راهاندازی فروشگاه اینترنتی؛ راهنمای صفر تا صد ۱۴۰۵ با هزینه و زمان واقعی
راهاندازی فروشگاه اینترنتی فقط ساختن سایت نیست؛ از انتخاب سکو و اینماد و درگاه تا عکس محصول و ارسال. نقشهی کامل مسیر با هزینه و زمان واقعی سال ۱۴۰۵.

«یک فروشگاه اینترنتی میخواهم.» این جمله را هفتهای چند بار میشنویم و پشتش معمولاً دو آدمِ کاملاً متفاوت ایستادهاند. یکی محصولش را میشناسد، جنس دارد، مشتری دارد و فقط دنبالِ راهی است که آنلاین هم بفروشد. یکی هم شنیده «توی اینترنت پول هست» و فکر میکند خودِ سایت برایش مشتری میآورد. سرنوشتِ این دو نفر اصلاً شبیه هم نیست.
این نوشته برای هر دویشان است، ولی رکِ رک. قرار نیست بگویم راهاندازی فروشگاه اینترنتی کارِ یک آخرِ هفته است و بعدش پول میبارد. قرار است دقیق بگویم مسیر چند قدم دارد، هر قدم چقدر وقت و پول میخواهد، کجا گیر میکنی و کدام گیرها را میشود از قبل باز کرد.
ما در فراکو تا امروز فروشگاههای زیادی را از صفر بالا آوردهایم؛ از فروشِ آنلاینِ طلا در زرنگار تا داروخانهی مهردارو، لوازمِ یدکیِ یدکسرا و پیمانکار، عینکِ دیدآرا، ساعتِ کرونوس، روغنِ خودروی اویلرو و لوازمِ ورزشیِ شیکر پلاس. جنسِ کالاها زمین تا آسمان فرق دارد، ولی جایی که پروژهها زمین میخورند تقریباً همیشه یکی است. همان نقطهها را اینجا باز میکنم.
قبل از سایت، این سه سؤال را صادقانه جواب بده
سؤالِ اول: چه میفروشی و چرا کسی باید از تو بخرد و نه از یک فروشگاهِ بزرگِ آماده؟ اگر جوابت فقط «چون ارزانترم» است، بدان که این جواب عمرِ کوتاهی دارد؛ همیشه یکی پیدا میشود که ارزانتر بفروشد. جوابِ محکمتر معمولاً یکی از اینهاست: تخصص، تنوعِ خاص، مشاورهی درست، گارانتی، یا سرعتِ تحویل در شهرِ خودت.
سؤالِ دوم: اگر همین فردا ده سفارش بیاید، از پسش برمیآیی؟ کالا موجود است؟ کسی هست که بستهبندی کند؟ تلفنت را جواب میدهی؟ فروشگاهی که سفارش را دیر بفرستد یا نصفه جواب بدهد، سریعتر از آنچه فکر میکنی توی نظرها و شبکههای اجتماعی میسوزد.
سؤالِ سوم: مشتری قرار است از کجا بیاید؟ صفحهی اینستاگرام داری؟ مشتریِ حضوری داری که بشود آنلاینشان کرد؟ بودجهای برای تبلیغ کنار گذاشتهای؟ اگر جوابِ هر سه «نه» است، مشکلِ امروزت هنوز سایت نیست.
سایت برایت مشتری نمیسازد؛ سایت مشتریِ مردد را به خریدار تبدیل میکند. این دو تا اصلاً یک چیز نیستند.
نقشهی مسیر: هفت قدم تا اولین سفارش
مسیرِ راهاندازی فروشگاه اینترنتی، از هر جا شروع کنی، از این هفت قدم رد میشود: روشنکردنِ عددهای کسبوکار، انتخابِ سکو و روشِ ساخت، دامنه و زیرساخت، گرفتنِ اینماد و درگاهِ پرداخت، آمادهکردنِ محتوا و عکسِ محصول، جفتوجورکردنِ ارسال و مرجوعی، و بالاخره تست و افتتاح. هیچکدام را نمیشود پرید؛ فقط میشود زودتر یا دیرتر انجامشان داد.
ترتیبشان هم مهم است. خیلیها اول میروند سراغِ اینماد و درگاه، بعد میبینند برای گرفتنِ اینماد باید سایتِ فعال و در دسترس داشته باشند و برمیگردند سرِ خانهی اول. مسیرِ کمدردسرتر این است: اول سایت بالا بیاید، بعد اینماد، بعد درگاه.
قدم اول: قبل از سایت، عددهایت را روی کاغذ بیاور
پیش از اینکه یک تومان بابتِ سایت بدهی، بنشین و قیمتِ تمامشدهی هر محصول و سودِ واقعیاش را دربیاور. سودِ واقعی یعنی قیمتِ فروش، منهای قیمتِ خرید، منهای بستهبندی، منهای هزینهی ارسالی که خودت میدهی، منهای کارمزدِ درگاه، منهای وقتی که برای بستهبندی و پیگیری میگذاری.
چرا اینقدر تأکید دارم؟ چون بارها دیدهایم فروشندهای فروشگاهش راه افتاده، سفارش هم میآید، ولی آخرِ ماه میبیند چیزی ته جیبش نمانده. مشکل از سایت نبوده؛ حاشیهی سود از اول کم بوده و هزینههای تازه آن را صفر کردهاند.
بعد سراغِ فهرستِ محصولات برو. چند کالا داری؟ هر کالا چند حالت دارد — رنگ، سایز، وزن، برند؟ همین یک سؤال جنسِ فروشگاهت را عوض میکند. یک فروشگاهِ سیمحصولی با عکسهای آماده کارِ سادهای است، ولی یک فروشگاهِ لوازمِ یدکی با هزاران قطعه که باید با خودرو جور شوند دنیای دیگری است؛ در یدکسرا و پیمانکار مجبور شدیم قطعهیاب بسازیم تا مشتری خودرواش را انتخاب کند و فقط قطعاتِ سازگار را ببیند.
این عددها را جایی بنویس و نگه دار. هر کسی بخواهد برایت فروشگاه بسازد، اولین چیزی که باید بپرسد همینهاست. اگر کسی بدونِ پرسیدنِ تعدادِ محصول و نوعِ تنوع، سرِ دقیقه قیمتِ قطعی داد، یعنی دارد یک قالبِ آماده را به تو میفروشد.
قدم دوم: سکو را انتخاب کن؛ سه راه با سه سرنوشت
برای ساختِ فروشگاه سه راهِ اصلی داری و انتخابت تا سالها با تو میماند. راهِ اول قالبِ آماده است؛ قیمتِ خودِ قالب از چند صد هزار تومان شروع میشود و همین ارزانی وسوسهاش میکند.
قالبِ آماده برای شروعِ خیلی کوچک یا تستِ یک ایده بد نیست، ولی سه دردسر دارد که بعداً خودشان را نشان میدهند: صدها فروشگاهِ دیگر هم دقیقاً همان قالب را دارند، برای هر قابلیتِ تازه باید یک افزونه سوارش کنی و سایت هر بار سنگینتر میشود، و همین افزونهها بزرگترین دروازهی نفوذ و خرابکاری هستند.
راهِ دوم فروشگاهسازهای اجارهای است؛ ماهانه یا سالانه پول میدهی و سریع راه میافتی. برای روزهای اول بد نیست، ولی سایت واقعاً مالِ تو نیست. تا وقتی اجاره میدهی هست، شخصیسازیاش محدود است و هر جا بخواهی از قالبِ آمادهی آنها بیرون بزنی، در بسته است.
راهِ سوم کدنویسی اختصاصی است؛ یعنی فروشگاهت از صفر و مخصوصِ خودت نوشته میشود، با فناوریهای روز مثل نکستجیاس، بدونِ وردپرس و بدونِ قالبِ آماده. سریع بالا میآید، فقط همان چیزی را دارد که لازم داری، و سورسکدش کاملاً مالِ خودت است؛ فردا با هر کسی بخواهی میتوانی ادامهاش بدهی.
قیمتش را هم شفاف بگویم: در بازارِ ایران برای کدنویسیِ اختصاصیِ فروشگاه، عددهایی از حدودِ ۸۰ تا ۳۶۰ میلیون تومان دیدهایم. ما در فراکو فروشگاهِ اختصاصی را با سه پلنِ ۳۵، ۴۵ و ۵۵ میلیون تومان میسازیم و همهی جزئیاتش هم روی صفحهی تعرفهها باز نوشته شده تا مجبور نباشی برای شنیدنِ یک عدد تماس بگیری.
قالبِ ارزان فقط روزِ اول ارزان است؛ صورتحسابش را وقتی میدهی که فروشگاهت کند شده، شبیهِ بقیه است و برای هر تغییرِ کوچک باید از اول بسازی.

قدم سوم: دامنه، هاست و زیرساخت
دامنه را حتماً به نامِ خودت ثبت کن؛ نه به نامِ طراح، نه به نامِ «آشنایی که بلد است». این یک بندِ ساده است ولی روزی که بخواهی مجری عوض کنی یا اینماد بگیری، همهچیز به همین بند برمیگردد. اسمِ کوتاه، قابلِ تلفظ و نزدیک به نامِ برندت را انتخاب کن و از خطتیره و عددهای اضافه فرار کن.
بینِ پسوندها، دامنهی نقطهآیآر ارزان است و ثبتش با کارتِ ملی انجام میشود؛ نقطهکام برای برندسازی و مخاطبِ گستردهتر بهتر است. اگر بودجه اجازه میدهد هر دو را بگیر و یکی را روی دیگری هدایت کن تا بعداً کسی اسمِ برندت را جلویت نگیرد.
برای میزبانی، اگر مشتریهایت داخلِ ایران هستند سرورِ داخلی معمولاً انتخابِ منطقیتری است؛ هم سایت برای کاربرِ ایرانی سریعتر باز میشود و هم دردسرهای دسترسی کمتر است. سه چیز را هم از همان اول روشن کن: گواهیِ امنیتی نصب باشد، نسخهی پشتیبانِ خودکار گرفته شود، و پنلِ مدیریت طوری باشد که خودت بتوانی محصول و قیمت و موجودی را عوض کنی.
قدم چهارم: اینماد و درگاهِ پرداخت
اینماد، همان نمادِ اعتمادِ الکترونیکی، را مرکزِ توسعهی تجارتِ الکترونیکی صادر میکند و در عمل کلیدِ ورود به درگاهِ پرداختِ رسمی است. مشتریِ ایرانی هم به آن نگاه میکند؛ نبودنش یعنی مکثِ بیشتر سرِ لحظهی پرداخت، و هر مکث یعنی سبدِ رهاشده.
برای گرفتنش چند چیزِ ثابت لازم است: سایتِ فعال و در دسترس، دامنه به نامِ متقاضی، احرازِ هویت، اطلاعاتِ تماسِ واقعی روی سایت شاملِ نشانی و تلفن، و چند صفحهی الزامی مثل قوانین و رویهی بازگشتِ کالا. جزئیات و مبلغها هر چند وقت یک بار تغییر میکند، برای همین عددی نمیگویم؛ سرِ ثبتِ درخواست، خودِ سامانه فهرستِ بهروز را نشانت میدهد.
برای درگاه دو مسیر داری: درگاهِ مستقیمِ بانکی، یا شرکتهای پرداختیارِ واسط. مسیرِ واسط معمولاً سریعتر و کمکاغذتر است و مسیرِ بانکی برای فروشِ سنگینتر و تسویهی مستقیم مناسبتر. هر کدام را انتخاب کردی، کارمزد و شرایطِ تسویه را همان موقع از خودشان بپرس؛ اینها دقیقاً همان چیزهایی هستند که مدام عوض میشوند و نوشتنِ عددشان در یک مقاله فقط گمراهت میکند.
در فروشگاههایی که ما میسازیم، اتصالِ درگاهِ پرداختِ ایرانی بخشی از کار است و برای اینماد هم کنارت هستیم و مرحلهبهمرحله راهنماییات میکنیم؛ ولی مجوز به نامِ خودِ کسبوکار صادر میشود و مدارکش را باید خودت بدهی. اگر کسی به تو قولِ «اینمادِ فوری و تضمینی» داد، فاصلهات را با او زیاد کن.
قدم پنجم: محتوا و عکسِ محصول؛ جایی که بیشترِ فروشگاهها زمین میخورند
این را با اطمینان میگویم: بیشترِ فروشگاههایی که دیر افتتاح میشوند به خاطرِ کدنویسی عقب نمیافتند، به خاطرِ عکس و متنِ محصول عقب میافتند. سایت آماده است و هفتهها منتظرِ محتوا میماند.
عکسِ محصول مهمترین فروشندهی توست، چون مشتری نمیتواند کالا را لمس کند. عکسها باید نورِ یکسان، پسزمینهی تمیز و قابِ هماندازه داشته باشند و از چند زاویه گرفته شوند. لازم نیست استودیوی حرفهای اجاره کنی؛ یک پارچه یا کاغذِ سفید، نورِ کنارِ پنجره و یک گوشیِ ثابت روی سهپایه برای شروع کافی است. فقط از اولین محصول تا آخری، همان نور و همان قاب را نگه دار.

متنِ محصول را هم خودت بنویس یا دستِکم بازنویسی کن. کپیِ توضیحاتِ تولیدکننده هم برای مشتری بیفایده است و هم برای گوگل بیارزش. بنویس این کالا به دردِ چه کسی میخورد، چه اندازهای دارد، چه چیزی در جعبه هست و چه چیزی نیست. همان سؤالهایی که هزار بار در پیامِ خصوصی از تو پرسیدهاند، دقیقاً همانها را جواب بده؛ این کوتاهترین راه برای نوشتنِ متنِ محصولِ خوب است.
ساختارِ فروشگاه هم به اندازهی خودِ محصول مهم است: دستهبندیِ درست، جستجوی سریع، و فیلترهایی که به کارِ همان صنف بخورد. فیلترِ فروشگاهِ عینک با فروشگاهِ روغنِ خودرو یکی نیست؛ در دیدآرا فرمِ صورت و شکلِ فریم مهم است و در اویلرو گرانروی و نوعِ موتور. اینها را نمیشود با یک قالبِ عمومی حل کرد و دقیقاً برای همین سراغِ ساختِ اختصاصی میرویم.
و صفحههایی که اعتماد میسازند را جدی بگیر: دربارهی ما با عکسِ واقعی، تماس با نشانی و تلفنی که جواب میدهد، رویهی ارسال، و شرایطِ مرجوعی. قانونِ تجارتِ الکترونیکی برای مصرفکننده حقِ انصراف در نظر گرفته است؛ بهجای پنهانکردنش، شفاف بنویسش. همین شفافیت خودش فروش میآورد.
قبل از هر پرداختی، پیشنمایش صفحهی اصلی سایتت را رایگان ببین.
شروع کنقدم ششم: ارسال، بستهبندی و مرجوعی
این بخش هیچ جذابیتی ندارد و دقیقاً برای همین نادیده گرفته میشود. تصمیم بگیر با چه چیزی میفرستی: پستِ پیشتاز برای کلِ کشور، شرکتهایی مثل تیپاکس و چاپار برای سرعتِ بیشتر، پیکهای درونشهری برای همان شهر، و باربری برای بارِ سنگین. برای هر کدام هزینه و زمانِ تقریبی را از قبل دربیاور و روی سایت بنویس.
بعد سیاستِ هزینهی ارسالت را روشن کن؛ بیشتر از سه حالت ندارد: مشتری بدهد، تو بدهی، یا بالای مبلغِ مشخصی رایگان شود. حالتِ سوم میانگینِ سبدِ خرید را بالا میبرد، ولی اگر عددش را اشتباه بگذاری سودت را میخورد. برای همین گفتم اول عددهایت را دربیاور، بعد سراغِ بقیهی کارها برو.
بستهبندی را هم دستِکم نگیر. کالای سالمی که بد بستهبندی شده باشد تجربهی مشتری را خراب میکند و مرجوعی میسازد. یک بستهبندیِ سادهی تمیز با یک کارتِ کوچکِ تشکر، ارزانترین تبلیغی است که میتوانی بخری؛ همان چیزی که باعث میشود مشتری عکسِ بسته را برای بقیه بفرستد.
رویهی مرجوعی را هم از روزِ اول بنویس و در سایت بگذار: تا چه زمانی، با چه شرطی، و هزینهی برگشت با کیست. تجربهی ما این است که فروشندهای که رویهاش شفاف است کمتر مرجوعی میگیرد، نه بیشتر؛ چون مشتری از همان اول میداند دارد چه میخرد.
قدم هفتم: قبل از افتتاح، این تستها را بگیر
اولین تست، موبایل است. بیشترِ خریدهای ایرانی از گوشی انجام میشود، پس کلِ مسیر را روی گوشیِ خودت برو: از صفحهی اصلی تا صفحهی محصول، سبدِ خرید، ثبتِ آدرس و پرداخت. هر جا انگشتت گیر کرد یا مجبور شدی زوم کنی، همانجا مشتری هم گیر میکند.
تستِ دوم، یک سفارشِ واقعی است. با مبلغِ کم یک خریدِ کامل انجام بده و ببین پیامک و ایمیلِ تأیید میآید، سفارش در پنلِ مدیریت درست ثبت میشود، موجودی کم میشود و برگشت از درگاه تمیز انجام میشود. یک بار هم پرداخت را عمداً نصفه رها کن و ببین سایت چه میگوید؛ همین حالت است که در فروشگاههای بیکیفیت پولِ مشتری را معلق نگه میدارد.
تستِ سوم، سرعت و دیدهشدن است: تصویرها فشرده باشند، صفحهها زیرِ چند ثانیه باز شوند، نقشهی سایت به گوگل معرفی شده باشد و هر صفحه عنوان و توضیحِ اختصاصیِ خودش را داشته باشد. اگر میخواهی ببینی خروجیِ این کارها در عمل چه شکلی است، نمونهکارهایی که در صفحهی نمونهکارها گذاشتهایم همگی سایتهای واقعی و در حالِ کارند، نه عکسِ تزئینی.
هزینهی واقعیِ راهاندازی فروشگاه اینترنتی در ۱۴۰۵
بگذار جمعِ عددها را ببینی، نه فقط قیمتِ سایت را. هزینهی ساختِ فروشگاه بزرگترین قلم است؛ در بازار برای کدنویسیِ اختصاصی عددهایی از حدودِ ۸۰ تا ۳۶۰ میلیون تومان دیده میشود و در آن سرِ طیف، قالبِ آماده از چند صد هزار تومان. ما آگاهانه بینِ این دو ایستادهایم: فروشگاهِ کاملاً اختصاصی با پلنهای ۳۵، ۴۵ و ۵۵ میلیون تومان.
کنارش اینها را هم حساب کن: دامنه و میزبانیِ سالانه، عکاسیِ محصول اگر خودت نمیگیری، هزینهی صدورِ اینماد، بستهبندی و ملزوماتِ ارسال، و بودجهی تبلیغات. آخری را خیلیها فراموش میکنند و بعد گله دارند که «سایت زدیم ولی کسی نیامد».
پشتیبانیِ ماهانه هم اختیاری است ولی جدیاش بگیر. فروشگاه موجودی و قیمت و محصولِ تازه دارد و باید مرتب دست بخورد. پلنهای پشتیبانیِ ما برای فروشگاه ۶، ۸ و ۱۰ میلیون تومان در ماه است و برای سایتِ شرکتی ۵، ۶ و ۷ میلیون تومان؛ و اگر ترجیح میدهی خودت ادارهاش کنی هم هیچ اجباری نیست، چون سورسکد مالِ خودت است.
هنوز بینِ فروشگاه و یک سایتِ معرفیِ ساده ماندهای؟ سفارشهایت اگر تلفنی و از پیامرسان میآید، شاید فعلاً همان سایتِ شرکتی جوابت را بدهد. شروعش ۲۰ میلیون تومان است تا چهار صفحه؛ ۳۰ میلیون تا هشت صفحه؛ و ۴۰ میلیون تا دوازده صفحه، همراهِ درگاهِ پرداخت و اینمادِ تکستاره. مقایسهی کاملشان در صفحهی طراحی سایت اختصاصی آمده؛ اول ببین، بعد تصمیم بگیر.
چقدر طول میکشد؟
فروشگاهِ اختصاصی را ما بینِ ۱۰ تا ۱۴ روزِ کاری تحویل میدهیم و سایتِ شرکتی بینِ ۷ تا ۱۰ روزِ کاری. این زمان از لحظهای شروع میشود که محتوا و اطلاعاتِ اولیه دستمان باشد، نه از روزی که اولین پیام را میفرستی.
چیزی که معمولاً پروژه را عقب میاندازد کدنویسی نیست؛ دیر رسیدنِ عکس و متنِ محصول است، تصمیمهای گرفتهنشده دربارهی دستهبندی و روشِ ارسال، و مراحلِ اداریِ اینماد و درگاه که دستِ سازمانهای دیگر است و کسی نمیتواند مهلتِ دقیقشان را تضمین کند. اگر میخواهی زود تمام شود، محتوا را همزمان با ساختِ سایت آماده کن.
بیشترِ فروشگاهها به خاطرِ کد دیر افتتاح نمیشوند؛ به خاطرِ عکسهایی دیر افتتاح میشوند که هنوز گرفته نشدهاند.
سئو و اولین فروشها؛ بدونِ قصه
روی سئو صادق باشیم. کارهای پایهی سئو واقعی و لازماند: ساختارِ درستِ صفحهها، عنوان و توضیحِ اختصاصی برای هر محصول، سرعتِ بالا، نقشهی سایت، نشانیهای تمیز و متنِ جایگزین برای تصویرها. اینها را ما روی همهی فروشگاهها انجام میدهیم، چون بدونشان گوگل اصلاً نمیفهمد سایتت دربارهی چیست.
ولی چیزی که هیچوقت به تو نمیگوییم این است که «رتبهی یکِ گوگل را تضمین میکنیم». هیچکس صادقانه نمیتواند رتبه را تضمین کند، چون الگوریتمِ گوگل دستِ هیچ آژانسی نیست. هر کس چنین تضمینی داد، دارد چیزی میفروشد که مالکش نیست.
برای فروشهای اول هم منتظرِ گوگل نمان. مشتریهای فعلیات را به سایت بفرست، نشانیِ سایت را در معرفیِ صفحهی اینستاگرامت بگذار، برای هر محصولی که در پیامِ خصوصی میفروشی نشانیِ همان صفحه را بفرست، و اگر مغازهی حضوری داری نشانیِ سایت را روی فاکتور و بستهبندی چاپ کن. اولین سفارشها تقریباً همیشه از آدمهایی میآید که از قبل تو را میشناسند.
پنج اشتباهی که مدام میبینیم
۱۴راهاندازی فروشگاه اینترنتی با هشت محصولِ نصفهونیمه؛ ویترینِ خالی اعتماد نمیسازد.
دو: عکسهای درهم که هر کدام یک نور و یک پسزمینه دارند. سه: نبودِ شمارهتلفنِ واقعی روی سایت؛ مشتریِ ایرانی قبل از خریدِ گرانقیمت دوست دارد صدای یک آدم را بشنود.
۱۵سپردنِ کلِ سرنوشتِ کسبوکار به یک سکوی اجارهای که هر وقت بخواهد قوانین و قیمتش را عوض میکند. پنج: افتتاحِ بیسروصدا
؛ روزی که فروشگاهت بالا میآید باید همهی مشتریهای قدیمیات خبردار شوند، و یک پیامکِ ساده به فهرستِ مشتریهای قبلی معمولاً از هفتهها تبلیغِ کور بهتر جواب میدهد.
جمعبندی
راهاندازی فروشگاه اینترنتی نه آنقدر ترسناک است که عقب بیندازیاش، نه آنقدر جادویی که خودش پول بسازد. یک مسیرِ مشخصِ هفتقدمی است: عددهایت را بدان، سکوی درست را انتخاب کن، زیرساخت و مجوز را سرِ وقت جفتوجور کن، محتوا و عکس را جدی بگیر، ارسال و مرجوعی را از قبل حل کن، و قبل از افتتاح همهچیز را تست کن. هر قدمی که امروز درست برداری، ماهها بعد جوابش را میگیری.
ما در فراکو در اهواز مستقریم؛ اگر در اهواز یا خوزستان هستی میتوانیم رودررو بنشینیم، و اگر جای دیگری از ایران هستی کلِ کار کاملاً غیرحضوری پیش میرود — همانطور که تا امروز برای فروشگاههای زیادی پیش رفته است. سؤالهای پرتکرار دربارهی مالکیتِ سورسکد، مراحلِ کار و پشتیبانی را هم در صفحهی سؤالات متداول جواب دادهایم.
و اگر میخواهی قبل از هر تصمیمی ببینی فروشگاهت چه شکلی میشود، لازم نیست ریسک کنی: صفحهی اصلیِ فروشگاهت را در کمتر از ۴۸ ساعت رایگان طراحی میکنیم و قبل از هر پرداختی نشانت میدهیم. پسندیدی ادامه میدهیم؛ نپسندیدی، هیچ هزینهای ندادهای. جزئیاتِ پلنها و امکاناتشان هم در صفحهی طراحی سایت فروشگاهی و تعرفهها منتظرِ توست.
سایتی میخواهی که درست ساخته شود؟
صفحهی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت میسازیم و نشانت میدهیم. پسندیدی ادامه میدهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.
خواندن را ادامه بده


