طراحی سایت ارزان؛ کجا واقعاً میارزد و کجا پول دور ریختن است
طراحی سایت ارزان همیشه اشتباه نیست، ولی خیلی وقتها گرانترین انتخاب است. بیتعارف میگوییم ارزان کجا جواب میدهد، کجا ضرر است و چطور کمهزینه بسازی بدون پشیمانی.

توی گوگل مینویسی «طراحی سایت ارزان» و پشتِ سرِ هم آگهی میبینی که هر کدام از قبلی ارزانتر است. یکی از چند صد هزار تومان شروع میکند، یکی قیمتی میدهد چند برابر پایینتر از هر کارِ اختصاصی، یکی هم نوشته «رایگان، فقط هزینهی دامنه و میزبانی». تهِ دلت یک صدایی میگوید «آخر چطور؟»، ولی وسوسهاش قوی است. پولِ کم بدهی و سایت هم داشته باشی، چه اشکالی دارد؟
جوابِ صادقانهی من این است: گاهی هیچ اشکالی ندارد و ارزان دقیقاً همان چیزی است که تو لازم داری. گاهی هم همان سایتِ ارزان، در نهایت چند برابر بیشتر خرجت میشود و آخرش هم دورش میاندازی. فرقِ این دو حالت هیچ ربطی به عددِ روی فاکتور ندارد؛ به این ربط دارد که چه چیزی را ارزان خریدهای.
این متن را ننوشتهام که بترسانمت تا گران بخری. ما در فراکو یک استودیوی کوچکِ طراحی و توسعهی سایت با پایگاهِ اهوازیم و عددهایمان را بیتعارف روی صفحهی تعرفهها گذاشتهایم، چون از عبارتِ «برای قیمت تماس بگیرید» بدمان میآید. پس بذار بهجای شعار برایت باز کنم که «ارزان» در بازارِ ایران دقیقاً یعنی چه، کجا میارزد، کجا نمیارزد، و چطور کمهزینه بسازی بدونِ اینکه بعداً پشیمان شوی.
«ارزان» یک کلمه است و سه چیزِ کاملاً متفاوت
قبل از هر چیز باید یک سوءتفاهم را حل کنیم. وقتی سه نفر میگویند «سایتِ ارزان میسازم»، ممکن است سه کارِ کاملاً بیربط را توصیف کنند. تا نفهمی طرفِ مقابلت کدامش را میفروشد، مقایسهی قیمتهایشان مثلِ مقایسهی کیلو با متر است.
نوعِ اول، قالبِ آماده است. یک پوستهی از پیش ساختهشده که کسی طراحیاش کرده و هزار نفرِ دیگر هم همان را خریدهاند. قیمتِ خودِ قالب از چند صد هزار تومان شروع میشود و کسی که آن را برایت نصب و پُر میکند، در واقع دستمزدِ نصب میگیرد نه دستمزدِ ساخت. این ارزانترین مسیرِ ممکن است و صادقانهترین شکلش هم این است که فروشنده اسمش را صریح بگوید.
نوعِ دوم، ارزانِ خطرناک است: کسی که برای گرفتنِ کار، قیمت را زیرِ هزینهی واقعیِ زمانِ خودش میدهد. آدمِ بدی هم نیست؛ فقط ریاضیاش جور در نمیآید. وقتی طرف بابتِ یک پروژهی دوهفتهای پولِ دو روز گرفته، بعد از تحویل ناپدید میشود، چون هر ساعتِ اضافهای که برایت بگذارد از جیبِ خودش رفته. بیشترِ داستانهای تلخی که مشتریها برایمان تعریف میکنند دقیقاً از همینجا شروع شده.
نوعِ سوم، ارزانِ سالم است و کمتر کسی دربارهاش حرف میزند: همان کیفیتِ ساخت، ولی دامنهی کوچکتر. یعنی بهجای دوازده صفحه، چهار صفحه. بهجای پنجاه قابلیت، همان پنج قابلیتی که واقعاً استفاده میشود. اینجا کیفیتِ کد و سرعت و سلامتِ سایت را پایین نیاوردهای، فقط حجمِ کار را کم کردهای. این تنها مدلِ ارزانی است که شش ماه بعد پشیمانی ندارد.
کمکردنِ دامنهی کار عاقلانه است؛ کمکردنِ کیفیتِ ساخت فقط عقبانداختنِ پرداخت است.
بازارِ ایران در یک نگاه: از چند صد هزار تومان تا صدها میلیون
بذار عددها را کنارِ هم بگذارم تا بفهمی چرا اینقدر گیجکننده است. در یک سرِ طیف، قالبِ آماده از چند صد هزار تومان شروع میشود. در سرِ دیگرِ همین بازار، وقتی سراغِ مجموعههایی میروی که کدنویسیِ اختصاصی انجام میدهند، قیمتهایی از حدودِ ۸۰ میلیون تا ۳۶۰ میلیون تومان هم دیده میشود.
یعنی برای چیزی که اسمِ هر دویش «سایت» است، اختلافِ قیمت میتواند صدها برابر باشد. این شبیهِ این است که بپرسی «یک وسیلهی نقلیه چند است؟» و جوابِ درست هم دوچرخه باشد هم اتوبوس. تا نگویی چند نفر را، چند کیلومتر، هر چند وقت یکبار جابهجا میکنی، هیچ عددی معنی ندارد.
وسطِ همین طیف ایستادهایم و پلههایمان را با تعدادِ صفحه میشماریم، نه با چانهزنی. سایتِ شرکتیِ اختصاصی تا چهار صفحه ۲۰ میلیون تومان، تا هشت صفحه ۳۰ میلیون، و تا دوازده صفحه ۴۰ میلیون تومان است بههمراهِ درگاهِ پرداخت و راهنماییِ اینمادِ تکستاره. فروشگاهِ آنلاین از ۳۵ شروع میشود و با ۴۵ و ۵۵ میلیون بالا میرود. پشتیبانیِ ماهانه هم روی هیچکس تحمیل نمیشود؛ بخواهیاش، شرکتی ۵ و ۶ و ۷ میلیون است و فروشگاه ۶ و ۸ و ۱۰ میلیون در ماه.
این عددها را اینجا ننوشتم که تبلیغ کنم؛ نوشتم که یک نقطهی مرجعِ واقعی داشته باشی. وقتی بدانی کدنویسیِ اختصاصی در این بازار از کجا تا کجاست، دیگر پیشنهادِ «فروشگاهِ کامل» با قیمتی چند برابر پایینتر از هر کارِ اختصاصی را با شوق نگاه نمیکنی؛ میپرسی دقیقاً چه چیزی باید حذف شود تا آن عدد در بیاید. و همیشه چیزی حذف شده؛ فقط در آگهی ننوشتهاندش.
کجا طراحی سایت ارزان واقعاً میارزد
حالا برویم سراغِ حالتهایی که ارزان تصمیمِ کاملاً درستی است. اگر جایگاهِ کارت یکی از این چهارتاست، اصلاً لازم نیست بودجهی بزرگ بگذاری و هیچکس هم حق ندارد بابتش سرزنشت کند.
اولی، وقتی داری یک ایده را تست میکنی. هنوز نمیدانی این محصول اصلاً مشتری دارد یا نه. اینجا سایت یک ابزارِ سنجش است، نه سرمایهگذاری. یک صفحهی ساده که بگوید چه میفروشی و راهی برای تماس بگذارد، کافی است. اگر تقاضا بود، بعداً درست میسازی؛ اگر نبود، پولِ بزرگی هدر ندادهای.
دومی، کسبوکارهای کاملاً محلی که سایت برایشان حکمِ کارتِ ویزیتِ آنلاین را دارد. یک آرایشگاه یا یک تعمیرگاهِ محله، بیشترِ مشتریاش را از همان محل و از نقشه میگیرد. برای اینها یک سایتِ کوچک و تمیز که آدرس و ساعتِ کاری و شمارهی تماس را درست نشان بدهد، کارِ روزمرهشان را راه میاندازد.
سومی، وقتی بودجهات واقعاً محدود است. این را بدونِ ذرهای قضاوت میگویم: نداشتنِ سایت بدتر از داشتنِ سایتِ ساده است. اگر انتخابت بینِ «هیچی» و «یک چیزِ کوچکِ مرتب» است، دومی را بردار. فقط با چشمِ باز برش دار و توقعِ فروشِ آنچنانی ازش نداشته باش.
چهارمی، کارهای موقت و فصلی. یک همایش، یک نمایشگاه، یک کمپینِ سهماهه. چیزی که قرار است بعد از تمامشدنِ ماجرا خاموش شود، ارزش ندارد برایش زیرساختِ دهساله بسازی. اینجا ارزان نهتنها اشکالی ندارد، بلکه تصمیمِ حرفهایتری است.

کجا ارزان یعنی پول دور ریختن
و حالا آن روی سکه. اگر سایت قرار است بخشی از درآمدت باشد و نه یک تشریفات، ارزانخریدن معمولاً سر از یکی از این پنج جا در میآورد.
اولی سرعت است. قالبهای آماده برای اینکه به دردِ همه بخورند، همهچیز را داخلشان میریزند؛ دهها اسلایدر و انیمیشن و فونت و کتابخانهای که تو هرگز استفاده نمیکنی ولی مرورگرِ مشتری مجبور است همه را دانلود کند. نتیجهاش سایتی است که روی اینترنتِ موبایل چند ثانیه سفید میماند. بخشِ قابلِ توجهی از بازدیدکنندهها همانجا برمیگردند و بدترین قسمتش این است که تو هرگز نمیفهمی چند مشتری را از دست دادهای.
دومی امنیت است. سایتی که از ده افزونهی رایگانِ نویسندههای ناشناس سرِهم شده، دقیقاً بهاندازهی ضعیفترینِ آن افزونهها امن است. کافی است یکی از آنها بهروز نشود تا دری در سایتت باز بماند، و معمولاً هفتهها طول میکشد تا خودت متوجه شوی.
سومی چیزی است که هیچکس در قرارداد نمینویسد: مالکیت. خیلی از پیشنهادهای ارزان روی زیرساختی سوارند که کلیدش دستِ سازنده است. روزی که بخواهی جدا شوی یا سازنده در دسترس نباشد، تازه میفهمی سایتت را نمیتوانی برداری و ببری. ما به همین دلیل سورسکدِ کاملِ پروژه را تحویلِ مشتری میدهیم؛ منطقش را در صفحهی طراحی سایت اختصاصی هم توضیح دادهایم. سایت مالِ کسی است که پولش را داده.
چهارمی سئوی معیوب است. سایتِ ارزان معمولاً ساختارِ آدرسها، عنوانها و سرعتش سرِهمبندیشده است و همین باعث میشود موتورهای جستجو نتوانند درست بخوانندش. اینجا بذار یک چیز را خیلی صریح بگویم: تضمینِ رتبه یعنی فروشِ چیزی که در اختیارِ فروشنده نیست. کاری که ما انجام میدهیم سئوی پایه است؛ یعنی سایت را طوری میسازیم که از نظرِ فنی سالم باشد و جلوی خودش را نگیرد. هر کس بیشتر از این قول بدهد، دارد چیزی میفروشد که مالکش نیست.
پنجمی هزینهی زمانِ خودت است و معمولاً از همه گرانتر تمام میشود. سایتی که پنلِ مدیریتش گیجکننده است، بابتِ هر محصولِ تازه کلی وقت از تو میگیرد. سایتی که برای تغییرِ یک شماره تلفن باید منتظرِ سازنده بمانی، تو را هفتهها معطل میکند. اینها هیچوقت روی فاکتور نمیآیند، ولی میپردازیشان.
سایتِ ارزان فقط روی فاکتور ارزان است؛ صورتحسابِ اصلیاش ماهها بعد و بهصورتِ قسطی میآید.
فروشگاه آنلاین؛ جایی که ارزان بیشترین ضرر را میزند
اگر سایتت قرار است فروشگاه باشد، معادله کاملاً عوض میشود. در یک سایتِ معرفی، بدترین نتیجهی یک ایرادِ کوچک این است که بازدیدکننده حسِ خوبی نگیرد. در فروشگاه، بدترین نتیجه این است که پولِ مشتری کم شود و سفارشش ثبت نشود. آن مشتری دیگر برنمیگردد و به ده نفرِ دیگر هم میگوید.
یک فروشگاه چند تکهی حساس دارد که هر کدامشان باید بینقص کار کنند: سبدِ خرید، موجودی و قیمت، محاسبهی ارسال، اتصالِ درگاهِ پرداخت، و مهمتر از همه، همان لحظهای که کاربر از درگاه برمیگردد و سفارش باید نهایی شود. این آخری جایی است که سایتهای سرِهمبندیشده بیشترین خطا را میدهند، چون تا وقتی یک پرداختِ واقعی انجام نشود اصلاً معلوم نمیشود خراب است.
یک نکتهی دیگر هم هست که معمولاً دیر کشف میشود: درگاهِ پرداختِ ایرانی چیزی نیست که سازندهی سایت با یک کلیک برایت روشن کند. مسیرش از نمادِ اعتمادِ الکترونیک میگذرد و اینماد هم مدارکِ هویتی، در بعضی رستهها مجوزِ صنفی، و صحتِ اطلاعاتِ کسبوکار را میخواهد. جزئیاتِ کارمزدها، مبالغ و مهلتهای اداری مدام تغییر میکند و هر کس عددِ قطعی به تو بدهد احتمالاً اطلاعاتش قدیمی است؛ ولی خودِ مسیر ثابت است و باید از قبل برایش وقت بگذاری.
به همین دلیل قیمتِ فروشگاه از سایتِ شرکتی بالاتر شروع میشود. سه پلنِ ما ۳۵، ۴۵ و ۵۵ میلیون تومان است و پشتیبانیِ ماهانهاش ۶، ۸ و ۱۰ میلیون؛ جزئیاتِ اینکه هر پلن دقیقاً چه چیزی دارد در صفحهی طراحی سایت فروشگاهی آمده. زمانِ تحویل هم واقعبینانه است: سایتِ شرکتی ۷ تا ۱۰ روزِ کاری و فروشگاه ۱۰ تا ۱۴ روزِ کاری.
اگر کسی به تو گفت فروشگاهِ کامل را در دو روز و با قیمتی چند برابر پایینتر از هر کارِ اختصاصی تحویل میدهد، لازم نیست باهاش بحث کنی؛ فقط بپرس نمونهی زندهاش کجاست و روی همان نمونه یک خریدِ آزمایشیِ واقعی انجام بده. جواب را در پنج دقیقه میگیری.
قبل از هر پرداختی، پیشنمایش صفحهی اصلی سایتت را رایگان ببین.
شروع کنردیفهایی که روی فاکترِ ساخت نیستند ولی هزینه دارند
وقتی دو پیشنهاد را کنارِ هم میگذاری، معمولاً فقط دستمزدِ ساخت را میبینی. اما هر سایتِ زندهای چند ردیفِ هزینهی دیگر هم دارد که ربطِ مستقیمی به سازنده ندارد. اگر از اول ندانیشان، بعداً حس میکنی سرت کلاه رفته، در حالی که فقط کسی برایت شفافسازی نکرده بود.
ردیفِ اول، دامنه و میزبانی است. دامنه سالانه تمدید میشود و میزبانی هم بسته به نوعِ سرویس، ماهانه یا سالانه هزینه دارد. عددهایشان بینِ سرویسدهندهها فرق دارد و مرتب هم تغییر میکند، پس هر رقمِ قطعی که جایی خواندی را با تاریخِ همان روز چک کن. نکتهی مهمتر از عدد این است: دامنه باید به نامِ خودت ثبت شود، نه به نامِ سازنده. این یک خطِ قرمزِ ساده است که خیلیها دیر متوجهش میشوند.
ردیفِ دوم، سرویسهای جانبی است. پیامکِ اطلاعرسانیِ سفارش، ابزارِ آمار، و در فروشگاهها اتصال به سامانههای حملونقل. هیچکدام لازم نیست روزِ اول فعال باشند، ولی خوب است بدانی وجود دارند و بعداً ممکن است سراغشان بروی. اینجا هم عددِ قطعی نمیدهم چون تعرفههایشان دستِ ما نیست.
ردیفِ سوم، هزینهی محتوا و تغییرات است و همان چیزی است که همه دستِکم میگیرندش. سایت یک ساختمان نیست که بسازی و رهایش کنی؛ قیمتها عوض میشوند، خدماتِ تازه اضافه میشود، عکسها کهنه میشوند. یا خودت وقت میگذاری، یا پولش را میدهی. هر دویش هزینه است، فقط جنسش فرق میکند. برای همین ما پشتیبانی را اختیاری گذاشتهایم تا خودت بین این دو انتخاب کنی، نه اینکه از اول بهت تحمیل شود.
حسابِ درست: قیمتِ اول نیست، هزینهی سهساله است
بیشترِ اشتباهاتِ خرید از یک جای ساده میآید: آدمها فقط عددِ اولیه را با هم مقایسه میکنند. کارِ درست این است که هزینهی مالکیت را در یک بازهی بلندتر روی کاغذ بیاوری. سه سال بازهی خوبی برای این حسابوکتاب است، چون هم آنقدر کوتاه هست که بتوانی تخمین بزنی، هم آنقدر بلند که هزینههای پنهان خودشان را نشان بدهند.
همان ردیفهایی که بالاتر گفتم را بنویس: مبلغِ ساخت، دامنه و میزبانی در سه سال، سرویسهای جانبی، هزینهی تغییراتی که مطمئناً لازم میشوند، و بعد یک ردیفِ آخر که همه فراموشش میکنند: احتمالِ اینکه سالِ دوم مجبور شوی از صفر بسازی. همین ردیفِ آخر است که ارزان را گران میکند.
این را بارها از نزدیک دیدهایم. کسی میآید و میگوید سایت دارم ولی هیچ کاری برایم نمیکند؛ نگاه که میکنیم میبینیم یک قالبِ آماده است که آنقدر افزونه رویش سوار شده که دیگر درست باز نمیشود، و ارزانیاش را دو سال پیش خریده. حالا باید دوباره پول بدهد، منتها این بار با دو سال عقبماندگی از رقبایی که همان دو سال را جلو رفتهاند.
پس معیارِ درست این نیست که «کدام ارزانتر است»، این است که «کدام در سه سالِ آینده کمترین پول و کمترین دردسر را از من میگیرد». جالب اینکه گاهی جوابِ همین سؤال هم واقعاً همان گزینهی ارزان است؛ ولی این بار با چشمِ باز انتخابش کردهای، نه از سرِ ناچاری.
چطور کمهزینه بسازی بدونِ اینکه ضرر کنی
این کاربردیترین بخشِ مقاله است. اگر بودجهات محدود است، این شش کار هزینه را پایین میآورد بدونِ اینکه کیفیت را قربانی کند.
یک، از تعدادِ صفحهها کم کن نه از کیفیتِ ساخت. خیلیها با فهرستی از دوازده صفحه شروع میکنند که هشتتایش هرگز خوانده نمیشود. یک صفحهی اصلیِ قوی، یک صفحهی خدمات، یک دربارهی کوتاه و یک تماس، برای شروعِ اغلبِ کسبوکارها بس است. پلنِ پایهی ما هم دقیقاً به همین دلیل تا چهار صفحه است.
دو، فازبندی کن. لازم نیست همهچیز روزِ اول آماده باشد. اگر امروز ده محصول داری، فروشگاهی با فیلترِ پیشرفته و باشگاهِ مشتریان و سیستمِ امتیازدهی نساز. آنها را بگذار برای وقتی که فروشت ثابت شد و بتوانی از درآمدِ خودِ سایت پولشان را بدهی.
سه، محتوا را خودت آماده کن. بخشِ قابلِ توجهی از زمانِ هر پروژه صرفِ نوشتنِ متنها و جمعکردنِ عکس میشود. اگر متنِ خدماتت، معرفیِ محصولات و عکسها را از قبل مرتب تحویل بدهی، هم سایتت زودتر آماده و منتشر میشود، هم ارزانتر تمام میشود.
چهار، عکسها را جدی بگیر، چون کمهزینهترین ارتقای کیفیت است. یک سایتِ ساده با عکسهای واقعی و باکیفیت، خیلی حرفهایتر از یک سایتِ پرزرقوبرق با عکسهای تار و آرشیوی دیده میشود. یک نورِ درست کنارِ پنجره و یک گوشیِ معمولی، بیشتر از یک قالبِ گران به تو اعتبار میدهد.
پنج، پشتیبانیِ ماهانه را وقتی بخر که واقعاً لازمش داری. ما عمداً پشتیبانی را از قیمتِ ساخت جدا کردهایم و اختیاری گذاشتهایم. اگر سایتت چند صفحهی ثابت است و ماهی یکبار هم دست نمیخورد، دلیلی ندارد ماهانه پول بدهی. اگر فروشگاهی داری که هر روز قیمت و موجودیاش عوض میشود، آنوقت ارزشش را دارد.
شش، قبل از پرداخت خروجی را ببین. بزرگترین ریسکِ خریدِ سایت این است که پول بدهی و بعد بفهمی سلیقهتان یکی نبوده. ما دقیقاً برای همین، پیشنمایشِ رایگانِ صفحهی اصلیِ سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت میسازیم و نشانت میدهیم؛ قبل از هر پرداختی بابتِ پروژه. پسندیدی ادامه میدهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی برای ادامه نداری.

هشت سؤالی که قبل از پرداخت باید بپرسی
این فهرست را از روی همان چیزهایی نوشتهام که مشتریها بعداً آرزو میکنند کاش زودتر پرسیده بودند. حواست باشد که جوابِ مبهم به هر کدام، خودش یک جوابِ روشن است.
۱۰این سایت با قالبِ آماده ساخته میشود یا اختصاصی نوشته میشود؟ دو: بعد از تحویل، سورسکد و دسترسیِ کاملِ سایت مالِ کیست؟ سه: تحویل دقیقاً چند روزِ کاری طول میکشد و اگر عقب افتاد چه اتفاقی میافتد؟ چهار: دقیقاً چند صفحه و چه قابلیتهایی داخلِ این قیمت است و چه چیزهایی خارجش؟
۱۱بعد از تحویل، خودم میتوانم محتوا و قیمتها را عوض کنم یا برای هر تغییرِ کوچک باید به تو مراجعه کنم؟ شش: هزینههای جانبی مثلِ دامنه، میزبانی و درگاه چقدر است و چه کسی پرداختشان میکند؟ هفت: نمونهکارِ زنده داری که همین حالا بازش کنم؟ هشت: اگر شش ماهِ دیگر بخواهم یک بخشِ تازه اضافه کنم، ممکن است یا باید از نو بسازم؟
دو تای آخر از همه مهمترند. نمونهکارِ زنده دروغ نمیگوید؛ همانجا بازش میکنی، سرعتش را حس میکنی و روی موبایل تویش میچرخی. ما در صفحهی نمونهکارها سایتهای واقعیمان را گذاشتهایم: زرنگار برای طلا، مهردارو برای داروخانه، یدکسرا برای لوازمِ یدکی، پیمانکار برای قطعاتِ خودرو، اویلرو برای روغنِ خودرو، دیدآرا برای عینک، کرونوس برای ساعت و شیکر پلاس برای لوازمِ ورزشی. ویجیل و چپمن موبیل را هم برای بازارِ جهانی ساختهایم.
یک چیز را هم دربارهی خودمان صریح بگویم تا انتظارت واقعبینانه باشد: پایگاهِ ما اهواز است و جلسهی حضوری فقط در اهواز و خوزستان ممکن است. برای بقیهی ایران کلِ پروژه کاملاً غیرحضوری پیش میرود و تا امروز هم مشکلی نساخته، ولی ترجیح میدهیم از اول بدانی تا اینکه وسطِ کار غافلگیر شوی.
پس تکلیفِ تو چیست
اگر بخواهم کلِ این متن را در یک جمله جمع کنم: ارزانبودن مشکل نیست، ندانستن مشکل است. آدمها معمولاً از قیمتِ پایین ضرر نمیکنند؛ از این ضرر میکنند که نمیدانستند بابتِ آن قیمتِ پایین چه چیزی را از دست میدهند.
اگر سایت برایت یک ویترینِ ساده است که فقط باید وجود داشته باشد، برو ارزانترین گزینهی سالم را بگیر، خیالت راحت باشد و پولت را جای دیگری خرج کن که بازدهِ بیشتری دارد. این هم یک تصمیمِ کاملاً حرفهای است.
ولی اگر قرار است مشتری از روی همین سایت زنگ بزند، سفارش بدهد و پول پرداخت کند، سایت دیگر هزینه نیست؛ ابزارِ کار است. و هیچکس برای ابزارِ کارش دنبالِ ارزانترین نمیگردد، دنبالِ چیزی میگردد که وسطِ کار خراب نشود.
سؤالِ درست این نیست که «چقدر ارزان میشود»؛ این است که «این سایت قرار است چه کاری برایم بکند، و کمترین هزینهای که آن کار را درست انجام میدهد چقدر است».
اگر هنوز مطمئن نیستی کدام مسیر مالِ توست، لازم نیست حدس بزنی. عددها را در صفحهی تعرفهها ببین، سایتهای ساختهشده را در نمونهکارها باز کن و با گوشیِ خودت تویشان بچرخ، و اگر سؤالی باقی ماند احتمالاً جوابش در صفحهی سؤالات متداول هست. بعد اگر خواستی یک پیام بده تا پیشنمایشِ صفحهی اصلیِ سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت برایت بسازیم. اول با چشمِ خودت میبینی، بعد تصمیم میگیری.
سایتی میخواهی که درست ساخته شود؟
صفحهی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت میسازیم و نشانت میدهیم. پسندیدی ادامه میدهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.
خواندن را ادامه بده


