت دو چیز کاملاً متفاوت میخواهند و اگر این را از همان اول روشن نکنی، پول را برای چیزی میدهی که اصلاً به کارت نمیآید.
برای یک شرکت پیمانکاری یا تأمینکنندهی صنعتی، سایت وسیلهی فروش مستقیم نیست؛ وسیلهی احراز صلاحیت است. کارفرمایی که میخواهد به تو استعلام بدهد، اول اسمت را جستوجو میکند. اگر چیزی که پیدا میکند یک صفحهی نصفهکاره باشد، یا اصلاً چیزی پیدا نکند، تو در همان مرحله از فهرست کوتاه حذف شدهای بدون اینکه هرگز بفهمی. اینجا سایت باید رزومه، پروژههای انجامشده، توان فنی و مشخصات تماس رسمی را محکم و مرتب نشان بدهد؛ نه اینکه فقط قشنگ باشد.
برای بازار خرد، ماجرا برعکس است. آنجا سایت باید بفروشد، همان لحظه. مشتریای که ساعت یازده شب دنبال یک قطعهی خودرو یا یک قلم دارو یا یک شارژر میگردد، حوصلهی دایرکتدادن و منتظر جواب ماندن و فیش فرستادن ندارد. یا همانجا سفارشش را ثبت میکند، یا میرود سراغ نفر بعدی. اینجا سبد خرید، پرداخت آنلاین و سرعت بالا از هر طرح گرافیکی خاصی مهمترند.
یک نکتهی مخصوص این شهر هم هست که خیلیها دستکم میگیرند: اعتماد در اهواز هنوز تا حد زیادی دهانبهدهان ساخته میشود. مشتری اسم تو را از یک آشنا میشنود، بعد میرود جستوجو میکند تا ببیند واقعی هستی یا نه. سایت تو دقیقاً در همین مرحله وارد بازی میشود؛ نه برای اینکه مشتری جدید کشف کند، بلکه برای اینکه اعتماد نیمبندی را که یک معرفی ساخته، کامل کند. نداشتن سایت یا داشتن سایتِ بیریخت، همینجا آن اعتماد را میشکند.
و گرما را جدی بگیر. چند ماه از سال، رفتوآمد حضوری در این شهر به کمترین حد میرسد. کسبوکارهایی که کانال آنلاین دارند این ماهها را عادی رد میکنند و آنهایی که ندارند، عملاً یک فصل فروش را از دست میدهند. این تنها دلیل نیاز به سایت نیست، ولی در اهواز از خیلی شهرهای دیگر پررنگتر است و باید در تصمیمت وزن داشته باشد.
سایت تو از کدام جنس است؟ سه سناریوی رایج در این شهر
سناریوی اول، سایت شرکتی و معرفی است. مناسب پیمانکار، تولیدی، دفتر فنی، شرکت بازرگانی، کلینیک و دفتر وکالت. هدفش این است که وقتی کسی اسمت را میجوید، یک تصویر حرفهای و کامل ببیند: چه میکنی، چه کردهای، و چطور باید با تو تماس بگیرد. معمولاً بین چهار تا دوازده صفحه است و در همین محدوده، فرم تماس، فرم درخواست استعلام یا فرم نوبت هم داخلش جا میشود.
سناریوی دوم، فروشگاه آنلاین است. اگر دنبال طراحی سایت فروشگاهی هستی، بدان که کار از سایت معرفی سنگینتر است: ویترین محصولات، جستوجو و دستهبندی درست، سبد خرید، درگاه پرداخت ایرانی، حساب هزینهی ارسال، و مهمتر از همه یک پنل مدیریت که خودت یا همکارت بدون دانش فنی بتوانی محصول اضافه کنی، قیمت را عوض کنی و سفارشها را ببینی.
سناریوی سوم که کمتر دربارهاش حرف زده میشود، سایت کسبوکار خدماتی است؛ کسی که کالا نمیفروشد ولی باید تماس بگیرد: تعمیرکار، مشاور، آموزشگاه، خدمات ساختمانی، حملونقل. اینجا کل سایت باید حول یک کار طراحی شود؛ اینکه بازدیدکننده با کمترین قدم ممکن شماره بگیرد یا فرم را پر کند. سایتی که فرم تماسش ته صفحهی هفتم قایم شده، هرچقدر هم قشنگ باشد، عملاً بیفایده است.
بزرگترین اتلاف پول در این بازار، سفارشدادن نوعِ اشتباه است. کسی که فقط باید تماس بگیرد، پول یک فروشگاه کامل را میدهد و هیچوقت از سبد خریدش استفاده نمیکند. یا برعکس، کسی که باید بفروشد یک سایت معرفی میگیرد و دو ماه بعد میفهمد باید تقریباً همهچیز را از نو بسازد. قبل از اینکه سراغ قیمت بروی، این یک سؤال را برای خودت جواب بده: سایتم قرار است چه کاری را انجام بدهد که امروز دارد دستی، کند و ناقص انجام میشود؟
در اهواز مشکل بیشتر کسبوکارها نداشتن سایت نیست؛ داشتن سایتی است که از اول قرار نبوده کاری انجام بدهد.

آژانس محلی، شرکت غیرمحلی یا فریلنسر؛ ریسک هرکدام چیست
فریلنسر معمولاً ارزانترین گزینه است و برای پروژههای کوچک میتواند کاملاً منطقی باشد. ریسکش هم روشن است: یک نفر است. اگر مریض شود، شغل ثابت پیدا کند، سفر برود یا فقط حوصلهاش سر برود، پروژهی تو معلق میماند. مهمتر از آن، پشتیبانی بعد از تحویل معمولاً تعریفشده نیست. اگر سراغ فریلنسر میروی، دستکم مطمئن شو سورسکد و دسترسی کامل دامنه و میزبانی مال خودت است تا اگر ناپدید شد، سایتت گروگان نماند.
شرکتهای بزرگ خارج از استان اسمورسم و ساختار دارند، ولی دو مشکل رایج هم دارند. اول اینکه پروژهی کوچک تو در صف پروژههای بزرگترشان گم میشود و طرفحسابت مدام عوض میشود؛ هر بار باید داستان کسبوکارت را از اول برای یک نفر تازه تعریف کنی. دوم اینکه بازار تو را نمیشناسند و باید هر چیز بدیهی را پشت تلفن توضیح بدهی. این ذاتاً بد نیست، ولی وقت و انرژیات را میخورد.
آژانس محلی این مزیت را دارد که میشود رودررو نشست و طرف مقابل بازار و مشتری تو را میفهمد. ولی بگذار روراست باشیم: محلیبودن بهتنهایی هیچ تضمینی نیست. یک تیم ضعیف محلی از یک تیم قوی غیرحضوری بدتر است. محلیبودن را بهعنوان یک مزیت جانبی حساب کن، نه معیار اصلی. معیار اصلی همیشه نمونهکار زنده، شفافیت قیمت و مالکیت است؛ اگر این سه تا نبود، نزدیکبودن دفتر طرف هیچ چیزی را نجات نمیدهد.
موضع خودمان را هم صریح بگوییم تا تکلیف روشن باشد. پایگاه فراکو اهواز است. جلسهی حضوری برای اهواز و شهرهای خوزستان ممکن است و پروژههای بقیهی ایران را کاملاً غیرحضوری انجام میدهیم. ادعای داشتن دفتر در شهرهای دیگر نمیکنیم، چون نداریم. اتفاقاً همین یکی از مهمترین چراغقرمزهاست: تیمی که ناگهان در هر شهری که تو زندگی میکنی دفتر دارد، معمولاً هیچجا دفتر ندارد.
قیمت طراحی سایت در اهواز؛ عددها را روی میز بگذاریم
در بازار اهواز از سه جا استعلام بگیر، سه دنیای متفاوت تحویل میگیری؛ در نتایج جستوجوی «قیمت طراحی سایت» هم وضع فرقی ندارد. قالب آماده با چند صد هزار تومان به دستت میرسد و در همین بازار، برای پروژههای کدنویسی اختصاصی عددهایی از حدود ۸۰ تا ۳۶۰ میلیون تومان هم رد و بدل میشود. هر دو را «سایت» صدا میزنند، در حالی که فاصلهشان میتواند صدها برابر باشد. سردرگمی خریدار از همین نقطه شروع میشود: یا به ارزانترین گزینه پناه میبرد، یا فرض میکند گرانتر یعنی بهتر. هر دو فرض لنگ میزند؛ عدد بهتنهایی نه کیفیت را نشان میدهد نه تناسب کار را با کسبوکار تو.
تعرفهی ما جلوی چشم همه روی سایت نوشته شده، چون قیمت نباید از روی ظاهر مشتری و لحن تماسش تعیین شود. سایت شرکتی سه پله دارد: ۲۰ میلیون تومان برای تا ۴ صفحه، ۳۰ میلیون تومان برای تا ۸ صفحه، و ۴۰ میلیون تومان برای تا ۱۲ صفحه که درگاه پرداخت و راهنمایی برای گرفتن اینماد تکستاره هم رویش سوار است. از شروع تا تحویل، ۷ تا ۱۰ روز کاری.
فروشگاه آنلاین هم سه سطح دارد: سیوپنج، چهلوپنج و پنجاهوپنج میلیون تومان، با زمان تحویل ده تا چهارده روز کاری. اختلاف سطحها به تعداد محصول و قابلیتهایی برمیگردد که لازم داری، نه به کیفیت ساخت. پایینترین سطح هم با همان کدنویسی اختصاصی و همان استاندارد ساخته میشود؛ چیزی که کم میشود دامنهی کار است، نه دقت کار.
پشتیبانی ماهانه اختیاری است، نه شرط زندهماندن سایتت. برای سایت شرکتی پنج، شش یا هفت میلیون تومان و برای فروشگاه شش، هشت یا ده میلیون تومان، بسته به سطحی که انتخاب میکنی. روی کلمهی «اختیاری» تأکید میکنم، چون در این بازار رایج است که پشتیبانی را اجباری کنند و عملاً قفلی روی دارایی تو بگذارند. اگر تیمی گفت بدون قرارداد پشتیبانی سایتت از کار میافتد، همانجا بپرس دقیقاً چرا.
و یک حرف دربارهی «برای قیمت تماس بگیرید». وقتی تیمی تعرفهاش را عمومی نمیکند، معمولاً یکی از دو حالت است: یا خودش هم دقیق نمیداند چه میفروشد، یا میخواهد اول بودجهی تو را بفهمد و بعد عدد بدهد. هیچکدام به نفع تو نیست. تو حق داری قبل از هر جلسه و هر تماسی بدانی داری وارد چه محدودهی قیمتی میشوی؛ همانطور که وقتی وارد یک مغازه میشوی، انتظار داری روی جنس برچسب قیمت باشد.
چکلیست جلسهی اول؛ هشت سؤالی که تکلیف را روشن میکند
سؤال اول: نمونهکار زنده دارید که خودم بازش کنم؟ نه تصویر، نه اسکرینشات، نه عکس لپتاپ؛ آدرس. تصویر را هرکسی میتواند از هر جای اینترنت بردارد، ولی سایت زنده را نمیشود جعل کرد. وقتی هم بازش کردی، فقط صفحهی اصلی را نبین؛ برو داخل صفحهی محصول و صفحهی تماس. خیلی از تیمها فقط نمای بیرونی خانه را میکشند و پشتش خالی است.
سؤال دوم: سایت من روی قالب آماده ساخته میشود یا کد اختصاصی؟ هر دو جواب میتواند درست باشد؛ دروغگفتن دربارهاش نه. سؤال سوم و شاید مهمترین بند کل این فهرست: بعد از تحویل، دامنه، حساب میزبانی و سورسکد به نام چه کسی است؟ اگر جواب سرراست و مکتوب نبود، تو صاحب سایت نیستی، مستأجرش هستی.
سؤال چهارم: دقیقاً چند صفحه و چه صفحاتی؟ سؤال پنجم: چند بار بازبینی و اصلاح داخل قیمت حساب شده؟ این دو تا اگر روی کاغذ نیایند، همانهایی هستند که ماه سوم تبدیل به کشمکش میشوند. سؤال ششم: تاریخ تحویل مکتوب چیست و اگر عقب افتاد چه اتفاقی میافتد؟ «زود آماده میشود» تعهد نیست؛ عدد و تاریخ تعهد است.
سؤال هفتم: پشتیبانی دقیقاً شامل چیست؟ فقط رفع خرابی، یا تغییر متن و عکس هم؟ نسخهی پشتیبان هر چند وقت گرفته میشود و اگر روزی سایت بالا نیامد چه کسی و در چه بازهای رسیدگی میکند؟ سؤال هشتم که تیزترین فیلتر است: دربارهی گوگل چه قولی میدهید؟ اگر کسی «رتبهی یک» را تضمین کرد، همانجا خداحافظی کن.
هر چیزی که در جلسهی اول مکتوب نشود، شش ماه بعد تبدیل به دعوا میشود.
قبل از هر پرداختی، پیشنمایش صفحهی اصلی سایتت را رایگان ببین.
شروع کنچرا ما با قالب آماده کار نمیکنیم
همهی سایتهای ما با کدنویسی اختصاصی و با نکستجیاس و ریاکت از صفر نوشته میشوند؛ خبری از وردپرس و قالب آماده نیست. دلیلش ایدئولوژی نیست، تجربه است. قالب آماده برای «همه» ساخته شده، پس مجبور است هزار قابلیتی را که تو هیچوقت استفاده نمیکنی با خودش حمل کند. نتیجهاش سایتی است سنگین که روی اینترنت همراه دیر بالا میآید، و دقیقاً همان چند ثانیهی اول است که مشتری بیحوصله تصمیم میگیرد بماند یا برود.
مورد دوم شباهت است. قالبی که تو خریدهای را صدها نفر دیگر هم خریدهاند. در بازاری مثل اهواز که رقیبت ممکن است دو خیابان آنطرفتر باشد، اینکه سایتت عیناً شبیه سایت او باشد یک ضعف واقعی است، نه یک ایراد سلیقهای. برندی که با یک قالب مشترک معرفی میشود، در ذهن مشتری هم قابل تعویض به نظر میرسد.
مورد سوم، سقف است. هر قالب آماده یک جایی به تو میگوید «بیشتر از این نمیشود». تا وقتی خواستهات همان چیزی است که سازندهی قالب از قبل پیشبینی کرده، همهچیز خوب پیش میرود. ولی کافی است کسبوکارت یک قاعدهی خاص خودش داشته باشد — یک شیوهی متفاوت قیمتگذاری، یک منطق انبار که با بقیه فرق دارد، یا یک مسیر سفارش که مشتریهای خودت به آن عادت کردهاند — تا کار به بنبست بخورد. آنوقت یا باید کسبوکارت را با قالب هماهنگ کنی که برعکسِ کار درست است، یا آنقدر وصله رویش سوار کنی که در عمل از یک سایت اختصاصی هم گرانتر و شکنندهتر دربیاید. تجربهی ما این بوده که تقریباً هر پروژهای کمی که جلو برود، همین خواستهی «کوچک ولی خاص» را رو میکند.
مورد چهارم، امنیت و نگهداری است. هرچه تعداد افزونههای غریبه بیشتر باشد، تعداد درهایی که باید مراقبشان باشی هم بیشتر است، و هر کدام باید مرتب بهروز شوند. سایت اختصاصی فقط همان چیزی را دارد که برایش نوشته شده. البته منصف باشیم: اگر بودجهات خیلی محدود است و فقط میخواهی ایدهات را تست کنی، قالب آماده هم میتواند نقطهی شروع باشد. فقط اسمش را همان بگذار و بابتش پول سایت اختصاصی نده.

سئو در اهواز؛ چه چیزی شدنی است و چه چیزی دروغ
بگذار تندترین حرف این مقاله را همینجا بزنم: الگوریتم گوگل دست هیچ آژانسی در هیچ شهری نیست. جایگاه تو را رقیبی که سالها زودتر شروع کرده، سابقهی دامنه، کیفیت محتوا و رفتار همان کاربری که روی نتیجه کلیک میکند تعیین میکند؛ نه قراردادی که پای آن امضا میگذاری. پس هر کس رتبهی تضمینی و عدد قطعی فروخت، یا کار را بلد نیست، یا بلد است و روی بیاطلاعی تو حساب کرده. برای سپردن پروژه به هیچکدامشان دلیلی نداری.
حالا برویم سراغ کاری که واقعاً از دست ما برمیآید و همان را هم تحویل میدهیم: سئوی پایه. چیدمان درست صفحهها و عنوانها، سرعت بالا، نمایش بینقص روی موبایل، آدرسهای تمیز، نقشهی سایت و توضیح درست هر صفحه برای موتور جستوجو. تا اینجا زمین صاف میشود. بردن بازی اما کار محتوا و زمان و فشار رقابت است، نه معجزهی یک تیم فنی؛ سئوی تخصصی هم چیزی است که ما واردش نمیشویم و همین را رک میگوییم.
برای کسبوکار محلی چند کار ساده هم هست که خودت باید انجام بدهی و اصلاً ربطی به طراح ندارد: ثبت درست کسبوکارت روی نقشه، یکساننوشتن نام و آدرس و شمارهی تماس در همهجا، و صفحهی تماسی که آدرس واقعی و شمارهی واقعی داشته باشد نه یک فرم خالی. اگر مشتری از اهواز دنبال خدمت تو میگردد، همین ریزهکاریهای ساده معمولاً بیشتر از هر ترفند دیگری اثر میگذارد.
یک انتظار واقعبینانه هم داشته باش: سایت تازهساخته روز دوم بالای نتایج نمیآید. سئو مسیری زمانبر است و سوخت اصلیاش محتوای مفیدی است که خودت یا تیمت مرتب اضافه میکنید؛ صفحهی خدمات، پاسخ سؤالهای تکراری مشتریها، معرفی کارهایی که انجام دادهای. ما ترجیح میدهیم مشتری این را از روز اول بداند و کمی ناراضی باشد، تا شش ماه بعد احساس فریبخوردگی کند.
درگاه پرداخت و اینماد؛ چیزی که بهتر است از قبل بدانی
اگر میخواهی روی سایتت مستقیم پول بگیری، معمولاً به نماد اعتماد الکترونیکی و درگاه پرداخت ایرانی نیاز داری. اینها فرایند اداری دارند: احراز هویت، مدارک کسبوکار، و مالکیت دامنه به نام خودت. سایت هم باید از نظر محتوایی آماده باشد؛ صفحهی تماس با اطلاعات واقعی، قوانین و شرایط، و شفافیت دربارهی روش ارسال و بازگشت کالا. اگر اینها از اول در ساختار سایت دیده نشده باشد، بعداً باید همه را وصله کنی.
جزئیات، شرایط و کارمزدها هرچند وقت یکبار تغییر میکند، پس به هیچ عدد یا مهلت قطعیای که کسی شفاهی به تو میگوید تکیه نکن و همیشه از منبع رسمی بپرس. کاری که ما میکنیم روشن است: سایت را از نظر فنی و محتوایی برای این فرایند آماده میکنیم و کنارت راهنمایی میکنیم. ولی صدور مجوز کار هیچ استودیویی نیست و هیچکس نباید به تو قول قطعی «حتماً میگیریم» بدهد.
چقدر طول میکشد و از تو چه چیزی خواسته میشود
سایت شرکتی هفت تا ده روز کاری و فروشگاه آنلاین ده تا چهارده روز کاری زمان میبرد. ولی این عددها یک شرط دارند که باید صادقانه بگویم: محتوا و تصاویر از سمت تو بهموقع برسد. بخش بزرگی از پروژههایی که در بازار «دیر تحویل» میشوند، در واقع منتظر متن و عکس مشتری ماندهاند و تقصیرش گردن تیم فنی افتاده.
پس قبل از شروع اینها را آماده کن: نام و لوگو اگر داری، فهرست خدمات یا محصولات با قیمت، متن معرفی کسبوکارت حتی بهصورت خام و بههمریخته، عکسهای واقعی از کار و محصولت، شماره و آدرس دقیق، و اگر فروشگاه است جزئیات روش ارسال. هرچه اینها آمادهتر باشد، سایتت هم زودتر بالا میآید و هم بهتر درمیآید.
عکس را جدی بگیر. تفاوت یک فروشگاه آنلاین حرفهای با یک فروشگاه آماتور، بیشتر از آنکه به کد برگردد، به کیفیت عکس محصول برمیگردد. عکس تار و کج، با نور زردِ لامپ مغازه و یک دست که گوشهی کادر افتاده، هر طراحی خوبی را خراب میکند. اگر بودجهات اجازه میدهد، برای عکس محصول جدا خرج کن؛ این یکی از کمریسکترین هزینههای کل پروژه است.
یک تقسیم کار ساده هم پیشنهاد میکنیم که در عمل جواب داده: تو صاحب محتوا باش، ما صاحب ساختار. یعنی متنها را هرچقدر خام و شکسته، خودت بنویس یا برایمان صوتی بفرست، چون هیچکس کسبوکار تو را بهتر از خودت بلد نیست؛ مرتبکردن، چیدن و تبدیلش به صفحهی درست کار ماست. پروژههایی که مشتری در همین یک قدم پای کار میماند، هم سریعتر تمام میشوند و هم نتیجهشان به واقعیت آن کسبوکار نزدیکتر است.
نمونهکارها را خودت باز کن و داخلشان بچرخ
دیوار پر از لوگو هیچ چیزی را ثابت نمیکند، برای همین در نمونهکارها فقط سایتهای زنده را گذاشتهایم. یدکسرا و پیمانکار از دل همان بازار لوازم یدکی و قطعات خودرو، اویلرو برای روغن خودرو، مهردارو برای داروخانه، دیدآرا در حوزهی عینک، کرونوس روی ساعت، شیکر پلاس برای لوازم ورزشی، زرنگار در طلا و جواهر، و ویجیل و چپمن موبیل که مخاطبشان بازار جهانی است. آدرس همهشان باز میشود و میتوانی داخلشان بچرخی و وارسی کنی.
وقتی بازشان کردی، این کارها را بکن. با اینترنت همراه بازشان کن نه وایفای، و بشمار چند ثانیه طول میکشد تا محتوای اصلی بیاید بالا. برو داخل صفحهی یک محصول و ببین اطلاعات مرتب چیده شده یا بههمریخته است. فرم تماس را باز کن و ببین با شمارهی موبایل ایرانی درست کار میکند. و به عددها و قیمتها نگاه کن که وسط جملهی فارسی جابهجا نشده باشند؛ همین ریزهکاریها تفاوت کار اختصاصی با قالب ترجمهشده را لو میدهد.
همین کار را با نمونهکار هر تیم دیگری هم بکن؛ این یک آزمون منصفانه است که هیچ فروشندهای نمیتواند دورش بزند. اگر جایی به تو گفتند «نمونهها محرمانهاند» یا «سایت مشتری بالا نیست»، لااقل بپرس چرا. یکی دو مورد استثنا طبیعی است؛ اینکه هیچ آدرس قابل بازکردنی وجود نداشته باشد، طبیعی نیست.
هفت چراغقرمز که تا دیدی باید بلند شوی
۱۲تضمین رتبهی اول گوگل، به هر شکل و با هر لحنی.
دو: کارهایی که فقط تصویرند یا آدرسشان اصلاً باز نمیشود. سه: قیمتی که تا آخر جلسه «بستگی دارد» میماند و فقط بعد از فهمیدن بودجهی تو عدد پیدا میکند.
۱۳درخواست پرداخت کامل قبل از اینکه حتی یک خروجی بصری دیده باشی.
پنج: ندادن سورسکد، یا ثبت دامنه به نام خودشان. شش: اعداد رزومهای بدون مدرک، مثل «هزار پروژهی موفق» که هیچوقت با فهرست قابل بررسی همراه نیست. هفت: هزینههای پنهانی که بعد از تحویل از زیر سنگ بیرون میآیند؛ تمدید اجباری، پولگرفتن بابت هر بار عوضکردن یک عکس، یا پشتیبانیای که اسمش اختیاری است ولی بدون آن سایت از کار میافتد.
هرکدام از این هفت مورد بهتنهایی هم کافی است. لازم نیست منتظر بمانی چند نشانه کنار هم جمع شود؛ تیمی که در قیمت شفاف نیست، معمولاً در تحویل و پشتیبانی هم شفاف نخواهد بود. این یک قاعدهی تجربی است که تقریباً همیشه درست از آب درآمده.
اگر طرف مقابل حاضر نیست چیزی را مکتوب کند، یعنی خودش هم میداند قرار نیست انجامش بدهد.
جمعبندی؛ اول ببین، بعد پول بده
اگر همهی این مقاله را در یک جمله بخواهی: طراحی سایت در اهواز پیچیده نیست، فقط باید طرف مقابلت را درست انتخاب کنی. کسی که کار زندهی قابل باز کردن دارد، قیمتش را عمومی نوشته، مالکیت دامنه و سورسکد را به تو میدهد، تاریخ تحویل مکتوب دارد، پشتیبانیاش اختیاری است و دربارهی گوگل قول بیجا نمیدهد. همین شش تا را که چک کنی، بیشتر ریسک ماجرا را حذف کردهای.
و چون میدانیم سختترین بخش این تصمیم، پولدادن برای چیزی است که هنوز وجود ندارد، ما ترتیب کار را برعکس کردهایم. قبل از هر قراردادی، پیشنمایش رایگان صفحهی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت میسازیم و نشانت میدهیم؛ با اسم و برند خودت، نه یک قالب عمومی که به همه نشان داده میشود. خود طراحی رایگان است و تنها چیزی که پرداخت میکنی ۲۲۰ هزار تومان بابت تولید تصاویر اختصاصی همان نمونه است. پسندیدی ادامه میدهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.
اگر در اهواز یا هر جای خوزستان هستی، جلسهی اول را میشود حضوری گذاشت؛ اگر بیرون از استانی، کل مسیر غیرحضوری و بدون هیچ تفاوتی در کیفیت پیش میرود. کافی است بگویی کسبوکارت چیست و مشتریت را از کجا میآوری. بقیهاش را ما با یک نمونهی واقعی شروع میکنیم تا قبل از هر تصمیم و هر قراردادی، سایتت را با چشم خودت ببینی.
سایتی میخواهی که درست ساخته شود؟
صفحهی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت میسازیم و نشانت میدهیم. پسندیدی ادامه میدهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.
خواندن را ادامه بده


