قیمت طراحی سایت در سال ۱۴۰۵؛ عددهای واقعی بازار، عوامل مؤثر و هزینههای پنهان
قیمت طراحی سایت از چند صد هزار تومان تا صدها میلیون شنیده میشود. عددهای واقعی بازار، هشت عاملی که قیمت را جابهجا میکند و هزینههایی که کسی از اول نمیگوید.

بذار رک شروع کنم. یک ساعت وقت گذاشتهای، به پنج جا پیام دادهای و پرسیدهای «قیمت طراحی سایت چند است؟». یکی جواب داده چند صد هزار تومان، یکی گفته هشتاد میلیون، یکی هم فقط نوشته «برای قیمت تماس بگیرید». حالا نشستهای و مطمئنی یکی از اینها دارد سرت کلاه میگذارد. جوابِ ناراحتکننده این است: احتمالاً هیچکدام. هر پنج نفر دربارهی پنج چیزِ کاملاً متفاوت حرف میزنند و اسمِ هر پنجتا را گذاشتهاند «سایت».
شبیهش این است که وارد یک بنگاهِ املاک شوی و بپرسی «خانه چند است؟». طرف نمیداند منظورت یک واحدِ پنجاهمتری در حاشیهی شهر است یا آپارتمانی دویستمتری در بهترین خیابان. هر عددی که بگوید یا تو را میترساند یا گمراهت میکند. سایت هم دقیقاً همین است؛ یک صفحهی معرفیِ ساده هم سایت است، یک فروشگاه با سبدِ خرید و درگاهِ پرداخت و پنلِ مدیریت هم سایت است. تا نگویی کدامش را میخواهی، هر عددی که بشنوی بیمعنی است.
این مقاله را نوشتم که وقتی رسیدی سرِ میزِ مذاکره، دیگر گیج نباشی. میخواهم بگویم پول دقیقاً بابتِ چه چیزی داده میشود، بازارِ امروزِ ایران چه عددهایی میدهد، عددهای خودمان چقدر است و چرا، کدام عاملها قیمت را بالا و پایین میبرند، چه هزینههایی معمولاً در پیامِ اول گفته نمیشوند، و با چه سؤالهایی میتوانی جلوی بیشترِ ضررها را بگیری. بدونِ تعارف و بدونِ اینکه بخواهم چیزی را که لازم نداری به تو بفروشم.
اول این را بفهم: تو ساعتِ آدم میخری، نه صفحهی وب
بزرگترین سوءتفاهم دربارهی قیمتِ سایت این است که آدم خیال میکند دارد یک محصولِ آماده میخرد؛ چیزی مثل گوشی که در انبار هست و فقط باید تحویلش بدهند. ولی سایت محصولِ آماده نیست؛ جمعِ ساعتهایی است که چند نفر روی کارِ تو میگذارند. برای همین وقتی کسی میگوید «سایتت را چند صد هزار تومانی میزنم»، لزوماً دروغ نمیگوید؛ دارد میگوید حاضر است چند ساعت وقت بگذارد. سؤالِ درست این است که در آن چند ساعت، چقدر از کارِ تو واقعاً انجام میشود.
ساختِ یک سایتِ درست دستِکم شاملِ اینهاست: فهمیدنِ اینکه کسبوکارت چطور پول درمیآورد، تصمیمگرفتن دربارهی ساختارِ صفحهها، نوشتنِ متن، آمادهکردنِ تصویر، کدنویسی، وصلکردنِ اجزا به هم، آزمایش روی موبایل و مرورگرهای مختلف، انتشار روی دامنه و میزبانی، و در آخر آموزشِ پنل به خودت. هیچکدامِ اینها را نمیشود حذف کرد؛ فقط میشود سرسری انجامشان داد. قیمتِ خیلی پایین معمولاً یعنی یکی از این مرحلهها سرسری شده، نه اینکه کسی از سودش گذشته.
این نگاه یک فایدهی فوری دارد: وقتی بدانی داری ساعت میخری، خودت هم میفهمی کجا میتوانی هزینه را پایین بیاوری. اگر متنها را خودت بنویسی، اگر عکسِ محصولاتت آماده باشد، اگر از همان اول بدانی چند صفحه میخواهی و وسطِ کار نظرت عوض نشود، ساعتهای کمتری صرف میشود و عدد پایینتر میآید. برعکسش هم درست است؛ بیتصمیمی گرانترین چیزی است که میشود به یک پروژه اضافه کرد و هیچکس هم آن را در فاکتور نمینویسد.
بازارِ امروزِ ایران واقعاً چه عددهایی میدهد
بذار تصویرِ کلیِ بازار را بدهم، بدونِ اینکه بخواهم رقیبی را خراب کنم. سرِ پایینِ طیف، قالبهای آماده هستند. اینجا قیمت میتواند از چند صد هزار تومان شروع شود؛ عملاً یک قالبِ از پیشساخته میخری که صدها نفرِ دیگر هم دارندش، متن و عکسِ خودت را داخلش میریزی و تمام. برای تستِ یک ایده یا یک شروعِ خیلی کوچک، همین هم میتواند کافی باشد و من نمیخواهم وانمود کنم که همیشه بد است.
سرِ بالای طیف، پروژههای کاملاً اختصاصی هستند. در بازارِ ایران برای کدنویسی اختصاصی قیمتهایی از حدودِ هشتاد تا سیصدوشصت میلیون تومان هم دیده شده. این بازهی بزرگ الکی نیست؛ آن بالا معمولاً تیمهای بزرگ و پروژههای سازمانیاند که چند نفر ماهها رویشان کار میکنند. اگر کسبوکارِ تو در آن مقیاس است، آن عددها هم منطقیاند. ولی بیشترِ کسبوکارهای متوسطِ ایرانی در آن دسته نیستند و لازم هم نیست باشند.
بینِ این دو سر، یک شکافِ بزرگ هست: کسی که قالبِ آماده برایش کم است، ولی قرار هم نیست بودجهی سرِ بالای بازار را بپردازد. یک طلافروشِ خوب، یک داروخانه، یک فروشگاهِ لوازمِ یدکی، یک دفترِ خدماتِ فنی. اینها سایتی میخواهند که واقعاً مالِ خودشان باشد و کند و شبیهِ بقیه نباشد، ولی بودجهشان اندازهی یک پروژهی سازمانی نیست. ما دقیقاً برای همین وسط ساخته شدهایم.
تا وقتی محدودهی کار روشن نشود، مقایسهی دو قیمت مثل مقایسهی وزنِ دو جعبهی دربسته است.
عددهای ما؛ بدونِ «برای قیمت تماس بگیرید»
عددهای ما روی همین سایت نوشته شدهاند و برای شنیدنشان لازم نیست با کسی چانه بزنی. جعبه باز است. «برای قیمت تماس بگیرید» را دوست نداریم؛ معنای پنهانش اغلب این است که رقم بعد از براندازکردنِ خودت ساخته میشود، نه بر اساسِ کاری که قرار است انجام شود. سایتِ شرکتی سه اندازه دارد: تا چهار صفحه بیست میلیون تومان، تا هشت صفحه سی میلیون، تا دوازده صفحه چهل میلیون که درگاهِ پرداخت و راهنماییِ پروندهی اینمادِ تکستاره هم کنارش میآید. هفت تا ده روزِ کاری بعد، سایت مالِ توست.
فروشگاهِ آنلاین هم سه پلن دارد: سیوپنج، چهلوپنج و پنجاهوپنج میلیون تومان، با تحویلِ ده تا چهارده روزِ کاری. هر سه پلن کاملاً اختصاصی نوشته میشوند، سبدِ خرید و پنلِ مدیریت دارند، درگاهِ پرداختِ ایرانی رویشان راه میافتد و برای اینماد قدمبهقدم راهنماییات میکنیم. فرقشان در وسعتِ کار است: تعدادِ محصول، پیچیدگیِ دستهبندی و فیلتر، و قابلیتهایی که مخصوصِ کارِ توست و هیچ فروشگاهِ دیگری لازمشان ندارد.
پشتیبانیِ ماهانه جدا و کاملاً اختیاری است: برای سایتِ شرکتی پنج، شش یا هفت میلیون تومان در ماه و برای فروشگاه شش، هشت یا ده میلیون تومان. عمداً جدایش کردهایم. خیلیها بعد از تحویل خودشان متن و محصول را عوض میکنند و کارِ چندانی با ما ندارند؛ بعضیها هم میخواهند ما همیشه کنارشان باشیم و هر هفته چیزی اضافه شود. منصفانه نیست هر دو یک پول بدهند.
شاید بپرسی چرا یک عددِ ثابت نمیگذاریم. چون اگر یک عدد بگذاریم، دو راه بیشتر نداریم: یا باید از همه گرانترین حالت را بگیریم، یا وسطِ کار برای هر چیزِ اضافه صورتحسابِ تازه بفرستیم. هر دو بد است و هر دو اعتماد را از بین میبرد. سه پلن یعنی از همان روزِ اول معلوم است پروژهی تو کجا میایستد و قرار نیست عدد وسطِ راه عوض شود.

هشت چیزی که عدد را بالا و پایین میبرد
قیمت روی هوا تعیین نمیشود. هر بار که ما به عددِ بالاتری میرسیم، پشتش یکی از این هشت چیز نشسته است. اگر اینها را بشناسی، حتی قبل از اینکه از کسی قیمت بگیری میتوانی حدس بزنی پروژهات کجا میافتد؛ و مهمتر از آن، میفهمی کدامهایش را همین حالا واقعاً لازم داری و کدامهایش میتواند فازِ دوم باشد و شش ماهِ دیگر اضافه شود.
۵تعداد صفحه و عمقِ محتوا.
چهار صفحه با دوازده صفحه فقط سه برابر کار نیست؛ صفحههای بیشتر یعنی ساختارِ منوی پیچیدهتر، متنِ بیشتر و پیوندهای داخلیِ بیشتری که باید منطقی چیده شوند. دو: فروشگاهیبودن. لحظهای که سبدِ خرید و پرداختِ آنلاین وارد شود، سایت از یک ویترین تبدیل به یک سامانه میشود؛ موجودی، وضعیتِ سفارش، هزینهی ارسال و برگشتِ کاربر از درگاه همه باید بینقص کار کنند. برای همین طراحی سایت فروشگاهی از سایتِ شرکتی گرانتر شروع میشود.
۶محتوا و عکس.
این پنهانترین عاملِ قیمت است. اگر متن و عکسِ آماده داری، بخشِ بزرگی از کار از قبل انجام شده. اگر نداری، یکی باید بنویسدشان و تصویرها باید ساخته یا عکاسی شوند. در دستههایی که مشتری عملاً با چشم میخرد — عینک و ساعت، همان بازارهایی که دیدآرا و کرونوس در آنها کار میکنند — کیفیتِ تصویر تقریباً نصفِ کار است و هیچ کدی جایش را نمیگیرد.
۷عمقِ پنلِ مدیریت.
اینکه فقط بتوانی متن و عکس را عوض کنی یک چیز است؛ اینکه گزارشِ فروش ببینی، وضعیتِ سفارش را تغییر بدهی، کدِ تخفیف بسازی و موجودی را دستهای بهروز کنی چیزِ دیگری. هرچه بخواهی بعد از تحویل مستقلتر باشی، پنل باید کاملتر ساخته شود و همین روی عدد اثر میگذارد. البته این یکی از معدود هزینههایی است که معمولاً خودش را زود پس میدهد، چون دیگر برای هر تغییرِ کوچک منتظرِ کسی نمیمانی.
۸اتصالها.
درگاهِ پرداخت، پیامکِ اطلاعرسانی، ابزارهای آمار، و آمادهسازیِ سایت برای پروندهی اینماد. هر اتصال یک مسیرِ تازه برای آزمایش میسازد؛ باید مطمئن شوی پرداختِ ناموفق چه سرنوشتی پیدا میکند، مشتری بعد از برگشت از درگاه کجا میرود و اطلاعاتِ سایت با اطلاعاتِ ثبتشده میخواند. اینها در نگاهِ اول اصلاً دیده نمیشوند، ولی وقت میبرند و اگر ناقص انجام شوند دقیقاً سرِ اولین سفارشِ واقعی خودشان را نشان میدهند.
۹دوزبانهبودن.
اگر مخاطبت فقط داخلِ ایران نیست، عملاً باید دو نسخه از همهچیز را همیشه هماهنگ نگه داری؛ راستچین و چپچین، دو لحن و دو انتظارِ متفاوت از خرید. نمونهکارهای ما برای بازارِ بیرون ویجیل و چپمن موبیل هستند و طبیعی است که این نوع پروژه از یک سایتِ تکزبانه کارِ بیشتری ببرد.
۱۰جزئیاتِ بصری و حرکت.
یک صفحهی ساده و تمیز سریع ساخته میشود؛ صفحهای که موقعِ اسکرول اجزایش نرم میآیند و میروند و حسِ یک برندِ گران را منتقل میکند، وقتِ بیشتری میخواهد. این هزینه همیشه لازم نیست و من به همه پیشنهادش نمیدهم، ولی در بعضی صنفها — طلا، ساعت، برندهای لوکس — همین حس بخشِ بزرگی از دلیلِ خرید است.
۱۱تصمیمهای گرفتهنشده.
این یکی را کمتر کسی به تو میگوید، ولی از تجربهی خودمان مهمترینشان است. پروژهای که وسطِ کار سه بار ساختارِ منو و دو بار متنِ صفحهی اصلیاش عوض میشود، هم دیرتر تحویل میشود هم گرانتر تمام میشود. هرچه قبل از شروع بیشتر تصمیم گرفته باشی، پولِ کمتری بابتِ دوبارهکاری میدهی. این تنها جایی است که تو، بدونِ چانهزدن، میتوانی مستقیم قیمت را پایین بیاوری.
سایتِ شرکتی یا فروشگاهی؛ کدام را واقعاً لازم داری
خیلیها بیدلیل سراغِ فروشگاه میروند و شش ماه بعد میبینند پنلِ محصولشان تقریباً خالی مانده. اگر محصولت سفارشی است، تعدادش کم است و مشتری آخرش باید با تو حرف بزند تا خرید نهایی شود، شاید همان پلنِ چهل میلیونیِ سایتِ شرکتی که درگاهِ پرداخت دارد برایت کافی باشد؛ چند صفحهی درست، معرفیِ خدمات و یک راهِ پرداخت. فقط حواست باشد درگاه در همان پلن هست، نه در پلنهای پایینتر.
برعکسش هم اتفاق میافتد. کسی که واقعاً کالای متنوع میفروشد و مشتری باید بگردد، فیلتر کند و مقایسه کند، با یک سایتِ معرفیِ ساده جایی نمیرسد. در لوازمِ یدکی و قطعاتِ خودرو — بازاری که یدکسرا و پیمانکار در آن کار میکنند — مشتری اغلب اسمِ دقیقِ قطعه را هم بلد نیست؛ اینجا اگر جستوجو و دستهبندی درست ساخته نشود، مشتری گیج میشود و میرود. در طلا هم قیمتِ متغیر خودش یک مسئلهی جداست و زرنگار دقیقاً در همین بازار کار میکند.
یک راهِ ساده برای تصمیمگیری: بنویس آخرین ده مشتریات دقیقاً چطور از تو خرید کردهاند. اگر بیشترشان قبل از پرداخت با تو حرف زدهاند و مشورت خواستهاند، سایتِ شرکتیِ خوب کافی است. اگر بیشترشان فقط دنبالِ دیدنِ موجودی و قیمت و ثبتِ سفارش بودهاند، فروشگاه لازم داری. این تمرینِ پنجدقیقهای بارها جلوی هزینهی اضافه را گرفته و بارها هم جلوی ساختنِ سایتی را گرفته که از روزِ اول کوچک بوده.
هزینههایی که در پیامِ اول به تو نمیگویند
قیمتی که در اولین پیام میشنوی تقریباً همیشه فقط «ساخت» است. چند چیزِ دیگر هم وجود دارد که اگر از اول ندانی، وسطِ راه غافلگیر میشوی و حسِ بدی نسبت به کلِ پروژه پیدا میکنی. من ترجیح میدهم همین حالا بشماریمشان، حتی اگر شنیدنشان اول کار خوشایند نباشد.
دامنه و میزبانی. اینها سالانه تمدید میشوند و عددشان بسته به سرویس و شرایطِ بازار فرق میکند، برای همین اینجا رقمِ ثابتی نمیدهم. ولی حتماً قبل از قرارداد دو چیز را بپرس: دامنه به نامِ چه کسی ثبت میشود و کنترلِ میزبانی دستِ کیست. همین دو تا بارها دلیلِ گروگانگرفتهشدنِ سایتِ آدمها بوده و معمولاً هم روزی معلوم میشود که آدم میخواهد از آن مجموعه جدا شود.
نمادِ اعتمادِ الکترونیکی، همان اینماد. یک مسیرِ اداری دارد؛ مدارکِ هویتی و مجوزِ کسبوکار میخواهد و اطلاعاتِ سایت باید با اطلاعاتِ ثبتشده بخواند. عمداً عدد و مهلتِ دقیق نمینویسم، چون این رویهها هر چند وقت یکبار عوض میشود و هر رقمی که امروز بنویسم ممکن است چند ماهِ دیگر گمراهکننده باشد. کاری که ما میکنیم این است که سایت را از نظرِ فنی آمادهی این مسیر میکنیم و در مراحلش راهنماییات میکنیم.
درگاهِ پرداخت. برای درگاهِ رسمی هم مدارکِ کسبوکار لازم است و روی هر تراکنش کارمزد وجود دارد. باز هم عددش را نمیگویم چون ثابت نیست؛ فقط بدان که هست و باید در حاشیهی سودت حسابش کنی، مخصوصاً اگر کالاهایت ارزان و تعدادِ سفارشهایت زیاد است. همین حکم دربارهی سرویسِ پیامک هم صدق میکند؛ اگر میخواهی مشتری بعد از ثبتِ سفارش پیامک بگیرد، این هم یک هزینهی مصرفیِ جداست.
و مهمتر از همه، هزینهی تغییرات بعد از تحویل. اینجا همان جایی است که خیلیها زخم میخورند: سایت ارزان ساخته میشود، ولی هر تغییرِ کوچک بعدش پول میخواهد و آخرِ سال جمعِ همان پولهای کوچک از قیمتِ اولیه بیشتر درمیآید. قبل از امضا فقط همین یک سؤال را بپرس: «عوضکردنِ یک متن یا یک عکس بعد از تحویل چطور حساب میشود؟» جوابِ این سؤال بیشتر از هر چیزِ دیگری به تو میگوید سالِ بعد چقدر خرج خواهی کرد.

قبل از هر پرداختی، پیشنمایش صفحهی اصلی سایتت را رایگان ببین.
شروع کنچرا ارزانترین گزینه معمولاً گرانتر تمام میشود
بذار منصف باشم: قالبِ آماده همیشه غلط نیست. اگر بودجهات واقعاً کم است و فقط میخواهی ببینی این کار آنلاین جواب میدهد یا نه، شروعکردن با یک قالبِ ارزان از شروعنکردن بهتر است. کسی که هیچوقت شروع نمیکند، هیچوقت هم یاد نمیگیرد بازارش چطور خرید میکند و اول از همه چه چیزی را میپرسد.
ولی جایی که ماجرا بدقلق میشود این است: قالبِ آماده برای هر قابلیتِ اضافه یک افزونه میخواهد، هر افزونه سایت را سنگینتر و کندتر میکند، و همان افزونهها بزرگترین دروازهی نفوذ هم هستند. مشتریِ ایرانی که با اینترنتِ موبایل وارد میشود منتظرِ صفحهی کُند نمیماند؛ برمیگردد به نتایجِ جستوجو و روی سایتِ بعدی میزند. کندی در یک فروشگاه مستقیم یعنی پول.
این را از تجربه میگویم چون بارها تکرار شده: مشتری میآید که پارسال یک سایتِ خیلی ارزان گرفته، حالا کند است، شبیهِ هزار سایتِ دیگر است، کدش دستِ کسی است که دیگر جواب نمیدهد و هر تغییرِ کوچک تبدیل به جنگ شده. آخرش از صفر میسازیم؛ یعنی دو بار پول داده است. ارزانترین قیمت وقتی کیفیت پشتش نباشد، پرداخت را حذف نمیکند؛ فقط عقب میاندازد و معمولاً گرانترش میکند.
داخلِ قیمتِ ما دقیقاً چه چیزی هست
ما وردپرس کار نمیکنیم و از قالبِ آماده استفاده نمیکنیم؛ همهچیز از صفر نوشته میشود. ابزارِ ما دو فناوریِ استانداردِ دنیای وب است:
Next.js / React
ولی مهمتر از اسمِ ابزار این است که سایتی که تحویل میگیری فقط همان چیزی را دارد که لازم داری، نه یک خطِ اضافه. برای همین سبک است، سریع بالا میآید و افزونهای ندارد که فردا بهروزرسانی نشود و سایتت را زمین بزند. کدنویسی اختصاصی دقیقاً یعنی همین: هر تکهای که در سایت هست برای کارِ تو نوشته شده و هیچ چیزِ اضافهای بابتِ سازگاری با هزار کسبوکارِ دیگر حمل نمیشود.
و یک بند که خیلیها جدیاش نمیگیرند: سورسکدِ سایت بعد از تحویل کاملاً مالِ خودت است. یعنی اگر فردا خواستی با تیمِ دیگری ادامه بدهی، سایتت گروگانِ ما نیست. این بند را از هر کسی که با او کار میکنی بخواه، حتی اگر آن آدم ما نباشیم؛ چون تفاوتِ سایتی که مالِ توست با سایتی که فقط در اختیارِ توست، همان روزی معلوم میشود که دیگر نمیخواهی با سازندهاش کار کنی.
سایتی که کدش مالِ تو نیست، داراییات نیست؛ اجارهای است که هنوز قبضش را ندیدهای.
سئو: چه چیزی میخری و چه چیزی را نباید بخری
سایتِ دیدهنشده، ویترینِ مغازهای در کوچهی بنبست است. پس سئو واقعاً مهم است. ولی بذار دقیق بگویم ما چه میدهیم و چه نمیدهیم، چون بیشترین دروغِ این بازار همینجا گفته میشود. چیزی که میدهیم سئوی پایه است: ساختارِ درستِ صفحهها، عنوان و توضیحِ حسابشده برای هر صفحه، نشانیهای تمیز، نقشهی سایت، سرعتِ خوب روی موبایل و اینکه موتورِ جستوجو بتواند بدونِ دردسر همهی صفحهها را بخواند.
چیزی که نمیدهیم — و از هر کسی که میدهد فاصله بگیر — تضمینِ رتبه است. رتبه چیزی نیست که کسی بتواند سرِ قرارداد قولش را بدهد؛ نه ما، نه هیچ آژانسِ دیگری. رتبه نتیجهی رقابت و زمان و محتواست، نه چیزی که کسی بتواند در یک قرارداد بفروشدش. اگر پای مذاکره این جمله را شنیدی، همانجا بدان طرف یا نمیداند دارد چه میگوید یا میداند و رو راست نیست.
نکتهی سومی هم هست که کمتر گفته میشود: سئو بازیِ بلندمدت است. متنی که به سؤالِ واقعیِ مشتری جواب بدهد، صفحهای که سریع باز شود و محتوایی که ماهبهماه اضافه شود، اثرشان را در طولِ ماهها نشان میدهند نه در طولِ هفتهها. پس وقتی داری بودجه میبندی حواست باشد که ساختِ سایت یک هزینهی یکباره است و دیدهشدنش یک کارِ ادامهدار؛ این دو را با هم قاطی نکن و انتظارِ یکی را از دیگری نداشته باش.
چطور بفهمی قیمتی که میدهی منصفانه است
برای مقایسهی درست، هیچوقت دو عدد را کنارِ هم نگذار؛ دو محدودهی کار را کنارِ هم بگذار. بپرس این عدد شاملِ چند صفحه، کدام قابلیتها، چه مقدار محتوا و چه مدت پشتیبانی است. تا وقتی محدوده یکی نشود، مقایسهی قیمت فقط ارزانترین آدم را برنده میکند، نه مناسبترین را. و ارزانترین آدم معمولاً همان کسی است که کمترین چیز را قول داده و تو متوجهش نشدهای.
این سؤالها را قبل از امضا بپرس و ترجیحاً جوابِ کتبی بگیر: سایت روی قالبِ آماده ساخته میشود یا کدِ اختصاصی؟ سورسکد بعد از تحویل مالِ کیست؟ دامنه به نامِ کیست و کنترلِ میزبانی دستِ کیست؟ دقیقاً چند روزِ کاری تحویل میدهی؟ این قیمت شاملِ چند صفحه است و چه چیزی بیرونش میماند؟ متن و عکس با کیست، من یا شما؟
و ادامهاش: پشتیبانی شاملِ چه چیزهایی است و ماهانه چقدر؟ تغییرِ متن و عکس بعد از تحویل چطور حساب میشود؟ درگاه و پروندهی اینماد را چه کسی پیگیری میکند؟ آموزشِ کار با پنل میدهی یا خودم باید سر دربیاورم؟ دربارهی سئو دقیقاً چه چیزی را تعهد میکنی؟ و آخری که از همه مهمتر است: نمونهکارِ زنده داری که همین حالا خودم بازش کنم؟
روی همین آخری تأکید دارم. نمونهکارِ زنده یعنی سایتی که خودت بازش میکنی، در موبایلت میچرخانی و سرعتش را حس میکنی؛ نه یک تصویرِ خوشگل در یک اسلاید. در صفحهی نمونهکارها زرنگار، یدکسرا، مهردارو، دیدآرا، کرونوس، اویلرو، پیمانکار و شیکر پلاس همه زندهاند و برای بازارِ بیرون هم ویجیل و چپمن موبیل هست. یک دیوارِ پر از لوگو نمونهکار نیست؛ سایتی که باز میشود و کار میکند نمونهکار است.
قبل از گرفتنِ قیمت، اینها را آماده کن
یک نکتهی عملی که کمتر گفته میشود: هرچه اطلاعاتت موقعِ گرفتنِ قیمت کاملتر باشد، هم عددِ دقیقتری میگیری، هم پروژه سریعتر تحویل میشود. بیشترِ تأخیرهایی که ما دیدهایم تقصیرِ کد نبوده؛ تقصیرِ اطلاعاتی بوده که هنوز آماده نشده و همه منتظرش ماندهاند.
اول، فهرستِ صفحهها یا محصولها. حتی اگر ناقص است روی کاغذ بیاورش؛ همین یک فهرست بیشتر از هر توضیحی مشخص میکند پروژهات چقدر بزرگ است. دوم، متن. لازم نیست نویسنده باشی؛ همان چیزی را بنویس که موقعِ فروش به مشتری میگویی. سوم، عکس. مشخص کن داری یا نه و اگر نداری برایش وقت و بودجه بگذار؛ سایت را میشود در دو هفته ساخت، ولی عکاسیِ صد محصول در دو هفته کارِ سختی است.
چهارم، مدارکِ کسبوکار برای درگاه و اینماد. این مسیرِ اداری موازی با ساختِ سایت جلو میرود و اگر دیر شروع شود، سایت آماده میشود ولی هنوز نمیتوانی پول بگیری. پنجم، این تصمیم که بعد از تحویل چه کسی سایت را بهروز نگه میدارد؛ خودت یا ما. جوابِ همین سؤال مشخص میکند پشتیبانیِ ماهانه برایت لازم است یا نه و آیا باید از حالا در بودجهی سالانهات جایی برایش باز کنی.
ما چطور کار میکنیم و چرا اول پول نمیگیریم
پایهی ما اهواز است. اگر در اهواز یا خوزستان هستی میتوانیم رودررو بنشینیم و پروژه را روی همان میز جلو ببریم. برای بقیهی ایران کار کاملاً غیرحضوری پیش میرود و صادقانه بگویم بخشِ زیادی از پروژههایمان همینطور تحویل شده. دفترِ الکی در شهرهای دیگر نداریم و ادعایش را هم نمیکنیم؛ ترجیح میدهیم بهجای آدرسِ ساختگی، نمونهکارِ زنده نشانت بدهیم.
مسیرِ کار هم پیچیده نیست: اول میفهمیم دقیقاً چه میفروشی و مشتریت چطور تصمیم میگیرد، بعد محدودهی کار و پلن روشن میشود، بعد ساخت شروع میشود، و در پایان پنل را تحویل میگیری و یاد میگیری خودت متن و محصول و قیمت را عوض کنی. هدفمان این است که بعد از تحویل، برای هر تغییرِ کوچک مجبور نباشی به ما وابسته باشی.
و کاری که فکر میکنم منصفانهترین بخشِ کارمان است: قبل از هر پرداختی، در کمتر از ۴۸ ساعت یک پیشنمایش رایگان از صفحهی اصلیِ سایتِ تو میسازیم. با نام و برند و کالای خودت، نه یک قالبِ عمومی. تنها چیزی که حساب میشود ۲۲۰ هزار تومان بابتِ تولیدِ تصویرهای اختصاصیِ همان نمونه است، چون ساختِ آن تصویرها برای ما هزینهی واقعی دارد. بقیهاش رایگان است؛ پسندیدی ادامه میدهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.
جمعبندی ساده است. قیمت طراحی سایت از چند صد هزار تومانِ قالبِ آماده تا صدها میلیونِ پروژههای سازمانی پخش است و هر دو سرِ این طیف مشتریِ خودشان را دارند. کارِ تو این نیست که کمترین عدد را پیدا کنی؛ این است که بدانی بابتِ چه پول میدهی، محدودهی کار را روی کاغذ بیاوری، هزینههای بعد از تحویل را از همان اول بپرسی و قبل از پرداخت خروجی را با چشمِ خودت ببینی.
و اگر میخواهی بهجای حرفزدن دربارهی عدد، خودِ نتیجه را ببینی، از همان نمونهی رایگان شروع کن. کافی است بگویی کارت چیست و چه میخواهی؛ کمتر از ۴۸ ساعت بعد صفحهی اصلیِ سایتت را میبینی. آنوقت حرفزدن دربارهی قیمت خیلی راحتتر میشود، چون دیگر داری دربارهی یک چیزِ واقعی تصمیم میگیری، نه دربارهی یک وعده.
سایتی میخواهی که درست ساخته شود؟
صفحهی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت میسازیم و نشانت میدهیم. پسندیدی ادامه میدهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.
خواندن را ادامه بده


