کاملاً رایگانپیش‌نمایش رایگان سایتت
بازگشت به مجلههوش مصنوعی

طراحی سایت با هوش مصنوعی؛ چه چیزی واقعی است و چه چیزی فقط تبلیغ

طراحی سایت با هوش مصنوعی تا کجا واقعی است و از کجا فقط تبلیغ؟ صادقانه می‌گوییم چه کاری از آن برمی‌آید، کجا کم می‌آورد و ما خودمان چطور از آن استفاده می‌کنیم.

۲۳ خرداد ۱۴۰۵۱۱ دقیقه مطالعه

تبلیغش را حتماً دیده‌ای: «سایتت را در سه دقیقه با هوش مصنوعی بساز، رایگان.» بعد همان هفته یکی از آشناهایت می‌گوید بابت سایتِ شرکتش چهل میلیون تومان داده. تو می‌مانی که کدامشان راست می‌گویند. جوابِ صادقانه این است: هر دو، و هیچ‌کدام. آن سه دقیقه واقعاً سه دقیقه است، ولی چیزی که تهش بیرون می‌آید همان چیزی نیست که آن آدم چهل میلیون بابتش پرداخته.

ما در فراکو تقریباً هر روز با هوش مصنوعی کار می‌کنیم؛ نه به‌عنوانِ یک برچسبِ تبلیغاتی روی صفحه‌ی خدمات، بلکه به‌عنوانِ ابزاری که واقعاً بخشی از کارِ روزانه‌مان را جلو می‌برد. برای همین می‌توانم بدونِ هیجان‌زدگی و بدونِ بدبینی برایت بگویم کجا معجزه می‌کند و کجا دستش خالی است. این مقاله دقیقاً همین است: مرزِ بینِ آنچه واقعی است و آنچه فقط تبلیغ است، با مثالِ ملموس.

هوش مصنوعی در طراحی سایت واقعاً چه کاری بلد است

کارِ ساختِ یک سایت را می‌شود به سه لایه تقسیم کرد: متن، تصویر و کد. هوش مصنوعی امروز در هر سه لایه چیزی برای عرضه دارد، ولی سهمش در هر کدام خیلی فرق می‌کند. این تفکیک را که بدانی، نصفِ سوءتفاهم‌ها حل می‌شود؛ چون وقتی یکی می‌گوید «هوش مصنوعی سایت می‌سازد»، هر کسی تصویرِ متفاوتی در ذهنش دارد و همان‌جا انتظارها بی‌خود بالا می‌رود.

در لایه‌ی متن، قوی‌ترین جایی است که ایستاده. پیش‌نویسِ معرفیِ خدمات، توضیحِ محصول، سؤالاتِ پرتکرارِ مشتری و متنِ صفحه‌ی درباره‌ی ما را در چند ثانیه می‌نویسد. ولی چیزی که بیرون می‌دهد پیش‌نویس است، نه نسخه‌ی نهایی. لحنش خنثی است، جمله‌هایش شبیهِ هزار سایتِ دیگر است و مثالِ واقعی ندارد؛ چون از کسب‌وکارِ تو چیزی نمی‌داند مگر همان چند خطی که خودت به آن گفته‌ای.

در لایه‌ی تصویر، جهش واقعاً بزرگ بوده. تا چند سال پیش برای یک بنرِ اصلیِ آبرومند یا باید عکاسی می‌کردی یا عکسِ آماده‌ی تکراری می‌خریدی که ده سایتِ دیگر هم داشتند. حالا می‌شود فضای بصریِ دلخواه را ساخت: نورِ سرد، پس‌زمینه‌ی مشکی، حسِ فلز و شیشه. ولی همین‌جا یک شرطِ جدی هست؛ عکسِ خودِ محصول را هوش مصنوعی نباید بسازد. اگر ساعتی که می‌فروشی در سایت شکلِ دیگری داشته باشد، مشتری همان بارِ اول اعتمادش را از دست می‌دهد و دیگر برنمی‌گردد.

در لایه‌ی کد، هوش مصنوعی مثل یک دستیارِ خیلی سریع است. کارهای تکراری را می‌نویسد، اسکلتِ اولیه‌ی صفحه را می‌چیند و خطاهای ساده را زودتر پیدا می‌کند. ولی تصمیم‌های معماری هنوز کارِ آدم است: اینکه داده‌ها کجا ذخیره شوند، سبدِ خرید چطور با موجودیِ انبار حرف بزند، پرداختِ ناموفق چه سرنوشتی پیدا کند و سایت زیرِ بارِ همزمانِ کاربر چه رفتاری نشان بدهد. اگر این تصمیم‌ها غلط باشد، هرچه سریع‌تر کد بنویسی فقط سریع‌تر به بن‌بست می‌رسی.

هوش مصنوعی سرعتِ اجرا را چند برابر می‌کند، ولی هیچ‌وقت تصمیم را جای تو نمی‌گیرد.

آن‌جایی که هوش مصنوعی دستش خالی است

اولین و بزرگ‌ترین ضعفش این است که کسب‌وکارِ تو را نمی‌شناسد. نمی‌داند مشتری‌های تو اول قیمت را می‌پرسند یا اول ضمانت را. نمی‌داند در صنفِ تو رقیب‌ها معمولاً چه چیزی را لاپوشانی می‌کنند و تو دقیقاً با شفاف‌گفتنِ همان می‌توانی جلو بزنی. این‌ها را فقط از حرف‌زدن با صاحبِ کار می‌شود فهمید، و همین گفت‌وگوی نیم‌ساعته است که یک سایت را از یک بروشورِ بی‌روح جدا می‌کند.

دومین ضعفش، بی‌خبری از جزئیاتِ بازار است. وقتی روی یدک‌سرا کار می‌کردیم، مسئله این نبود که صفحه‌ی محصول قشنگ باشد؛ مسئله این بود که مشتری با خودروی خودش وارد می‌شود و می‌خواهد فقط قطعه‌ی سازگارِ همان خودرو را ببیند، نه فهرستِ هزار قطعه‌ای که به دردش نمی‌خورد. این را هیچ ابزارِ خودکاری از توضیحِ کوتاهِ «یک فروشگاهِ لوازمِ یدکی می‌خواهم» نمی‌فهمد؛ از نشستن با آدمی می‌آید که سال‌ها این جنس را فروخته.

سومین ضعفش، مسئولیت است. سایت که ساخته شد، تازه نصفِ راه است. باید روی دامنه و میزبانی بنشیند، درگاهِ پرداختِ ایرانی رویش وصل شود، مدارک برای نمادِ اعتمادِ الکترونیکی آماده و پیگیری شود، و اگر فردا چیزی خراب شد یکی جواب بدهد. هیچ‌کدامِ این‌ها را هوش مصنوعی گردن نمی‌گیرد. رویه‌های اینماد و درگاه هم هر چند وقت یک‌بار عوض می‌شود، پس باید کسی باشد که مسیرِ به‌روز را بلد باشد و تا آخر پیگیری کند.

چهارمین ضعف که کمتر درباره‌اش حرف می‌زنند، خودِ زبانِ فارسی است. راست‌به‌چپ بودن، شکستنِ درستِ خط، نیم‌فاصله، اعدادِ فارسی، و قلمی که روی موبایلِ ارزان هم خوانا بماند. این‌ها جزئیاتی است که ابزارهای عمومی یا نادیده می‌گیرند یا نصفه‌نیمه انجام می‌دهند. نتیجه سایتی است که در تصویرِ کوچک خوب به نظر می‌رسد، ولی وقتی از نزدیک نگاهش می‌کنی همه‌جا کج و ناهماهنگ است و همان بی‌نظمی، اعتبارِ برندت را می‌خورد.

مقایسه‌ی خروجی خام و نسخه‌ی نهایی در طراحی سایت با هوش مصنوعی
مقایسه‌ی خروجی خام و نسخه‌ی نهایی در طراحی سایت با هوش مصنوعی

سازنده‌های خودکارِ سایت؛ چرا خروجی‌شان شبیهِ هم است

این ابزارها معمولاً یک کارِ مشخص انجام می‌دهند: از میانِ چند ده الگوی از پیش‌آماده یکی را انتخاب می‌کنند، متنِ تو را داخلش می‌ریزند و رنگ‌ها را عوض می‌کنند. این خودش ذاتاً بد نیست و برای یک صفحه‌ی معرفیِ خیلی ساده ممکن است کافی باشد. ولی چون سنگِ بنایش الگوی مشترک است، خروجیِ همه‌ی کاربرانش هم‌خانواده از آب درمی‌آید. همان مشکلِ قدیمیِ قالب‌های آماده، حالا فقط با سرعتِ بیشتر تکرار می‌شود.

آن «سه دقیقه» هم عددِ دروغی نیست، ولی فقط تا لحظه‌ای است که چیزی روی صفحه ببینی. کارِ اصلی از همان لحظه شروع می‌شود: عکس‌های واقعیِ محصول، متنی که مالِ خودت باشد، ساختارِ منو، فرمِ تماس که واقعاً پیام را برساند، سرعت روی اینترنتِ موبایل، و نسخه‌ی موبایل که فقط کوچک‌شده‌ی نسخه‌ی رایانه نباشد. این‌ها روزها کار است، نه دقیقه؛ و اتفاقاً همین‌هاست که تعیین می‌کند سایت برایت مشتری می‌آورد یا فقط یک آدرسِ اینترنتی است.

یک نکته‌ی مهم‌تر هم هست که کمتر جایی نوشته می‌شود: مالکیت. در بیشترِ این سرویس‌ها تو سایت را نمی‌خری، اجاره می‌کنی. تا وقتی حقِ اشتراک می‌دهی سایت هست؛ روزی که ندهی یا سرویس تعطیل شود، کاری از دستت برنمی‌آید و معمولاً هم نمی‌توانی کدت را برداری و جای دیگری ببری. ما در فراکو دقیقاً برعکسش را انجام می‌دهیم: سورس‌کد کاملاً مالِ مشتری است و اگر فردا خواستی با تیمِ دیگری ادامه بدهی، هیچ چیزی گروگان نیست.

حالا شرایطِ بازارِ ایران را هم به این فهرست اضافه کن. درگاهِ پرداختِ ایرانی، نمادِ اعتمادِ الکترونیکی، میزبانیِ داخلی که برای سرعتِ کاربرِ ایرانی فرق می‌کند، و پشتیبانی به زبانِ خودت و در ساعتِ کاریِ خودت. بیشترِ ابزارهای خارجی هیچ‌کدامِ این‌ها را در نظر نگرفته‌اند، چون اصلاً برای این بازار ساخته نشده‌اند و قرار هم نیست بشوند.

فرقِ سایتِ سه‌دقیقه‌ای با سایتِ ده‌روزه، سه دقیقه نیست؛ همه‌ی کارهایی است که بعد از آن سه دقیقه باید انجام شود.

ما خودمان چطور از هوش مصنوعی استفاده می‌کنیم

شفاف می‌گویم، چون پنهان‌کردنش هم بی‌معنی است و هم بی‌فایده. اولین جایی که واقعاً به دادمان می‌رسد، پیش‌نمایشِ رایگان است. ما پیش از هر پرداختی، در کمتر از ۴۸ ساعت یک نسخه‌ی واقعی از صفحه‌ی اصلیِ سایتِ تو می‌سازیم تا با چشمِ خودت ببینی چه تحویل می‌گیری. این کار قبلاً چند برابر طول می‌کشید و عملاً نمی‌شد رایگان انجامش داد. ابزارهای تازه این مرحله را آن‌قدر کوتاه کرده‌اند که توانستیم رایگان نگهش داریم.

دومین جا، تصویرهای فضاسازی است؛ بنرِ اصلی، پس‌زمینه‌ها و تصویرهای حال‌وهوایی. برای فروشگاهِ طلای زرنگار یا فروشگاهِ ساعتِ کرونوس، همان حسِ نورِ لوکس و جنسِ گران را می‌شود ساخت بدونِ اینکه هزینه‌ی یک روزِ عکاسیِ استودیویی به فاکتورِ مشتری اضافه شود. ولی خطِ قرمزمان روشن است: عکسِ خودِ محصول باید واقعی باشد. مشتری باید دقیقاً همان چیزی را تحویل بگیرد که در سایت دیده، نه شبیهش را.

سومین جا کدنویسی است. ما همه‌ی سایت‌ها را با کدنویسیِ کاملاً اختصاصی می‌سازیم، بدونِ وردپرس و بدونِ قالبِ آماده، روی Next.js و React. هوش مصنوعی بخشِ تکراریِ این کد را سریع‌تر می‌نویسد، ولی هر خطی که به مشتری تحویل می‌رود توسطِ آدم بازبینی و آزمایش می‌شود. تجربه‌ی خودمان این است که کدِ بازبینی‌نشده در نگاهِ اول درست به نظر می‌رسد و بعد دقیقاً در بدترین لحظه خراب می‌شود؛ مثلاً وسطِ برگشتِ کاربر از درگاهِ پرداخت.

و جاهایی هم هست که اصلاً اجازه‌ی ورود ندارد: قیمت‌گذاری، وعده‌هایی که به مشتری می‌دهیم، و هر چیزی که پای اعتبارِ استودیو در میان باشد. اگر می‌خواهی ببینی این تفکیک در عمل چه شکلی از آب درمی‌آید، صفحه‌ی نمونه‌کارها را باز کن؛ زرنگار، یدک‌سرا، مهردارو، دیدآرا، کرونوس، اویلرو، پیمان‌کار و شیکر پلاس همه زنده‌اند و می‌توانی خودت لای صفحه‌هایشان بگردی. ویجیل و چپمن موبیل هم برای بازارِ جهانی ساخته شده‌اند.

بازبینی انسانی نتیجه‌ی طراحی سایت با هوش مصنوعی در استودیو فراکو
بازبینی انسانی نتیجه‌ی طراحی سایت با هوش مصنوعی در استودیو فراکو

قبل از هر پرداختی، پیش‌نمایش صفحه‌ی اصلی سایتت را رایگان ببین.

شروع کن

سئو و هوش مصنوعی؛ جایی که بیشترین اغراق گفته می‌شود

اینجا باید خیلی صریح باشم. تولیدِ انبوهِ مقاله با هوش مصنوعی آسان شده و خیلی‌ها خیال می‌کنند راهِ میان‌بر پیدا کرده‌اند. ولی وقتی صد سایت همان صد مقاله‌ی مشابه را با همان ساختار منتشر می‌کنند، هیچ‌کدام برنده نمی‌شوند. چیزی که هنوز جواب می‌دهد، محتوایی است که یک تجربه‌ی واقعی داخلش باشد؛ عددی که خودت دیده‌ای، اشتباهی که خودت کرده‌ای، مشتری‌ای که خودت از دست داده‌ای.

دومین حرفِ صریح: هیچ تیمی مالکِ جایگاه تو در نتایج نیست. نه ما، نه هیچ آژانسِ دیگری، با هوش مصنوعی یا بدونِ آن. هر کسی رتبه‌ی تضمینی می‌فروشد، یا دارد اغراق می‌کند یا روی عبارت‌هایی کار می‌کند که اصلاً رقیبی ندارند و کسی هم دنبالشان نمی‌گردد. رتبه گرفتن روی عبارتی که مشتریِ واقعی جست‌وجو می‌کند، به محتوا و زمان و اعتبار بستگی دارد، نه به یک وعده در قرارداد.

کاری که ما انجام می‌دهیم سئوی پایه است و همین را هم بی‌رودربایستی می‌گوییم: ساختارِ درستِ صفحه‌ها، عنوان و توضیحِ حساب‌شده برای هر صفحه، نقشه‌ی سایت، سرعتِ بارگذاری، و اینکه گوگل بتواند بدونِ دردسر همه‌ی صفحه‌ها را بخواند. این پایه لازم است ولی به‌تنهایی کافی نیست؛ بقیه‌اش به محتوایی بستگی دارد که در طولِ زمان تولید می‌کنی. جزئیاتِ بیشترش را در صفحه‌ی سؤالات متداول نوشته‌ایم، همان‌جا که گفته‌ایم چه کاری انجام می‌دهیم و چه کاری نه.

یک تغییرِ تازه هم هست که ارزشِ فکر کردن دارد: بخشی از مردم دیگر جوابشان را مستقیم از دستیارهای هوش مصنوعی می‌گیرند، نه از فهرستِ نتایجِ جست‌وجو. این دستیارها معمولاً به سایت‌هایی ارجاع می‌دهند که اطلاعاتشان روشن، دسته‌بندی‌شده و قابلِ استناد باشد. یعنی دقیقاً همان کاری که برای آدم درست است، برای این ابزارها هم درست است: قیمت را پنهان نکن، خدماتت را دقیق بنویس، و به سؤالِ مشتری مستقیم جواب بده به‌جای اینکه بنویسی «برای اطلاع از قیمت تماس بگیرید».

آیا هوش مصنوعی هزینه‌ی طراحی سایت را کم می‌کند؟

کم می‌کند، ولی نه آن‌طور که تصور می‌شود. هزینه‌ی یک سایت فقط دستمزدِ نوشتنِ کد نیست. جمعِ فهمیدنِ نیازِ کسب‌وکار، طراحیِ ساختار، تولیدِ محتوا و تصویر، ساختِ صفحه‌ها، اتصالِ درگاه، آزمایش روی مرورگرها و موبایل‌های مختلف، و تحویل و آموزشِ پنل است. هوش مصنوعی از این فهرست، بخشی از تولیدِ محتوا و بخشی از کدنویسی را کوتاه می‌کند. باقیِ فهرست هنوز ساعتِ آدم است و ساعتِ آدم ارزان نشده.

سودِ این کوتاه‌شدن وقتی معنا دارد که به قیمتِ نهایی برسد، و ما همین کار را کرده‌ایم. سایتِ شرکتی: بیست میلیون تومان تا چهار صفحه، سی میلیون تا هشت صفحه، و چهل میلیون تا دوازده صفحه به‌همراهِ درگاهِ پرداخت و راهنمایی برای اینمادِ تک‌ستاره؛ با تحویلِ هفت تا ده روزِ کاری. فروشگاهِ آنلاین: سی‌وپنج، چهل‌وپنج و پنجاه‌وپنج میلیون تومان با تحویلِ ده تا چهارده روزِ کاری. پشتیبانیِ ماهانه هم اختیاری است، نه اجباری؛ برای سایتِ شرکتی پنج، شش یا هفت میلیون و برای فروشگاه شش، هشت یا ده میلیون تومان. همه‌ی این‌ها در صفحه‌ی تعرفه‌ها بازتر توضیح داده شده تا مجبور نباشی برای شنیدنِ یک عدد تماس بگیری.

برای اینکه این اعداد سرِ جای خودش بنشیند: در بازارِ ایران برای کدنویسیِ اختصاصی قیمت‌هایی از حدودِ هشتاد تا سیصدوشصت میلیون تومان هم دیده می‌شود، و در آن سرِ طیف، قالبِ آماده از چند صد هزار تومان شروع می‌شود. ما عمداً وسط ایستاده‌ایم: اختصاصی می‌سازیم، ولی با هزینه‌ای که یک کسب‌وکارِ متوسطِ ایرانی واقعاً بتواند بدهد. بخشِ زیادی از این فاصله را همان سرعتی پر کرده که ابزارهای تازه به تیم داده‌اند.

هوش مصنوعی وقتی هزینه را کم می‌کند که سازنده صرفه‌جویی را به مشتری برگرداند، نه وقتی همان کارِ سریع‌تر را به قیمتِ قبلی بفروشد.

هفت سؤالی که قبل از سفارش باید بپرسی

۸سایتِ من روی چه چیزی ساخته می‌شود، قالبِ آماده یا کدِ اختصاصی؟ دو: سورس‌کد بعد از تحویل مالِ کیست و اگر بخواهم آن را جای دیگری ببرم چه اتفاقی می‌افتد؟ سه: عکس‌های محصول از کجا می‌آید و کدامشان ساخته‌ی هوش مصنوعی است؟ همین سه سؤال معمولاً همان جلسه‌ی اول تکلیفت را روشن می‌کند و طرفِ مقابل را وادار می‌کند دقیق حرف بزند.

۹دقیقاً چند صفحه و چه قابلیت‌هایی داخلِ این قیمت است و چه چیزی بیرونش می‌ماند؟ پنج: بعد از تحویل، پشتیبانی چطور انجام می‌شود و هزینه‌اش چقدر است؟ شش: درگاهِ پرداخت و پرونده‌ی اینماد را چه کسی پیگیری می‌کند، من یا شما؟ هفت: درباره‌ی سئو دقیقاً چه چیزی را تعهد می‌کنی؟ اگر جوابِ سؤالِ آخر «رتبه‌ی یکِ گوگل، تضمینی» بود، همان‌جا مؤدبانه خداحافظی کن.

پس تکلیفِ تو چیست؟

اگر فقط یک صفحه‌ی خیلی ساده می‌خواهی با شماره‌ی تماس و چند عکس، و قرار نیست از آن مستقیم پول دربیاوری، ابزارهای خودکار برایت کافی‌اند و کسی نباید با ترساندنت چیزی به تو بفروشد. ولی اگر سایت قرار است بفروشد، اعتبار بسازد، تو را از رقبا جدا کند یا سبدِ خرید و درگاهِ پرداخت داشته باشد، آن ابزارها فقط نقطه‌ی شروع‌اند. آن‌وقت باید سراغِ طراحی سایت اختصاصی بروی، و اگر کارت فروشِ کالاست، سراغِ طراحی سایت فروشگاهی.

جمع‌بندیِ صادقانه‌اش این است: هوش مصنوعی ابزارِ فوق‌العاده‌ای شده، ولی هنوز ابزار است. سرعت را زیاد می‌کند، هزینه را پایین می‌آورد و کارهای تکراری را از دوشِ آدم برمی‌دارد؛ ولی جای شناختِ کسب‌وکارِ تو، تصمیمِ درستِ فنی و مسئولیت‌پذیری بعد از تحویل را نمی‌گیرد. بهترین نتیجه جایی به دست می‌آید که سرعتِ ماشین با قضاوتِ آدم جمع شود، و ما در فراکو دقیقاً روی همین خط ایستاده‌ایم.

و چون معتقدیم این حرف‌ها را باید دید نه شنید، پیش از هر پرداختی در کمتر از ۴۸ ساعت یک پیش‌نمایشِ رایگان از صفحه‌ی اصلیِ سایتِ تو می‌سازیم. نه قراردادی، نه پیش‌پرداختی، نه تعهدی. کافی است بگویی کارت چیست و چه می‌خواهی؛ نتیجه را می‌بینی و بعد راحت تصمیم می‌گیری. اگر در اهواز یا خوزستان هستی می‌توانیم حضوری هم بنشینیم، و اگر هر جای دیگرِ ایران هستی، تمامِ مسیر کاملاً غیرحضوری انجام می‌شود.

پیش‌نمایش رایگان، قبل از هر پرداخت

سایتی می‌خواهی که درست ساخته شود؟

صفحه‌ی اصلی سایتت را در کمتر از ۴۸ ساعت می‌سازیم و نشانت می‌دهیم. پسندیدی ادامه می‌دهیم، نپسندیدی هیچ تعهدی نداری.