قیمت طراحی سایت فروشگاهی در ۱۴۰۵؛ جدول واقعی، عوامل مؤثر و هزینههای پنهان
قیمت طراحی سایت فروشگاهی از چند صد هزار تومان تا صدها میلیون شنیده میشود. جدول قیمت واقعی، هفت عاملی که عدد را جابهجا میکند و هزینههای پنهانی که کسی نمیگوید.

بذار با یک صحنهی آشنا شروع کنم. تصمیم گرفتهای فروشگاه اینترنتی راه بیندازی، به پنج جا پیام دادهای و پنج عددِ کاملاً متفاوت گرفتهای؛ یکی گفته چند صد هزار تومان، یکی گفته چند صد میلیون. حالا نشستهای و نمیدانی کدامشان دارد سرت کلاه میگذارد. جوابِ ناراحتکننده این است: احتمالاً هیچکدام. هر پنج نفر دارند دربارهی چیزهای کاملاً متفاوتی حرف میزنند و اسمِ همهشان را گذاشتهاند «سایت فروشگاهی».
قیمت طراحی سایت فروشگاهی دقیقاً مثلِ قیمتِ «یک ماشین» است. تا نگویی پراید میخواهی یا خودروی وارداتی، هر عددی که بشنوی بیمعنی است. یک فروشگاه میتواند ده محصولِ ثابت داشته باشد و یک فروشگاه میتواند چند هزار محصول با رنگ و سایز و موجودیِ جدا و تخفیفِ پلکانی داشته باشد. این دو از زمین تا آسمان فرق دارند، ولی هر دو در گوگل زیرِ یک اسم جستوجو میشوند.
در این مقاله میخواهم کاری کنم که وقتی رسیدی سرِ میزِ مذاکره، دقیق بدانی بابتِ چه پول میدهی: بازههای واقعیِ بازار، جدولِ شفافِ خودمان، آن هفت عاملی که عدد را بالا و پایین میبرد، هزینههایی که معمولاً کسی از اول نمیگویدشان، و چند سؤالِ ساده که فقط با پرسیدنشان جلوی بیشترِ ضررها را میگیری.
بازارِ امروز واقعاً چه قیمتی میدهد؟
بذار اول تصویرِ کلیِ بازار را بدهم، بیآنکه بخواهم رقیبکشی کنم. دستِکم سه دسته فروشنده وجود دارد و هر سه هم مشتریِ خودشان را دارند؛ فقط باید بدانی داری با کدامشان حرف میزنی.
دستهی اول، قالبهای آماده است. اینجا قیمت میتواند از چند صد هزار تومان شروع شود. عملاً یک قالبِ از پیشساخته میخری که هزار نفرِ دیگر هم دارندش، محصولاتت را تویش میریزی و تمام. برای تستِ یک ایده یا یک شروعِ خیلی کوچک، همین هم میتواند کافی باشد و من نمیخواهم وانمود کنم که همیشه بد است.
دستهی دوم و سوم، کدنویسیِ اختصاصی است. در بازارِ ایران برای فروشگاهِ اختصاصی قیمتهایی از حدودِ ۸۰ تا ۳۶۰ میلیون تومان هم دیده شده. این بازهی بزرگ الکی نیست؛ سرِ بالای طیف معمولاً پروژههای سازمانی و تیمهای بزرگاند. ولی واقعیت این است که بیشترِ کسبوکارهای متوسطِ ایرانی نه به قالبِ چند صد هزار تومانی نیاز دارند و نه به پروژهای در سرِ بالای این بازه.
بینِ این دو دنیا یک شکاف هست: کسی که قالبِ آماده برایش کم است، ولی قرار هم نیست بودجهی سرِ بالای بازار را بپردازد. ما دقیقاً برای همین وسط ساخته شدهایم؛ فروشگاهِ کاملاً اختصاصی، بدون وردپرس و بدون قالبِ آماده، با قیمتی که برای یک کسبوکارِ واقعی قابلِ پرداخت باشد.
عددی که میشنوی، تا وقتی ندانی شاملِ چیست، فقط یک صداست؛ نه قیمت.
جدولِ قیمتِ ما برای فروشگاه آنلاین
ما تصمیم گرفتیم قیمتها را روی سایت بگذاریم، چون خودمان از «برای قیمت تماس بگیرید» بدمان میآید. صفحهی تعرفهها همهی این عددها را با جزئیاتِ بیشتر دارد، ولی خلاصهاش این است.
فروشگاهِ آنلاین سه پلن دارد: ۳۵، ۴۵ و ۵۵ میلیون تومان. هر سه کاملاً اختصاصی کدنویسی میشوند، هر سه سبدِ خرید و پنلِ مدیریت دارند، در هر سه درگاهِ پرداختِ ایرانی راه میافتد و برای گرفتنِ اینماد قدمبهقدم راهنماییات میکنیم. فرقشان در وسعتِ کار است: تعدادِ محصول، پیچیدگیِ دستهبندی و فیلتر، و قابلیتهایی که مخصوصِ کسبوکارِ توست. صفحهی طراحی سایت فروشگاهی همین تفاوتها را بازتر توضیح داده.
شاید بپرسی چرا یک عددِ ثابت نداریم. چون اگر یک عدد بگذاریم، یا باید گرانترین حالت را از همه بگیریم، یا وسطِ کار برای هر چیزِ اضافه صورتحسابِ جدید بفرستیم. سه پلن یعنی از همان اول روشن است پروژهی تو کجا میایستد و قرار نیست وسطِ راه عدد عوض شود.
پشتیبانیِ ماهانه جداست و کاملاً اختیاری: ۶، ۸ یا ۱۰ میلیون تومان در ماه. عمداً جدایش کردهایم، چون خیلیها بعد از تحویل خودشان محصول اضافه میکنند و کارِ چندانی با ما ندارند؛ بعضیها هم میخواهند ما مدام کنارشان باشیم. منصفانه نیست هر دو یک پول بدهند.
زمانِ تحویلِ فروشگاه ۱۰ تا ۱۴ روزِ کاری است. این عدد را از روی تجربه میگویم نه برای خوشآمدِ کسی؛ بخشِ بزرگی از کارِ یک فروشگاه، مرتبکردنِ اطلاعاتِ محصول و تستِ مسیرِ خرید است و عجلهکردن در همین بخش، همان جایی است که فروشگاهها خراب تحویل داده میشوند.
اگر هنوز مطمئن نیستی اصلاً فروشگاه لازم داری یا نه، عددهای سایتِ شرکتی را هم بدان تا مقایسه دستت بیاید: ۲۰ میلیون تا چهار صفحه، ۳۰ میلیون تا هشت صفحه، و ۴۰ میلیون تا دوازده صفحه بههمراه درگاهِ پرداخت و اینمادِ تکستاره. پشتیبانیِ ماهانهاش ۵، ۶ یا ۷ میلیون تومان است و تحویلش ۷ تا ۱۰ روزِ کاری.
این مقایسه مهم است، چون خیلیها بیدلیل سراغِ فروشگاه میروند. اگر محصولت سفارشی است، تعدادش کم است و مشتری آخرش باید با تو حرف بزند تا خرید نهایی شود، شاید همان پلنِ چهل میلیونیِ سایتِ شرکتی که درگاهِ پرداخت دارد برایت کافی باشد؛ صفحهی معرفی، چند صفحهی محتوا و یک راهِ پرداخت. فقط حواست باشد درگاه فقط در همان پلنِ چهل میلیونی هست، نه در پلنهای پایینتر. ما هم همین را میگوییم؛ فروختنِ پلنِ گرانتر به کسی که لازمش ندارد، فقط یک مشتریِ ناراضی میسازد.

چهار چیزی که اول از همه قیمتِ فروشگاهت را جابهجا میکند
قیمت روی هوا تعیین نمیشود. هر بار که ما به عددِ بالاتری میرسیم، پشتش یکی از هفت چیز نشسته است. چهارتای اولش را اینجا میگویم و سهتای بعدی را در بخشِ بعد. اگر اینها را بشناسی، میتوانی خودت قبل از پرسیدن حدس بزنی پروژهات در کدام پلن میافتد.
۴تعداد و تنوعِ محصول.
صد محصولِ ساده با صد محصولی که هرکدام سه رنگ و پنج سایز دارند و موجودیِ هر ترکیب باید جدا حساب شود، دو پروژهی متفاوتاند. تنوعِ محصول بیسروصداترین عاملِ گرانشدنِ یک فروشگاه است؛ چون در ظاهر چیزی عوض نمیشود، ولی پشتِ صحنه همهچیز پیچیدهتر میشود.
۵پیدا کردنِ محصول.
در بعضی حوزهها مشتری اسمِ دقیقِ چیزی که میخواهد را بلد نیست؛ در لوازمِ یدکی و قطعاتِ خودرو — همان بازاری که یدکسرا و پیمانکار در آن کار میکنند — این کاملاً عادی است. هرچه پیدا کردنِ محصول برای مشتری سختتر باشد، باید روی جستوجو، دستهبندی و فیلتر بیشتر کار شود و همین مستقیم روی قیمت اثر میگذارد. نبودنش هم نتیجهی سادهای دارد: مشتری گیج میشود و میرود.
۶قیمت و موجودیِ متغیر.
در بعضی دستهها قیمت ثابت نیست؛ طلا نمونهی روشنش است و زرنگار هم در همین بازار کار میکند. هر جا عدد به نرخِ روز وابسته باشد یا پشتِ قیمت یک محاسبه بخوابد، کارِ فنی از یک فروشگاهِ ساده بیشتر میشود. همین حکم دربارهی موجودی هم صدق میکند؛ فروشگاهی که موجودیاش سریع بالا و پایین میرود، به نظمِ بیشتری نیاز دارد.
۷قوانینِ ارسال و پرداخت.
تحویلِ داخلِ شهر، پستِ سراسری، پرداخت در محل، هزینهی ارسالِ پلهای بر اساسِ وزن یا مبلغِ سبد؛ هرکدام یک تصمیمِ کسبوکاری است که باید در کد پیاده شود و برای مشتری بیابهام دربیاید. هرچه این قوانین بیشتر و استثناهایش زیادتر باشد، هم ساختنش وقت بیشتری میبرد، هم بعد از تحویل بیشتر باید مراقبش بود.
سه عاملِ دیگر که معمولاً دیر معلوم میشوند
۹عمقِ پنلِ مدیریت.
اینکه فقط بتوانی محصول اضافه کنی یک چیز است؛ اینکه گزارشِ فروش ببینی، وضعیتِ سفارش را عوض کنی، کدِ تخفیف بسازی و موجودی را دستهای بهروز کنی چیزِ دیگری. در بازارهایی که اطلاعاتِ محصول حساس است — داروخانه که مهردارو در همان حوزه است نمونهی خوبی است — نظم و دقتِ همین پنل از ظاهرِ سایت مهمتر میشود.
۱۰محتوا و عکس.
این پنهانترین هزینهی هر فروشگاه است. عکسِ محصولِ بد، بهترین طراحی را هم بیاثر میکند و هیچ کدی نمیتواند جبرانش کند. در دستههایی که مشتری عملاً با چشم میخرد — عینک و ساعت، همان بازارهایی که دیدآرا و کرونوس در آنها هستند — کیفیتِ تصویر تقریباً نصفِ کار است. اگر عکسِ درستوحسابی نداری، همین حالا در بودجهات جایی برایش باز کن.
۱۱چندزبانهبودن و بازارِ بیرون از ایران.
اگر مخاطبت فقط داخلِ ایران نیست، عملاً باید دو نسخه از محتوا را همیشه هماهنگ نگه داری؛ راستچین و چپچین، دو زبان و دو انتظارِ متفاوت از خرید. نمونهکارهای ما برای بازارِ جهانی ویجیل و چپمن موبیل هستند و طبیعی است که این نوع پروژه از یک فروشگاهِ تکزبانه گرانتر تمام شود.
جمعِ این هفتتا یک نتیجهی ساده دارد: هرچه تصمیمهای کسبوکاریِ تو بیشتر و ریزتر باشد، سایتت گرانتر میشود. این بد نیست؛ فقط باید بدانی داری بابتِ چه پول میدهی و کدامهایش را واقعاً همین حالا لازم داری و کدامها میتواند فازِ دوم باشد.
گرانترین بخشِ یک فروشگاه معمولاً چیزی است که در نگاهِ اول دیده نمیشود؛ نه ظاهرِ صفحه، بلکه منطقی که پشتِ سبدِ خرید میچرخد.
هزینههایی که کسی از اول به تو نمیگوید
قیمتی که در اولین پیام میشنوی تقریباً همیشه فقط «ساخت» است. چند چیزِ دیگر هم وجود دارد که اگر از اول ندانی، وسطِ راه غافلگیر میشوی و حسِ بدی نسبت به کلِ پروژه پیدا میکنی.
دامنه و هاست. اینها سالانه تمدید میشوند و عددشان بسته به سرویس و شرایطِ بازار فرق میکند، برای همین اینجا رقمِ ثابتی نمیدهم. ولی حتماً قبل از قرارداد بپرس دامنه به نامِ چه کسی ثبت میشود و کنترلِ هاست دستِ کیست. همین دو تا بارها دلیلِ گروگانگرفتهشدنِ سایتِ آدمها بوده است.
نمادِ اعتمادِ الکترونیکی، همان اینماد. گرفتنش یک مسیرِ اداری دارد؛ مدارکِ هویتی و مجوزِ کسبوکار میخواهد و اطلاعاتِ سایت باید با اطلاعاتِ ثبتشده بخواند. جزئیاتِ دقیقِ مبالغ و مهلتها را عمداً عدد نمیدهم، چون تغییر میکند و هر رقمی که امروز بنویسم ممکن است چند ماهِ دیگر گمراهکننده باشد. کاری که ما میکنیم این است که سایت را از نظرِ فنی آمادهی این مسیر میکنیم و در مراحلش راهنماییات میکنیم.
درگاهِ پرداخت. برای درگاهِ رسمی هم مدارکِ کسبوکار لازم است و روی هر تراکنش کارمزد وجود دارد. باز هم عددش را نمیگویم چون ثابت نیست؛ فقط بدان که هست و باید در حاشیهی سودت حسابش کنی، مخصوصاً اگر محصولاتت ارزان و تعدادِ سفارشهایت زیاد است.
پیامک و اطلاعرسانی. اگر میخواهی مشتری بعد از ثبتِ سفارش پیامک بگیرد، این هم یک سرویسِ جداست که هزینهی مصرفی دارد. رقمش در مقایسه با بقیه کوچک است، ولی بهتر است از همان اول رویش حساب کنی تا بعداً غافلگیر نشوی.
و مهمتر از همه، هزینهی تغییراتِ بعد از تحویل. این همان جایی است که خیلیها زخم میخورند: سایت ارزان ساخته میشود، ولی هر تغییرِ کوچک بعدش پول میخواهد و آخرِ سال جمعِ همان پولهای کوچک از قیمتِ اولیه بیشتر درمیآید. قبل از امضا فقط همین یک سؤال را بپرس: «تغییرِ متن و عکس بعد از تحویل چطور حساب میشود؟»

قبل از هر پرداختی، پیشنمایش صفحهی اصلی سایتت را رایگان ببین.
شروع کنقبل از گرفتنِ قیمت، اینها را آماده کن
یک نکتهی عملی که کمتر گفته میشود: هرچه اطلاعاتت موقعِ گرفتنِ قیمت کاملتر باشد، هم عددِ دقیقتری میگیری، هم پروژه سریعتر تحویل میشود. بیشترِ تأخیرها در فروشگاهها تقصیرِ کد نیست؛ تقصیرِ اطلاعاتی است که هنوز آماده نشده.
اول، فهرستِ محصول. حتی اگر ناقص است، یک فایلِ ساده بساز با نامِ محصول، قیمت، دستهبندی و ویژگیهایی مثل رنگ و سایز. همین یک فایل بیشتر از هر توضیحی مشخص میکند پروژهات چقدر بزرگ است و در کدام پلن میافتد.
دوم، عکس. مشخص کن عکسِ محصول داری یا نه و اگر داری، از چه کیفیتی. اگر نداری، این را جزوِ کارهای باقیمانده بنویس و برایش وقت و بودجه بگذار؛ یادت باشد سایت را میشود در دو هفته ساخت، ولی عکاسیِ صد محصول در دو هفته کارِ سختی است.
سوم، قوانینِ خودت. چطور ارسال میکنی، هزینهی ارسال چطور حساب میشود، پرداخت در محل داری یا نه، شرطِ مرجوعی چیست، و آیا برای خریدِ عمده قیمتِ متفاوتی میدهی. اینها را روی کاغذ بنویس. هر کدامشان که مبهم بماند، بعداً وسطِ ساخت به یک بحثِ طولانی تبدیل میشود.
چهارم، مدارکِ کسبوکار. برای درگاهِ پرداخت و اینماد به مدارکِ هویتی و مجوز نیاز داری. اگر هنوز نداریشان، بهتر است همان اول شروع کنی؛ چون این مسیرِ اداری موازی با ساختِ سایت جلو میرود و اگر دیر شروع شود، سایت آماده میشود ولی هنوز نمیتوانی پول بگیری.
پنجم، اینکه بعد از تحویل چه کسی سایت را بهروز نگه میدارد. اگر خودت یا یکی از همکارانت این کار را میکند، پنل باید ساده و آموزشپذیر باشد. اگر میخواهی دستِ ما بماند، همان پشتیبانیِ ماهانه معنا پیدا میکند. تصمیمگرفتن دربارهاش از همان اول، جلوی خیلی از سوءتفاهمها را میگیرد.
چرا ارزانترین گزینه معمولاً گران تمام میشود
بذار منصف باشم: قالبِ آماده همیشه غلط نیست. اگر بودجهات واقعاً کم است و میخواهی فقط ببینی محصولت آنلاین فروش میرود یا نه، شروعکردن با یک قالبِ ارزان از شروعنکردن بهتر است. کسی که هیچوقت شروع نمیکند، هیچوقت هم یاد نمیگیرد بازارش چطور خرید میکند.
ولی جایی که ماجرا بدقلق میشود این است: قالبِ آماده برای هر قابلیتِ اضافه یک افزونه میخواهد، هر افزونه سایت را سنگینتر و کندتر میکند، و همان افزونهها بزرگترین دروازهی نفوذ هم هستند. در یک فروشگاه، کندی مستقیم یعنی پول؛ مشتریِ ایرانی که با اینترنتِ موبایل وارد میشود، منتظرِ صفحهی کُند نمیماند.
این را از تجربه میگویم چون بارها تکرار شده: مشتری میآید که پارسال یک فروشگاهِ خیلی ارزان گرفته، حالا کند است، شبیهِ هزار سایتِ دیگر است، کدش دستِ کسی است که دیگر جواب نمیدهد و هر تغییری تبدیل به جنگ شده. آخرش از صفر میسازیم. یعنی دو بار پول داده است.
ما در فراکو وردپرس کار نمیکنیم؛ همهچیز از صفر کدنویسی میشود. ابزارِ ما برای این کار دو فناوریِ استانداردِ دنیای وب است:
Next.js / React
ولی مهمتر از اسمِ ابزار این است که سایتی که تحویل میگیری فقط همان چیزی را دارد که لازم داری، نه یک خطِ اضافه؛ برای همین سبک است و سریع بالا میآید. هیچ افزونهای هم نیست که فردا بهروزرسانی نشود و سایتت را زمین بزند.
یک بندِ دیگر هم هست که کمتر کسی موقعِ سفارش رویش دست میگذارد و بعداً دقیقاً همانجا گیر میکند: سورسکد. کدِ فروشگاهت بعد از تحویل مالِ خودت است، تمام. فردا با هر تیمِ دیگری خواستی ادامه بدهی، کد و محصولات را برمیداری و میروی؛ چیزی پیشِ ما گروگان نمیماند. صفحهی طراحی سایت اختصاصی این تفاوت را باز کرده است.
سئو: چه چیزی بخواه و چه چیزی را باور نکن
فروشگاهِ دیدهنشده، ویترینِ مغازهای در کوچهی بنبست است. پس سئو واقعاً مهم است. ولی بذار دقیق بگویم ما چه میدهیم و چه نمیدهیم، چون همینجا بیشترین دروغ در این بازار گفته میشود.
چیزی که میدهیم سئوی پایه است: ساختارِ درستِ صفحهها، عنوان و توضیحِ درست برای هر محصول، نشانیهای تمیز، نقشهی سایت، سرعتِ خوب روی موبایل و رعایتِ اصولی که موتورِ جستوجو بتواند سایتت را کامل بخواند. این پایه شرطِ لازم است؛ بدونش هر کارِ دیگری روی شن ساخته میشود.
چیزی که نمیدهیم — و از هر کسی که میدهد فاصله بگیر — تضمینِ رتبه است. هیچ تیمی مالکِ جایگاه تو در نتایج نیست. هر کس این جمله را گفت، یا نمیداند دارد چه میگوید، یا میداند و رو راست نیست. رتبه نتیجهی رقابت است، نه چیزی که کسی بتواند بفروشدش.
نکتهی سومی هم هست که کمتر گفته میشود: سئوی یک فروشگاه بازیِ بلندمدت است. صفحهی محصولِ خوب، توضیحِ اختصاصی بهجای متنِ کپیشده از تأمینکننده، عکسِ درست و محتوایی که به سؤالهای واقعیِ مشتری جواب بدهد؛ اینها ماهبهماه جواب میدهند نه هفتهبههفته. اگر کسی به تو نتیجهی فوری وعده داد، دارد چیزی میفروشد که وجود ندارد.
اگر کسی رتبهی یکِ گوگل را تضمین کرد، تو یک تضمینِ دیگر داری: طرف یا بلد نیست، یا صادق نیست.
چطور بفهمی داری قیمتِ منصفانه میدهی
برای مقایسهی درست، هیچوقت دو عدد را کنارِ هم نگذار؛ دو محدودهی کار را کنارِ هم بگذار. بپرس این عدد شاملِ چند صفحه، چند محصول، کدام قابلیتها و چه مدت پشتیبانی است. تا وقتی محدودهی کار یکی نشود، مقایسهی قیمت هیچ معنایی ندارد و فقط ارزانترین آدم برنده میشود، نه بهترین.
این سؤالها را قبل از امضا بپرس و ترجیحاً جوابِ کتبی بگیر: بعد از تحویل کدِ سایت مالِ کیست؟ دامنه به نامِ کیست؟ دقیقاً چند روزِ کاری تحویل میدهی؟ پشتیبانی شاملِ چه چیزهایی است و ماهانه چقدر؟ درگاه و اینماد را چطور پیش میبریم و مدارکش با کیست؟ آموزشِ کار با پنل میدهی یا خودم باید سر دربیاورم؟ نمونهکارِ زنده داری که همین حالا خودم بازش کنم؟
روی همین آخری تأکید دارم. نمونهکارِ زنده یعنی سایتی که خودت بازش میکنی، در موبایلت میچرخانی، محصول را در سبد میگذاری و سرعتش را حس میکنی؛ نه یک تصویرِ خوشگل. در صفحهی نمونهکارها زرنگار، یدکسرا، مهردارو، دیدآرا، کرونوس، اویلرو، پیمانکار و شیکر پلاس همه زندهاند و برای بازارِ بیرون هم ویجیل و چپمن موبیل هست. یک دیوارِ پر از لوگو نمونهکار نیست.
و سه زنگِ خطر: قیمتِ مبهمی که وسطِ کار مدام بالا میرود، «برای قیمت تماس بگیرید» بهجای عددِ شفاف، و نمونهکاری که لینکِ زنده ندارد. اگر جوابِ سؤالهایت را سرراست نگرفتی، همانجا بایست. صفحهی سؤالات متداولِ ما هم دقیقاً برای همین ساخته شده که مجبور نباشی برای هر سؤالِ ساده تماس بگیری و منتظرِ جواب بمانی.
ما چطور کار میکنیم و چرا اول پول نمیگیریم
پایهی ما اهواز است. اگر در اهواز یا خوزستان هستی، میتوانیم رودررو بنشینیم و پروژه را روی همان میز جلو ببریم. برای بقیهی ایران کار کاملاً غیرحضوری پیش میرود و صادقانه بگویم بخشِ زیادی از پروژههایمان همینطور تحویل شده. دفترِ الکی در شهرهای دیگر نداریم و ادعایش را هم نمیکنیم.
مسیرِ کار هم پیچیده نیست: اول میفهمیم دقیقاً چه میفروشی و مشتریت چطور خرید میکند، بعد محدودهی کار و پلن روشن میشود، بعد ساخت شروع میشود و در پایان پنل را تحویل میگیری و یاد میگیری خودت محصول و قیمت را عوض کنی. هدفمان این است که بعد از تحویل، برای هر تغییرِ کوچک مجبور نباشی به ما وابسته باشی.
منصفانهترین قسمتِ کارمان هم همین است: زیرِ ۴۸ ساعت و پیش از هر پرداختی، صفحهی اصلیِ فروشگاهت را میسازیم و نشانت میدهیم. با نام و برندِ خودت و چند تا از محصولاتِ واقعیات، نه یک قالبِ آماده با عکسِ الکی. رایگان است. خوشت آمد جلو میرویم؛ نیامد، همانجا تمام میشود، بدونِ تعهد و بدونِ هزینه.
جمعبندی ساده است. قیمت طراحی سایت فروشگاهی از چند صد هزار تومانِ قالبِ آماده تا صدها میلیونِ پروژههای سازمانی پخش است و هر دو سرِ این طیف مشتریِ خودشان را دارند. کارِ تو این نیست که کمترین عدد را پیدا کنی؛ این است که بدانی بابتِ چه پول میدهی، محدودهی کار را روی کاغذ بیاوری، هزینههای بعدی را از همان اول بپرسی و خروجی را قبل از پرداخت ببینی. اگر میخواهی بدانی فروشگاهت واقعاً چه شکلی درمیآید، از همان پیشنمایشِ رایگان شروع کن؛ تعرفهها و نمونهکارها هم همینجا روی سایت هستند تا قبل از هر تصمیمی خودت بسنجی.
سایتی میخواهی که درست ساخته شود؟
صفحهی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت میسازیم و نشانت میدهیم. پسندیدی ادامه میدهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.
خواندن را ادامه بده


