قبل از طراحی سایت چه چیزهایی لازم است؟ چکلیست کامل قبل از سفارش
قبل از طراحی سایت چه چیزهایی لازم است؟ از دامنه و لوگو تا متن، عکس، فایل محصول و اینماد؛ چکلیست کاملی که پروژهات را هفتهها زودتر به تحویل میرساند.

یک صحنهی تکراری را برایت تعریف کنم. مشتری زنگ میزند، ذوق دارد، میگوید همین امروز شروع کنیم. قرارداد بسته میشود، طراحی صفحهی اصلی جلو میرود، ساختار سایت چیده میشود و بعد پروژه میایستد. نه بهخاطر کد، نه بهخاطر سرور. بهخاطر اینکه متن معرفی هنوز نوشته نشده، عکس محصولها گرفته نشده و کسی نمیداند فایل اصلی لوگو کجاست. سه هفته میگذرد و سایتی که میتوانست دهروزه بالا بیاید، هنوز منتظر است.
ما تحویل سایت شرکتی را ۷ تا ۱۰ روز کاری و فروشگاه آنلاین را ۱۰ تا ۱۴ روز کاری میگوییم و پایش هم میایستیم. ولی این ساعت از لحظهای شروع میشود که مواد اولیه دست تیم باشد. اگر آماده باشی، همان عددی که شنیدهای واقعاً اتفاق میافتد. اگر نباشی، هیچ تیمی روی زمین نمیتواند جای تو تصمیم بگیرد که اسم دقیق خدمتت چیست، قیمت محصولت چند است، یا داستان کسبوکارت را چطور باید تعریف کرد.
پس بیا برعکس عمل کنیم. این فهرست دقیقاً همان چیزی است که ما قبل از شروع هر پروژه از مشتری میخواهیم؛ نه یک فهرست تئوری، بلکه چیزی که از دل پروژههای واقعی بیرون آمده. اگر قبل از سفارش طراحی سایت اینها را آماده کنی، هم زودتر تحویل میگیری هم نتیجهی بهتری میگیری؛ چون طراح بهجای حدسزدن، با واقعیت کسبوکارت کار میکند.
قدم صفر: هدف سایت را در یک جمله بنویس
قبل از لوگو و رنگ و عکس، یک چیز هست که هیچ طراحی نمیتواند جای تو انجامش بدهد: تصمیمگیری دربارهی اینکه این سایت اصلاً برای چه ساخته میشود. یک برگه بردار و این جمله را کامل کن: «این سایت موفق است اگر کاری کند که ...». جواب میتواند «تلفنم بیشتر زنگ بخورد» باشد، یا «سفارش آنلاین بگیرم»، یا «وقتی مشتری اسم شرکتم را جستوجو کرد، چیزی ببیند که باعث شود جدیام بگیرد».
این یک تمرین احساسی نیست؛ جواب این جمله مستقیم روی طراحی اثر میگذارد. سایتی که هدفش تماس است، شماره را همهجا جلوی چشم میگذارد و فرمش کوتاه است. سایتی که هدفش فروش است، مسیر محصول تا پرداخت را تا جای ممکن کوتاه میکند. سایتی که هدفش اعتبار است، روی نمونهکار و سابقه و تیم میایستد. اگر هدف مشخص نباشد، سایت مجبور میشود هر سه را نصفهنیمه انجام بدهد.
سؤال دوم هم به همان اندازه مهم است: مشتری تو دقیقاً کیست؟ نه به شکل کلی، بلکه ملموس. کسی که دنبال داروی بدون نسخه است با مدیر خریدی که دنبال تأمینکنندهی قطعهی صنعتی میگردد، دو دنیای کاملاً متفاوتاند. لحن نوشته، ترتیب اطلاعات و حتی اندازهی خط برای این دو فرق میکند. اگر جواب این سؤال روشن نباشد، طراحی روی هوا انجام میشود.
یک تجربهی واقعی: هرچه این دو جواب کوتاهتر و صریحتر باشند، پروژه روانتر پیش میرود. مشتریای که میگوید «میخواهم مشتری شهرستانی هم بتواند بدون تماس تلفنی سفارش بدهد»، در همان جمله نصف تصمیمهای طراحی را برایمان گرفته است.
سایتها معمولاً دیر تحویل نمیشوند چون کدنویسی طول کشیده؛ دیر تحویل میشوند چون متن و عکسشان آماده نبوده.
چکلیست یک: نام، دامنه و هویت بصری
اولین چیزی که باید قطعی باشد، املای دقیق نام برند توست؛ هم فارسی هم لاتین. این ساده بهنظر میرسد، ولی بارها دیدهایم که نام روی تابلوی مغازه یک شکل نوشته شده، در شبکههای اجتماعی یک شکل دیگر و روی فاکتور یک شکل سوم. سایت جایی است که این پراکندگی باید تمام شود، پس همان اول یک املای واحد انتخاب کن و همهجا همان را به کار ببر.
بعد نوبت دامنه است. سه نکته را جدی بگیر. کوتاه باشد و بشود راحت پشت تلفن گفتش. خط تیره و عدد نداشته باشد، چون موقع دیکتهکردن دردسر میسازد. و از همه مهمتر، به نام خودت ثبت شود. این آخری را بارها به شکل یک زخم دیدهایم: کسی که دامنهاش به نام طراح قبلی ثبت شده، عملاً گروگان است و برای هر تغییر کوچک باید التماس کند.
لوگو را هم آماده کن، ولی نه هر فایلی. آنچه واقعاً به کار میآید فایل اصلی و برداری لوگوست؛ چیزی که هر چقدر بزرگ شود لبههایش نشکند. اگر تنها چیزی که داری یک عکس کوچک از لوگوست که چند بار در پیامرسان دستبهدست شده، عملاً لوگو نداری. سراغ همان کسی برو که طراحیاش کرده و فایل اصلی را از او بگیر؛ همین یک تماس، بعداً چند ساعت کار را نجات میدهد.
اگر رنگ سازمانی داری، کد دقیقش را بده نه توصیفش را. «آبی تیره» برای هر آدمی یک رنگ متفاوت است و بعداً سر همین یک کلمه رفتوبرگشت میشود. و اگر اصلاً هویت بصری نداری، اشکالی ندارد؛ فقط از قبل بدان که تصمیمگیری دربارهی رنگ و فضای بصری هم بخشی از کار است و باید وقتش را حساب کنی.
یک نکتهی کماهمیتبهنظر ولی مهم: یک نشانی ایمیل روی همان دامنه داشته باش. مشتریای که ایمیلش هنوز روی سرویسهای رایگان عمومی است، در نگاه اول کوچکتر از چیزی که هست دیده میشود. این کار هزینهی خاصی ندارد و در همان روزهای راهاندازی سایت انجام میشود.
چکلیست دو: متنها؛ سختترین بخش کار
بذار رک باشم؛ بیشترین تأخیرها دقیقاً همینجا اتفاق میافتد. آدمها فکر میکنند نوشتن متن سایت کار سادهای است، تا وقتی که برگهی سفید جلویشان باشد. برای همین پیشنهاد عملی من این است: ننویس، حرف بزن. تلفنت را بردار، ضبط صدا را روشن کن و ده دقیقه طوری توضیح بده که انگار داری برای یک مشتری تازه کارت را تعریف میکنی. آن فایل صوتی بهمراتب ارزشمندتر از متنی است که سه هفته منتظرش میمانی.
حالا ببینیم چه متنهایی لازم است. یک، معرفی واقعی کسبوکار: از کی شروع کردی، چند نفرید، چه کاری را بهتر از بقیه انجام میدهید. دو، فهرست خدمات یا دستههای محصول، هرکدام با چند خط توضیح ساده. سه، روش کار: مشتری از تماس اول تا تحویل، چه مسیری را طی میکند. چهار، دلیل انتخاب: چرا تو، نه رقیب روبهرویی. همین چهار تا، ستون فقرات هر سایت شرکتی است.
یک متن دیگر هم هست که خیلیها فراموشش میکنند و بعداً بیشترین سود را از آن میبرند: سؤالهای پرتکرار. همان چیزهایی که هر روز پشت تلفن جواب میدهی. «ارسال به شهرستان دارید؟» «ضمانت چقدر است؟» «چند روزه آماده میشود؟» اینها را همین امروز یکجا یادداشت کن. همینها بعداً بخش سؤالات متداول سایتت میشوند، هم بار تلفنت را کم میکنند هم به موتور جستوجو میفهمانند سایت تو دقیقاً دربارهی چیست.
یک هشدار جدی هم بدهم: متن را از سایت رقیب کپی نکن. جدا از بحث اخلاقی و حقوقیاش، موتور جستوجو متن تکراری را میشناسد و صفحهای که حرف تازهای ندارد شانسی برای دیدهشدن ندارد. متن دستوپاشکسته ولی واقعی خودت، هزار بار از متن بینقصِ کپیشده بهتر جواب میدهد. ما هم موقع بازنویسی، با حرف خودت راحتتر کار میکنیم تا با متنی که معلوم نیست از کجا آمده.
اگر نوشتن برایت سخت است، حداقل نکتههای خام را بده. جملههای ناقص، فهرستهای نامرتب و یادداشتهای تلگرافی هم قابل استفادهاند. آنچه قابل استفاده نیست، سکوت است. پروژههایی که سر متن گیر میکنند، تقریباً همیشه پروژههایی هستند که مشتری منتظر مانده تا «یک وقت آزاد پیدا کند و درست بنویسد».
چکلیست سه: عکس و ویدیو
عکس همان چیزی است که در ثانیههای اول تصمیم میگیرد کاربر بماند یا برود. و اینجا یک قانون ساده وجود دارد: عکس واقعی از کارگاه، مغازه، تیم و محصول خودت، همیشه بهتر از عکس آمادهی اینترنتی جواب میدهد. کاربر ایرانی خیلی زود میفهمد که آن آدم خندان پشت میز، کارمند تو نیست؛ و همان لحظه یک ذره از اعتمادش کم میشود.
برای عکس محصول، چند نکتهی ساده کل نتیجه را عوض میکند. همهی عکسها را روی یک پسزمینهی یکدست بگیر، نور را ثابت نگه دار و از زاویهی مشابه عکس بینداز. وقتی ویترین فروشگاه باز میشود، این یکدستی است که حس حرفهایبودن میدهد، نه قیمت دوربین. با نور روز کنار پنجره و یک پارچه یا مقوای ساده هم میشود نتیجهی تمیزی گرفت.
و مهمترین نکتهی عملی که هر بار مجبوریم تکرارش کنیم: فایل اصلی عکس را بفرست، نه نسخهای که چند بار در پیامرسان جابهجا شده. عکسی که برای فرستادن فشرده شده، وقتی روی صفحهی بزرگ باز شود لِه و مات به نظر میرسد و هیچ کاری هم از دست ما برنمیآید. اگر اصل عکسها روی گوشی است، همانها را مستقیم و بدون فشردهسازی بفرست.

اگر ویدیوی کوتاهی از محیط کار، خط تولید یا نحوهی استفاده از محصولت داری، آن را هم کنار بگذار. لازم نیست حرفهای باشد. چند ثانیه تصویر واقعی از جایی که کار انجام میشود، بیشتر از یک صفحه متن تبلیغاتی اعتماد میسازد. همین چند ثانیه معمولاً به بخش بالای صفحهی اصلی میرود و اولین چیزی است که کاربر میبیند.
چکلیست چهار: اطلاعات تماس و نشانههای اعتماد
این بخش کوتاه است ولی جا انداختنش گران تمام میشود. آدرس دقیق همراه با کد پستی، شمارهی تماس ثابت و همراه، ساعت کاری، نشانی شبکههای اجتماعی و موقعیت دقیق روی نقشه. اگر شمارهی ثابت نداری و قصد داری فروشگاه آنلاین راه بیندازی، همین حالا فکرش را بکن؛ برای مراحل اداری بعدی معمولاً لازم میشود و بهتر است غافلگیر نشوی.
کنارش هرچه نشانهی اعتبار داری جمع کن: پروانهی کسب، مجوزهای صنفی، گواهیها، عضویت در اتحادیه، و از همه مهمتر نظر واقعی مشتریها. اگر مشتری راضی داری، همین امروز از او بخواه دو خط بنویسد و اجازه بدهد اسمش را بیاوری. این دو خط در صفحهی اصلی سایت وزنی دارد که هیچ شعار تبلیغاتیای ندارد.
یک نکتهی ریز ولی کاربردی: تصمیم بگیر کاربر از چه راهی باید با تو تماس بگیرد. تلفن، پیامرسان، فرم، یا هر سه. هر کدام را انتخاب کنی باید کسی پشتش باشد که جواب بدهد. سایتی که فرم تماس دارد ولی کسی پیامها را نمیخواند، بدتر از سایتی است که اصلاً فرم ندارد.
قبل از هر پرداختی، پیشنمایش صفحهی اصلی سایتت را رایگان ببین.
شروع کنچکلیست پنج: اگر فروشگاه آنلاین میخواهی
اینجا کار جدیتر میشود، چون فروشگاه بدون دادهی محصول یعنی یک قفسهی خالی. قبل از شروع، یک فایل ساده بساز و برای هر محصول این ستونها را پر کن: نام دقیق، کد یا شناسه، قیمت، موجودی، دستهبندی، توضیح کوتاه، وزن یا ابعاد برای محاسبهی هزینهی ارسال، و نام فایل عکسی که به همان محصول مربوط است. همین یک فایل، نصف کار فروشگاه است.
اگر محصولت تنوع دارد، رنگ یا سایز یا وزن یا عیار، این تنوع را هم از همان اول مشخص کن. فرق است بین اینکه هر رنگ یک محصول جداگانه باشد یا همه زیر یک محصول با امکان انتخاب رنگ بنشینند. این تصمیم مستقیم روی ساختار فروشگاه اثر میگذارد و تغییر دادنش بعد از ساختهشدن، کار میبرد.
دستهبندی را هم روی کاغذ بکش: یک درخت ساده با دستههای اصلی، زیردستهها و اینکه هر محصول کجا مینشیند. این را در پروژههای واقعی بارها دیدهایم؛ فروشگاهی که دستهبندیاش از اول درست چیده شده، هم برای کاربر قابل گشتن است هم برای موتور جستوجو قابل فهم. در فروشگاه لوازم یدکی مثل یدکسرا، همین ساختار درست، مرز بین پیدا شدن قطعه و پیدا نشدنش است.
دو سیاست را هم از قبل تعیین کن، چون بعداً وقت زیادی میگیرند: ارسال و مرجوعی. ارسال با کدام شرکت انجام میشود، هزینهاش چطور حساب میشود، از چه مبلغی به بعد رایگان است، و به کدام مناطق ارسال داری. مرجوعی تا چه مدت پذیرفته میشود و شرطش چیست. اینها متنهای کوتاهی هستند ولی نبودشان مستقیم روی اعتماد خریدار اثر میگذارد.

اگر میخواهی ببینی اینها در عمل چه شکلی میشوند، سری به صفحهی نمونهکارها بزن. زرنگار برای طلا، مهردارو برای داروخانه، دیدآرا برای عینک، کرونوس برای ساعت، اویلرو برای روغن خودرو، پیمانکار برای قطعات خودرو و شیکر پلاس برای لوازم ورزشی. جنس کالا در همهشان فرق میکند، ولی همهی این پروژهها از همین یک فایل محصول و همین درخت دستهبندی شروع شدهاند.
چکلیست شش: اینماد، درگاه پرداخت و کارهای اداری
اینجا نکتهای هست که خیلیها دیر میفهمند: ساخت سایت و کارهای اداری دو مسیر جدا هستند که موازی هم پیش میروند. ما سایت را در همان بازهی زمانی که قول دادهایم تحویل میدهیم، ولی سرعت بررسی و صدور مجوزها دست نهادهای مربوطه است، نه دست ما. اگر این دو را در ذهنت یکی کنی، بیدلیل عصبی میشوی و فکر میکنی پروژه عقب افتاده.
برای گرفتن نماد اعتماد الکترونیکی معمولاً باید چند چیز آماده باشد: دامنهای که به نام خودت ثبت شده، اطلاعات هویتی یا مدارک ثبتی شرکت، نشانی و شمارهی تماس قابل تأیید، و حساب بانکی به نام همان شخص یا همان شرکت. برای شروع، نماد تکستاره کافی است. در پلن کامل سایت شرکتی و در همهی فروشگاهها، راهنمایی این مسیر با ماست؛ ولی مدارک را خودت باید تهیه و امضا کنی.
دربارهی کارمزد درگاه، مبلغ ضمانتها و مهلتهای اداری عمداً هیچ عددی نمیدهم. اینها تغییر میکنند و عدد کهنه بدتر از نبودن عدد است. کاری که باید بکنی این است: دقیقاً در همان زمانی که میخواهی اقدام کنی، رقم روز را از خود مرجع یا از شرکت پرداختی که انتخاب میکنی بپرس. ما درگاه پرداخت ایرانی را روی سایت راه میاندازیم و مسیر اینماد را قدمبهقدم نشانت میدهیم.
هر چیزی که به نام تو ثبت نشده باشد، مال تو نیست؛ نه دامنه، نه حساب هاست، نه پروندهی درگاه.
یک کار کوچک هم همین حالا انجام بده: فهرست کن که چه دسترسیهایی باید به نام خودت باشد. دامنه، فضای میزبانی، نشانی ایمیل سازمانی، حسابهای تحلیلی و پروندهی درگاه. ما سورسکد کامل سایت را به مشتری تحویل میدهیم و مالکیتش صد درصد با خود اوست، ولی این عادت خوبی است که در هر پروژهای، با هر مجریای، رعایتش کنی.
چکلیست هفت: بودجه، تعداد صفحه و انتظار واقعبینانه
قبل از تماس، یک عدد تقریبی برای بودجهات داشته باش. لازم نیست دقیق باشد، ولی بازهاش را بدان. دلیلش ساده است: بازار طراحی سایت در ایران بازهی وحشتناک پهنی دارد. قالبهای آماده از چند صد هزار تومان شروع میشوند و برای کدنویسی اختصاصی، قیمتهایی از حدود ۸۰ تا ۳۶۰ میلیون تومان هم دیدهایم. وقتی چنین فاصلهای وجود دارد، بدون یک بازهی ذهنی فقط گیجتر میشوی.
ما تصمیم گرفتیم قیمتهایمان را پنهان نکنیم، چون خودمان از عبارت «برای قیمت تماس بگیرید» خوشمان نمیآید. سایت شرکتی سه پلن دارد: ۲۰ میلیون تومان تا چهار صفحه، ۳۰ میلیون تومان تا هشت صفحه، و ۴۰ میلیون تومان تا دوازده صفحه بههمراه درگاه پرداخت و اینماد تکستاره. فروشگاه آنلاین هم سه پلن دارد: ۳۵، ۴۵ و ۵۵ میلیون تومان. جزئیات کاملتر در صفحهی تعرفهها آمده است.
پشتیبانی ماهانه در هر دو حالت اختیاری است و جدا حساب میشود؛ برای سایت شرکتی ۵، ۶ و ۷ میلیون تومان و برای فروشگاه ۶، ۸ و ۱۰ میلیون تومان. اختیاریبودنش را عمداً نگه داشتهایم تا فقط بابت چیزی که واقعاً لازم داری پول بدهی. اگر خودت یا کسی در مجموعهات میتواند محتوا را بهروز کند، لازم نیست هزینهی ماهانه بدهی.
چون پلنها بر اساس تعداد صفحه بسته میشوند، یک کار کوچک قبل از تماس خیلی کمکت میکند: صفحههای سایتت را بشمار. صفحهی اصلی، دربارهی ما، تماس، هر خدمت یک صفحه، وبلاگ، سؤالات متداول. همین شمارش ساده باعث میشود در همان تماس اول بدانی کدام پلن به کارت میآید و گفتوگو از حالت «بستگی دارد» بیرون بیاید.
یک نکته دربارهی چیزی که تحویل میگیری: همهی سایتهای ما با کدنویسی کاملاً اختصاصی ساخته میشوند، بدون وردپرس و بدون قالب آماده، و سورسکد کامل مال خود مشتری است. اگر میخواهی بدانی این تفاوت در عمل یعنی چه، صفحهی طراحی سایت اختصاصی همین را باز کرده و برای فروشگاهها هم صفحهی طراحی سایت فروشگاهی جزئیاتش را دارد.
چکلیست هشت: انتظارت از سئو را همین اول تنظیم کن
این بخش را با یک صراحت شروع کنم: الگوریتم گوگل دستِ هیچ آژانسی نیست. اگر کسی به تو قول رتبهی یک داد، یا نمیداند چه میگوید یا میداند و راستش را نمیگوید. آنچه واقعی است، سئوی پایه است: ساختار درست صفحهها، عنوان و توضیح تمیز، سرعت خوب، نمایش درست روی موبایل و نشانیهای خوانا. اینها شرط لازم دیدهشدناند، نه دکمهی جادوی رتبه.
کاری که تو میتوانی برای این بخش آماده کنی هم ساده است. بنشین و بنویس مشتریات واقعاً چه چیزی را جستوجو میکند؛ نه اصطلاح فنی داخل صنفت، بلکه همان کلمهای که یک آدم معمولی تایپ میکند. اگر لوازم یدکی میفروشی، مشتری اسم کاتالوگی قطعه را نمینویسد؛ چیزی مینویسد که خودش بلد است. این فهرست کوتاه، مبنای عنوان صفحهها میشود و از هر ترفند دیگری بیشتر جواب میدهد.
سئوی پایه یعنی سایتت شانس دیدهشدن داشته باشد؛ نه اینکه کسی رتبهات را برایت بخرد.
اگر هیچکدام اینها آماده نیست، چه کنم؟
جواب صادقانهام این است: باز هم میشود شروع کرد، فقط باید بدانی بخشی از زمان پروژه صرف آمادهسازی همینها میشود. خیلی از مشتریهای ما با یک لوگوی نصفهونیمه و چند عکس گوشی شروع کردهاند و آخرش سایت خوبی گرفتهاند. تفاوت در این است که از قبل میدانستند این کارها هم باید انجام شود؛ وسط پروژه غافلگیر نشدند.
پیشنهاد عملیام این است: بهجای اینکه ماهها منتظر بمانی تا همهچیز کامل شود، از پیشنمایش شروع کن. ما در کمتر از ۴۸ ساعت و قبل از هر پرداختی، یک نمونهی رایگان از صفحهی اصلی سایتت را با اسم و کار خودت میسازیم. عجیب است ولی همین دیدن خروجی، معمولاً باعث میشود متنها و عکسها خیلی سریعتر جمع شوند؛ چون دیگر داری برای یک چیز واقعی محتوا آماده میکنی، نه برای یک تصور مبهم.
یک نکته دربارهی فاصله و جلسه
پایگاه ما اهواز است. اگر در اهواز یا جاهای دیگر خوزستان هستی، میتوانیم رودررو بنشینیم و همین چکلیست را با هم پر کنیم؛ معمولاً یک جلسه کافی است تا نصف موارد این فهرست همانجا تعیین تکلیف شود. برای بقیهی ایران، کل پروژه کاملاً غیرحضوری پیش میرود: تماس، پیام و ارسال فایل.
این را از سر تعارف نمیگویم که غیرحضوری هم خوب جواب میدهد؛ بخش خوبی از پروژههای زندهای که در نمونهکارها میبینی از همین مسیر ساخته شدهاند. مهمتر از حضوری یا غیرحضوری بودن، این است که اطلاعات درست منتقل شود. یک فایل صوتی دهدقیقهای که در آن کارت را با جزئیات توضیح دادهای، از یک جلسهی حضوری دوساعته که بیشترش تعارف بوده مفیدتر است.
جمعبندی
اگر بخواهم کل این مقاله را در یک خط خلاصه کنم: سایت خوب از کد شروع نمیشود، از آمادگی شروع میشود. هدف روشن در یک جمله، نام و دامنهی قطعی به نام خودت، متنهای واقعی، عکسهای اصلی و نه فشرده، اطلاعات تماس کامل، فایل مرتب محصولات، مدارک اداری و یک انتظار درست از سئو. هر کدام از اینها را که قبل از سفارش آماده کرده باشی، چند روز از زمان پروژه کم میکنی و چند پله به کیفیت نهایی اضافه میکنی.
و لازم نیست همهاش را یکجا آماده کنی تا شروع کنیم. اگر دوست داری اول ببینی سایتت چه شکلی میشود، بگو تا در کمتر از ۴۸ ساعت یک پیشنمایش رایگان از صفحهی اصلیات بسازیم؛ با اسم و رنگ و کار خودت، قبل از هر پرداختی. پسندیدی ادامه میدهیم و همین چکلیست را قدمبهقدم با هم پر میکنیم؛ نپسندیدی هیچ هزینه و تعهدی نداری. اگر هم سؤالی برایت مانده، صفحهی سؤالات متداول جواب بیشترشان را آماده دارد.
سایتی میخواهی که درست ساخته شود؟
صفحهی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت میسازیم و نشانت میدهیم. پسندیدی ادامه میدهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.
خواندن را ادامه بده


